مقالات

چرا بعد از مهاجرت افسردگی به سراغمان می آید؟

چرا بعد از مهاجرت افسردگی به سراغمان می آید؟ 500 611 نگار

 

ما در طول زندگی رخدادهای زیادی را تجربه می کنیم. اولین روز رفتن به مدرسه، شروع کار جدید، ازدواج کردن، بچه دارشدن، اسباب کشی، تغییر شهر محل زندگی، از دست دادن یکی از عزیزان و..

همه این اتفاقات که به وقایع زندگی هم معروفند در زندگی هر شخص در طول عمرش اتفاق میفتد اما توالی و تعداد بروز آنها  به نسبت هر شخص می تواند متفاوت باشد اما بطور کلی همه آنها در بازه زمانی ۷۰ سال برای هر شخص اتفاق می افتد. هر کدام از این اتفاقات به خودی خود استرس زا و فشار آور هستند.

این که برای اولین بار خانه را ترک کنی، خانه  جدید بخری یا بفروشی، به یک شهر جدید مهاجرت کنی و دوستان تازه پیدا کنی و کسی که دوستش داری را از دست بدهی همه استرس آور هستند. اما معمولا بطور میانگین یک فرد در طول زندگی ۷۰ ساله اش  با این مسائل گاهی چندین بار، درگیر میشود و در واقع فشار این مسائل در طول زندگی پراکنده میشود و کنار آمدن با آن هم کمی آسانتر است.

در سال ۱۹۶۷ دو روانپزشک به نام های توماس هولمز و ریچارد ری تحقیقی را ترتیب دادند درباره اینکه آیا وقایع استرس زای زندگی میتواند باعث ایجاد بیماری های جسمی شود؟ بر اساس این تحقیق آمار تقریبی نشان میدهد که استرس بر سلامتی اثر دارد به عنوان مثال مرگ همسر به عنوان پراسترس ترین فاکتور شناسایی شد. طلاق، جدایی، زندان رفتن، اخراج شدن از کار و … فاکتورهایی هستند که در این تحقیق به عنوان وقایع زندگی بررسی شدند.

ولی ارتباط این تحقیق با مهاجرت چیست؟

مهم است که بدانیم در طول فرایند مهاجرت فرد چندین مورد از این وقایع را دوباره تجربه میکند با این تفاوت که در مدت زمان کوتاه تری نسبت به بقیه همه این مسائل را تجربه میکند.

فرایند مهاجرت معمولا بین دو تا چهار سال به طول می انجامد که در این حین فرد باید تغییرات زیادی در زندگیش ایجاد کند: جابجایی خانه، رفتن به کشور جدید، از دست دادن کار، پیدا کردن کار جدید، از دست دادن یا جدا شدن از دوستان و خانواده، پیدا کردن دوستان جدید، تغییر عادتها، یاد گرفتن زبان جدید، تغییر ساعات و شرایط کاری، تغییر مدرسه و کنار آمدن با استرس ناشی از مهاجرت خانواده و بچه ها، تغییر فعالیت های اجتماعی و…

همه این رخدادهای زندگی در یک دوره ی خیلی کوتاه اتفاق می افتند. همه این اتفاقات در ذات خودشان استرس زا هستند و تصور کنید که در شرایط مهاجرت میزان فشاری که وارد می کنند چند برابر خواهد بود. سلامتی یک انسان در حالت نرمال حتما متحمل آسیب میشود ، چه به صورت روانی و چه فیزیکی. نویسنده مقاله معتقد است که سلامت خودش نیز بعد از مهاجرت تحت تاثیر قرار گرفته و آسیب دیده است . و همچنین آدم های زیادی را دیده است که تحت تاثیر این فرآیند قرار گرفته‌اند. مشکل اینجاست که آنها هیچ ایده ای درباره آنچه برایشان اتفاق می افتد ندارند. سلامتیشان آسیب می بیند، روابطشان تحت تاثیر قرار می گیرد، آسایش شان از بین میرود و افسرده میشوند. به این تاثیر فاکتورهای روانی و هیجانی غیر قابل مشاهده ی مهاجرت میگویند که بر سلامت روانی و جسمی هر کس اثر گذار است. اکثر مردم فکر میکنند پیدا کردن کار و جابجایی وسایل و فرایند های قانونی مهاجرت دشوار است اما در واقع فاکتورهای روانی نامرئی هستند که در سایه خودشان را پنهان کرده‌اند و آماده هستند تا به آدم های از همه جا بی خبر حمله کند. افسردگی زمانی وارد میشود که موج های هیجان اولیه فرو می نشیند و افراد نمی توانند بفهمند که چه بر سرشان آمده است. اثر ماه ها و سالها فشار و استرس زندگی بر زندگیشان می نشیند و آن ها اصلا آمادگی آن را ندارند.

