روابط

دروغ در زندگی زناشویی

سه گام برای متوقف کردن دروغ در زندگی مشترک

سه گام برای متوقف کردن دروغ در زندگی مشترک 700 466

دروغ راه حلی اشتباه برای حل مشکلات زندگی زناشویی است.

جک و کارا با یکدیگر زندگی می کنند. جک به کارا گفته است که رابطه ی سابقش به طور کامل تمام شده است، و او با هیچ فرد دیگری در ارتباط نیست، ولی یک روز زمانی که تلفن همراه جک بر روی میز بود، کارا متوجه شد که جک هنوز با آن فرد سابق در ارتباط است. کارا به شدت عصبانی شد و شروع به فریاد زدن کرد.
دروغ می تواند یک رابطه را نابود کند، دروغ ها در شرایط گوناگونی ساخته می شوند. بدترین فروشنده ی دنیا را تصور کنید، فریبکارترین شخصی که قصد دارد نظر شما را جلب کند. این افراد از دیگران به عنوان وسیله استفاده می کنند. از دیدگاه آسیب شناسی، این می تواند به دلیل اختلالات شخصیتی باشد.
در بیشتر رابطه ها دروغ با توجه به شرایط به وجود می آید ودائمی نیست. همین مسئله باعث شد تا کارا خودش را آرام کند. او قلبا باور دارد که جک انسان خوبی است نه یک فریبکار، او اعتقاد دارد که جک ذاتا غیر قابل اعتماد نیست.

مشکلات و راه حل ها
در بیشتر این شرایط جک از شدت ترس و اضطراب به دروغ روی آورده است. شکی نیست که این مسئله در گذشته و در زمان کودکی اش نیز وجود داشته است. گاهی کاربردی و گاهی غیر کاربردی.
در اینجا مشکل، آن شخص سابق نیست بلکه اضطراب جک در مورد عکس العمل کارا است. او دروغ گفت تا از احساس در دردسر افتادن کودکانه و خشم و تنبیه مادرانه ی کارا جلوگیری کند. پس از روی ترس، بدون اینکه به کارا اطلاع دهد با دوست سابقش در ارتباط بود.

چرخه
چیزی که اینجا اتفاق می افتد به وجود آمدن یک چرخه ی ناکارآمد است. احتمالا کارا این حساسیت بالا را نسبت به اعتماد از دوران کودکی و یا رابطه ی پیشینش که به او خیانت شده بود، به دست آورده است. او با حالت هوشیار با جک وارد رابطه شد. سعی کرد تا حد امکان در زندگی جک دخالت نکند ولی حال بزرگترین ترسش در روبه رویش قرار دارد و او از درون از هم پاشیده است.
این اتفاق بزرگترین ترس جک بود. مغزش به او می گفت که در تمام مدت حق با او بوده است و گفتن حقیقت امن نیست و او باید رازنگه دار بهتری باشد.
درگیری هردو می تواند برای همیشه ادامه پیدا کند: کارا عصبانی شود و سعی کند تا جک را تغییر دهد و جک هم داستان می بافد تا کارا آرام شود و بحث پایان یابد.
چرخه اینگونه است:
۱٫ ضربه ی روحی کارا باعث خشم او و درگیری شده و به دروغ گفتن جک منتهی می شود.
۲٫ جک عکس العمل کارا را پیش بینی می کند، دروغ می گوید، باعث عصبانیت کارا می شود، فکر این خشم باعث ترس در جک می شود و کارا را با ترس قدیمی اش روبه رو می کند.
آن ها باید این چرخه را از بین ببرند.

از بین بردن چرخه
این تنها در مورد رابطه ی جک و کارا نیست بلکه این دو تنها یک الگو هستند. جک باید از روحیه ی کودکانه اش دست بر دارد و همیشه حقیقت را بگوید و کارا نیز نباید در مقابل این رفتار جک عکس العمل شدیدی از خود نشان دهد.
مشکل اینجا است که هر دوی آن ها در تصورات خود مانده اند.
جک تصور می کند تنها راه رهایی از این مشکل این است که کارا را عصبانی نکند. کارا تصور می کند تنها راه خلاصی مجبور کردن جک برای گفتن حقایق است. هردو سعی دارند با تغییر یکدیگر این مشکل را حل کنند. این راه حل جواب نمی دهد زیرا با پافشاری برای تغییر شخص مقابل تنها درگیری شدید و شدیدتر می شود.
راه حل کلیدی برای از بین بردن این چرخه ی ناکارآمد این است که هر دو شخص برای تغییر خود تلاش کنند، نه دیگری.