با توجه به اینکه می دانیم چه چیز اتفاق می افتد و چرا افسردگی گاهی نامرئی است و به عنوان یک تهدید جدی برای مهاجرین مطرح است، چه میتوان کرد؟

در این شرایط چند نکته را میتوان متذکر شد، در زیر ۴ اصل اساسی مطرح شده که پیشنهاد می شود:
  1. کمک بگیرید. سازمان ها و گروه های پشتیبانی وجود دارند.  اگر در کشور جدید خود خانواده و دوستانی برای پشتیبانی ندارید ، با سازمانی تماس بگیرید که بتواند آن خدمات حمایتی را ارائه دهد. همچنین ، گروه هایی را که فقط برای حمایت از مهاجران تأسیس شده اند فراموش نکنید. گاهی اوقات مددکاران داخل این گروه ها از مهاجران تشکیل شده اند که می توانند شرایط شما را بهتر از دیگران درک کنند. منتظر نمانید تا انقدر دیر شود که برای کمک به بیماری جسمی یا روانی که ممکن است در اثر استرس مهاجرت ایجاد شده باشد درخواست کمک کنید.

 

  1. سپاسگزار باشید. شاید این موضوع کمی عجیب به نظر برسد ، اما دور نگه داشتن ذهن از مسائل منفی و تلاش برای به خاطر سپردن – نه آنچه را از دست داده اید ، بلکه آنچه را که به دست آورده اید – بسیار مفید است! نویسنده میگوید که لیستی از مواردی را که در کشور جدید بخاطر آنها شکرگزار بوده را تهیه کرده است. به مردم گفته است که از آنها سپاسگزار است که از نظر برخی افراد این عجیب بود – چگونه می تواند از خیابان های تمیز ، مراقبت های پزشکی عالی ، یک محیط امن ، ایمن ، مدارس مناسب ، یک کار خوب و غیره سپاسگزار باشد – در‌حالی که محلی ها آن را مسلم می دانستند؟ او میگوید لبخند میزدم و به این فکر می کردم که چقدر سپاسگزارم ، نه برای آنچه از دست داده ام ، بلکه آنچه که به دست آورده ام … و این باعث می شود احساس مثبت ، اشتیاق ، انرژی و رضایت داشته باشم.

 

  1. بیرون بروید. از خانه خود خارج شوید، به پیاده روی بروید ، با افرادی که بیشترین تفاوت با شما را دارند صمیمی شوید. از درون خود بیرون بیایید و خود را با تجربه ها و مناظر جدید هیجان انگیز پر کنید. با افراد دیگر صحبت کنید ، چیزهای جدید ببینید ، بذر زندگی جدید و مثبتی را که می خواستید، بکارید و پرورش دهید.