حل کردن مشکلات
کارا باید تمام تلاشش را بکند تا عصبانی نشود. زمانی که با ترسش روبه رو شد باید به جای اینکه به شدت فریاد بزند و شواهدی را که نشان میداد جک دروغ گفته است، به او نشان دهد، بهتر است با جک در مورد احساسش صحبت کند. کارا قصد ندارد که به این شدت عصبانی شود ولی نمی خواهد آن ها را نیز نادیده بگیرد. این مشکلی را حل نمی کند، زیرا جک که بسیار مضطرب است در مورد این مسئله شروع به بحث می کند و توضیح می دهد :” او ابتدا پیام داد، من فقط سعی کردم که مودب باشم.” در حالی که موضوع آن شخص سابق نیست بلکه موضوع صداقت است.
کارا باید واضح بیان کند که: “من در مورد آن شخص ناراحت نیستم، من از دروغ های تو ناراحتم. این به احساسات من ضربه می زند. من نمی توانم این موضوع را در رابطه بپذیرم.”
در کنار آن جک نیز باید تمام تلاشش را برای صادق بودن انجام دهد. او باید مثبت اندیش شود، بیاموزد تا خشمش را کنترل کند، همانند یک بزرگسال رفتار کند، یاد بگیرد که چگونه با عکس العمل های شدید دیگران مواجه و از لحاظ عاطفی آن ها را کنترل کند.
جک همچنین باید دوست سابقش را توجیه کند که کارا از پیام دادن او ناراحت و عصبانی می شود و این ممکن است رابطه ی آن ها را به خطر بیاندازد. همچنین باید بگوید که ارتباط با او به معنای این نیست که جک دوباره او را دوست دارد و یا از علاقه اش به کارا کم شده است. هضم این ماجرا برای کارا آسان نیست ولی اگر بتواند این موضوع را در خودش حل کند، می تواند بسیاری از زخم های قدیمی اش را التیام ببخشد. اگر موفق نشوند باید از یکدیگر جدا شوند.

برای انجام همه ی این مراحل آگاهی و پذیرش مسئولیت کافی نیست، ما به عنصر دیگری به نام شجاعت نیز نیاز داریم.
باید از تمام قدرتتان برای جلوگیری از باخت استفاده کنید.

نویسنده: رابرت تایبی Robert Taibbi

تغییر عادت

آیا می خواهید عادت مهمی را در زندگی خود یا دیگران تغییر دهید؟

آیا می خواهید عادت مهمی را در زندگی خود یا دیگران تغییر دهید؟ 700 393

در این مقاله چهار گرایش را که برای تغییر عادت دانستنشان ضروری است؛ بررسی می کنیم.

آیا می خواهید در زندگی تان تغییری ایجاد کنید؟ و یا به شخصی دیگر در این راه کمک کنید؟ عادت ها می توانند خواب بیشتر، مصرف نکردن شکر، ورزش مداوم، گذراندن وقت در طبیعت و کنار گذاشتن وسایل الکترونیکی باشند. می توان گفت که عادت ها همانند معمارانی نامرئی هستند که زندگی روزمره ی ما را می سازند. تحقیقات نشان می دهند که حدودا ۴۰ درصد از وجود ما را عادت ها شکل داده اند.

من در کتابم به نام بهتر از قبل ۲۱ روش برای ترک آسان تر عادت ها را شرح داده ام. گاهی مردم به دلیل تعداد زیاد این روش ها دچار سردرگمی می شوند ولی همین تعداد زیاد می تواند کمک کننده باشد. زیرا برخی روش ها، تنها بر بعضی افراد اثر دارد و بر سایرین خیر.

به منظور تغییرعادت، ضروری است که گرایش خود را شناسایی کنید.

من در نوشته هایم ازچهار گرایش صحبت کرده ام که با فهم آن ها جهان برایم قابل درک شده است.

اگر بدانید که جز کدام گروه از بین حامیان، پرسشگران،افرادی که خود را وقف دیگران می کنند و سرکشان هستید آسان تر می توانید به موفقیت دست یابید. و اگر بخواهید به دیگران برای تغییرعادت هایشان کمک کنید، موثرتر خواهید بود.

 

گرایش حامی:

استراتژی برنامه ریزی( روشی مهم برای حامیان)

استراتژی برنامه ریزی راهی کاربردی برای حامیان است. آن ها دوست دارند که برای هر کاری برنامه ریزی کنند. هرچیزی که بر روی تقویم نمایان شود، باید در وقت خودش انجام بگیرد. آن ها می توانند برای همه ی افراد و فعالیت ها با مشخص کردن برنامه بر روی تقویم، زمان بگذارند.

 

استراتژی وضوح گرایی

حامیان زمانی برای انجام کاری اقدام می کنند،که آن کار به قدر کافی واضح باشد. به یاد داشته باشید که افراد حامی به نیازهای درونی خود نیز توجه بسیار دارند به شرطی که آن ها منظم و دسته بندی شده باشند.

 

استراتژی نظارت

افراد حامی با استراتژی نظارت رابطه ی خوبی دارند زیرا تمایل دارند تا هرچیزی را چک کنند.

 

 استراتژی سازگاری

افراد منظم به خوبی می توانند با هر شرایطی خود را سازگار کنند.

از آنجایی که افراد حامی به خوبی می توانند از همه ی روش ها استفاده کنند، بهترین افرادی هستند که می توان از آن ها برای کمک به دیگران در تغییر عادت هایشان استفاده کرد. مهم نیست مشکل چه باشد، افراد حامی همیشه آماده ی کمک کردن هستند.