 

  1. یاد بگیرید ، یاد بگیرید و رشد کنید. و زمانی رشد خواهید کرد که با افرادی که متضاد با خودتان هستند بیشتر نزدیک شوید. احمقانه به نظر می رسد ، اما فقط به دنبال جلسات ، گروه ها و مکان هایی نباشید که با کسانی که از محل زندگی شما آمده اند معاشرت داشته باشید. بروید و با کسانی که از جاهای دیگر آمده اند معاشرت داشته باشید و ببینید چگونه دنیایتان بزرگتر می شود. این همچنین به شما یک افق دید می دهد. نویسنده میگوید که من افرادی را یافتم که در وخیم ترین شرایط بودند و می توانستند به کشور جدیدی مهاجرت کنند – شرایط بسیار وخیم تری از آنچه من فکر میکردم در آن هستم. این باعث شد که احساس قدردانی کنم و باعث شود بخواهم به کسانی که هنوز به کمک نیاز دارند کمک کنم.

 

این چهار مرحله در بالا به افرادی که برای مشاوره و راهنمایی در مورد چگونگی مقابله با عوامل عاطفی و روانی مهاجرت نیاز دارند کمک میکند ، اگرچه ممکن است این موارد  همه آنچه نیاز دارند را برطرف نکنند،  اما بسیاری از کسانی که  این موارد ساده را انجام داده اند ،اندکی بهبود یافته‌اند . به یاد داشته باشید ، مهاجرت یکی از استرس زا ترین اتفاقاتی است که می توانید به عنوان یک انسان تجربه کنید – استرس زا به دلیل تأثیر ترکیبی از وقایع زندگی پراسترس که پشت سر هم و در مدت زمان کوتاه اتفاق می افتند . تغییرات بسیار خوب هستند که می تواند از نظر روانی شما را تحت تاثیر قرار دهند یا بیماری های جسمی را تحریک یا تشدید کنند.  آگاهی از تأثیر این عوامل روانی و عاطفی اولین دفاع شماست.  شما گاهی اوقات تنها کسی هستید که می توانید ابتدا به خودتان کمک کنید و اگر کار به جایی رسید که دیگر نمی توانید اثرات آن را بهبود دهید یا آن را کنترل کنید ، در اینجا بسیاری ​​از افراد حضور دارند – متخصصان و سایر مهاجران – که حاضرند برای کمک به شما بجنگند.

 

منبع:

Zarelsie Van der Merwe/After Immigration When Depression Comes Knocking/2016/linkedin

مترجم: نگار خلفائیان

الگوهای تنهایی در بین مهاجران

الگوهای تنهایی در بین مهاجران 1160 1104 نگار

 

تنهایی احساسی فراگیر است که سطح سلامت و کیفیت زندگی افراد را کاهش میدهد که توجه کارکنان حوزه سلامت روان را هم به عنوان یک شرط، خودی خود و هم به عنوان یک جزئ از سایر مولفه ها به خود جلب میکند. تنهایی عموما به عنوان یک احساس ناخوشایند است و زمانی اتفاق می افتد که شبکه روابط اجتماعی فرد چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی ، به طریقی مهم، دچار نقص شود. از جمله معمول ترین شرایطی که باعث تنهایی میشود، شامل عدم درگیری اجتماعی دانشجویان ، زندگی انفرادی سالمندان و انزوای فرهنگی مهاجران است. دو مفهوم عمده تنهایی مطرح شده است: تنهایی ناشی از انزوای اجتماعی و تنهایی نشانگانی. مورد اول تنهایی را واکنش طبیعی افراد نسبت به شرایط خاص زندگی مانند از دست دادن ، رها شدن و عدم حمایت اجتماعی ناشی ازعدم رضایت از مقررات فعلی روابط اجتماعی توصیف می کند. به گفته ویس ، این روابط نیازهای مختلف فردی را برآورده می کنند. دلبستگی به شما احساس امنیت و حفاظت شدگی می دهد که معمولا همسر این نیاز را برآورده می کند. دوستان نیز یکپارچگی اجتماعی را فراهم می کنند، که در آن افراد دارای علایق و ارزشهای مشترک هستند. اتحاد قابل اطمینان؛ اطمینان از در دسترس بودن کمک های عینی در صورت لزوم ، به طور کلی از طرف خانواده برطرف  می شود. راهنمایی ها ، شامل مشاوره و اطلاعات ، توسط افراد قابل توجهی در جایگاه قدرت و اقتدار ارائه می شود.