 

گرایش پرسشگر:

استراتژی وضوح گرایی

استراتژی وضوح گرایی بسیار برای افراد پرسشگر حائز اهمیت است. آنها می خواهند بدانند چرا و به چه دلیل کاری را انجام می دهند. اگر دلیل انجام کاری را ندانند، به هیچ عنوان آن کار را انجام نمی دهند پس باید پاسخ های قانع کننده ای برای انجام کارهایشان بگیرند.همچنین آن ها باید به قدر کافی به شخص درخواست کننده اعتماد داشته باشند.

 

استراتژی نظارت

علاقه ی افراد پرسشگر به دانستن اطلاعات، نشانه ی این است که آن ها از نظارت برکار خود نیز لذت می برند. آن ها گام هایی را که بر می دارند، با گام شمار می شمارند ویا ساعت خواب خود را هر شب یادداشت می کنند.

 

استراتژی برتری

استراتژی برتری در بین افراد پرسشگر بسیار دیده می شود، زیرا آن ها عقیده دارند که هر عادت، مخصوص یک شخصیت با یک خصوصیات اخلاقی است. آن ها گاهی قانع می شوند تا چیزی را به صورت آزمایشی امتحان کنند.مثلا اگر به آن ها بگویید:” چرا این را امتحان نمی کنی؟ ممکن است برایت مناسب باشد، اگر نبود می توانی چیزی دیگر را امتحان کنی.”

 

استراتژی راه گریز

این استراتژی برای افراد پرسشگر از آن جهت اهمیت دارد که باعث می شود تا آن ها کار خود را توجیه کنند و اساسا از آن برای انجام ندادن یک عادت خوب استفاده می کنند.برای مثال : “من باید ورزش کنم. اما هوا بسیار سرد است.آیا بهتر نیست داخل خانه ورزش کنم؟ ولی من کارهای بسیاری دارم .”

 

گرایش افرادی که خود را وقف دیگران می کنند:

استراتژی پاسخگویی

هر چهار گرایش (حتی در برخی موارد،افراد سرکش) پاسخگویی را برای تغییرعادات مناسب می دانند، اما اشخاصی که مدام خود را وقف دیگران می کنند، نیازمند آنند که به عاملی بیرونی نیز پاسخگو باشند. آن ها به نظارت، مهلت انجام کار و شخصی که باید به آن پاسخ بدهند نیاز دارند. این افراد می توانند مربی، مشاور تغذیه، و یا فرزندان آن ها باشند. افرادی که به دیگران خدمت رسانی می کنند، تمایل دارند تا به عنوان الگو قرار بگیرند. آن ها گاهی کاری را که نمی توانند برای خود انجام دهند، برای دیگران انجام می دهند. برای مثال: ” هنگامی که فرزندم به دنیا آمد، سیگارم را ترک کردم.”

استراتژی نظارت

نظارت به پاسخگویی کمک می کند، بیشتر این افراد عقیده دارند که هرچه بیشتر به اخلاق خود نظارت داشته باشند، پاسخگویی به دیگران برای آن ها آسان تر خواهد بود.

 

استراتژی سایر مردم

به دلیل سنگینی باری که انتظارات بیرونی بر این افراد تحمیل می کنند، خود این اشخاص و اطرافیانشان باید مراقب تاثیرپذیری بالای آن ها در برابرمردم دیگر باشند.

 

استراتژی پاداش

همه ی ما به پاداش نیاز داریم، هرچه بیشتر به خود پاداش بدهیم، می توانیم بیشتر از خودمان انتظار داشته باشیم. افرادی که خود را وقف دیگران میکنند،باید به خود پاداش دهند. زیرا پاداش روشی است تا انرژی دوباره بگیرند.

 

گرایش سرکش:

استراتژی هویت

برای افراد سرکش، تاثیرگذارترین استراتژی تغییرعادت، استراتژی هویت است. زیرا افراد سرکش ارزش زیادی برای صادق بودن با خود قائل هستند. اگر تغییرعادت باعث شود تا افراد سرکش بتوانند توسط آن هویت خود را نشان دهند، سریعا آن عادت را می پذیرند.

 

استراتژی وضوح گرایی

این استراتژی برای افراد سرکش بسیار حائز اهمیت است زیرا بر دلیل اینکه چرا یک عادت ممکن است بر ارزش های درونی تاثیر بگذارد، تاکید دارد. هرچه این افراد بیشتر به این سوال فکر کنند که چه می خواهند، پاسخ های بهتری دریافت می کنند.

استراتژی آسودگی

افراد سرکش اغلب به جای استفاده از روش برنامه ریزی ، بر طبق عادت، کاری را که تمایل بیشتری به آن دارند، انجام می دهند.

 

استراتژی سایر مردم

افراد سرکش دوست دارند تا کارهایی متفاوت از کارهای مردم انجام دهند. این افراد ممکن است در مقابل خواسته ی شما مقاومت کنند. به علاوه بیشتر ۲۱ استرتژی که برای گرایشات دیگر استفاده می شود، برای گروه سرکش ها کارایی ندارد. برای مثال استراتژی هایی همانند: برنامه ریزی، پاسخگویی، نظارت و پاداش.

نویسنده: گرچن روبین Gretchen Rubin