تنهایی نشانگانی غالباً به عنوان یک علامت ثانویه یا یکی از مولفه های افسردگی توصیف شده است، نه به صورت یک عامل ، به خودی خود.

از آنجا که همبستگی بالایی بین عملکرد هر دو مفهوم وجود دارد ، جای تعجب نیست که برخی از محققان تنهایی را به عنوان نوع خاصی از افسردگی در حوزه بین فردی یا “افسردگی بین فردی” تعریف می کنند. برخلاف آن مطالعات ، رابطه تنهایی با پریشانی روانشناختی و علائم آن به اندازه کافی بررسی نشده است. مهاجرت فرصتی منحصر به فرد برای بررسی انواع مختلف واکنشهای فرد به تنهایی را ارائه می دهد. افراد تازه مهاجرت کرده خود را در شبکه ای کاملاً متفاوت از روابط اجتماعی می یابند و چندین عامل استرس زا از جمله فقدان ها را تجربه می کنند. در واقع ، مطالعات به طور مداوم در مقایسه با جمعیت بومی ، سطح بالایی از بیماری ناشی از استرس و عوارض گسترده آن را ، همراه با کاهش سطح حمایت اجتماعی در میان گروه های مهاجر پیدا کرده اند. علاوه بر این ، شواهد روشنی وجود دارد که مهاجر بودن یک ریسک فاکتور برای ایجاد فشار روانی است و این مربوط به انزوای اجتماعی است. با این حال دانش مربوط بین جمعیت های مهاجر معمولا ناقص است.

مطالعات پژوهش تازه نشان می دهد که بر خلاف مطالعات قبلی که در آنها احساس تنهایی بیشتری در میان افراد مسن گزارش شده بود ، هنگامی که به طور جداگانه در نظر گرفته شد ، ارتباط معنی داری با سن پیدا نشد. با این حال ، ترکیب سن با جنسیت و ترکیب خانواده تاثیر مهمی بر تغییر در نمرات تنهایی هنگام کنترل پریشانی روانشناختی و حمایت اجتماعی دارد. این یافته حاکی از آن است که تأثیرات پریشانی و حمایت اجتماعی در ایجاد تجارب عمیق تنهایی بیش از تأثیر عوامل جمعیتی برجسته است.

از آنجا که تنهایی و پریشانی دارای برخی ویژگی های مشترک هستند ، سعی شده است الگوهای تنهایی مرتبط یا مرتبط با مولفه های بیماری عمومی روانشناختی از هم جدا نشود. نتایج تحلیل عاملی الگوهای فرضیه تنهایی را تایید می کند. برای تنهایی که با پریشانی همراه نباشد ، زمینه اصلی نارضایتی بر حمایت اجتماعی از دوستان متمرکز است. این نوع تجربه تنهایی را می توان یک پاسخ روانشناختی طبیعی دانست که از فرد در برابر پریشانی دفاع می کند. با از دست دادن حمایت دوست خود ، چنین فردی احتمالاً در حفظ “شاید مهمترین روابط – رابطه با خود” موفق باشد. ارتباط با احساسات درونی فرد باعث ایجاد احساس هویت فردی می شود و دانش فرد در مورد میزان اعتماد شخص به توانایی های خود را به روشی خودکفا و خود مختار افزایش می دهد. عدم توانایی در حفظ چنین ارتباطات درونی باعث کاهش عزت نفس مثبت ، کاهش اعتماد به نفس و کاهش اعتماد به دیگران حتی در حضور سیستم های حمایتی بیرونی می شود. در موارد شدید ، ممکن است پیوندهای یک شخص با واقعیت قطع شود و جای خود را به یک پریشانی عمیق بدهد. این تصویر از فرد ممکن است در تنهایی مربوط به پریشانی دیده شود که به نظر می رسد جزء مولفه های (نشانه ها) مجموعه علائم پریشانی است. به طور کلی ، نتایج این مطالعه در مورد حمایت از تنهایی نشانگانی و مکمل مطالعات قبلی که به توصیفات عاطفی و ارتباط تنهایی اشاره کرده اند است. با این حال ، یافته های ما نشان می دهد که نه تنها علائم خاص افسردگی ، بلکه سایرعلائم پریشانی عمومی روانشناختی نیز به طرز چشمگیری با احساس تنهایی در ارتباط هستند. رابطه تنهایی با حساسیت بین فردی (عزت نفس پایین) از جمله احساس عدم کفایت و حقارت شخصی ، به ویژه در مقایسه با دیگران ، انتظارات منفی در مورد ارتباطات و رفتارهای بین فردی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. با این حال ، نه تنها خود تخریبی ، بلکه انتقاد از دیگران نیز در تنهایی علامتی نقش مهمی دارد. همبستگی شدید تنهایی با ایده های پارانوئید شامل افکار تصویری ، خصومت ، سوءظن و ترس از دست دادن استقلال، این فرض را تایید می کند. این الگوی علائم روانشناختی منعکس کننده روش مهاجران در ارزیابی خود از طریق جدا شدن از روابط یا عضویت در گروه ، و گرایش به انزوا از خود ، اجتناب و طرد دیگران است. به طور کلی ، یافته های مربوط به تنهایی نشانگانی از نتیجه گیری سیلو و همکاران پشتیبانی می کند که به نظر می رسد تنهایی جنبه ای جدایی ناپذیر از پریشانی عمومی روانشناختی است تا تعیین کننده مستقل چنین شرایطی. در این مطالعه نشان داده شد که رضایت از حمایت اجتماعی بزرگترین پیش بینی کننده تنهایی در مهاجران سالخورده کره ای در ایالات متحده است ، اگرچه انواع حمایت اجتماعی در آن مطالعه متفاوت نبود. نتایج این مطالعه همچنین نقش انواع خاصی از حمایت اجتماعی در توسعه تنهایی انزوای اجتماعی را نشان می دهد. با مقایسه دو عامل ، یکی شامل تنهایی و دیگری بدون آن ، متوجه می شویم که تنها عدم رضایت از حمایت دوستان تجربیات تنهایی را تحریک می کند ، در حالی که عدم حمایت اجتماعی از خانواده و سایر افراد قابل توجه  آن را تحریک نمی کند.

نتایج مطالعات نشان می دهد که دوستان (شبکه‌های حمایتی) میتوانند  با تامین علائق و ارزش‌های مشترک و ارضای نیازهای بین‌فردی و ایجاد اتحاد و اطمینان از در دسترس بودن کمک، ادغام و یکپارچگی مهاجر در جامعه را تسهیل کنند. با وجود محدودیت های این پژوهش نشان میدهد که یافته های این مطالعه با ارائه الگوهای افتراقی تنهایی ، پیامدهای مهمی برای ارائه دهندگان خدمات بهداشتی دارد. یکی از آنها به اندازه کافی سازگار و برجسته پریشانی روانشناختی عمومی است که نیاز به مداخله مناسب دارد. یکی دیگر از مواردی که پاسخ طبیعی به عدم رضایت از مقررات اجتماعی فعلی را نشان می دهد ، ممکن است به عنوان مکانیزم دفاعی ناشی از پریشانی روانشناختی عمل کند. حساسیت به این تفاوتها در عمل با مهاجران اخیر لازم است. تحقیقات آینده نگر بیشتر در مورد این مسئله مهم باید بیشتر شامل استرس و اقدامات مقابله ای برای گسترش دیدگاه یافته های فعلی باشد.

 

منبع:

Alexander M. Ponizovsky and Michael S. Ritsner/2004/Patterns of Loneliness in an Immigrant Population/Comprehensive Psychiatry/ DOI: 10.1

مترجم: نگار خلفائیان