خلاقیت

اگر می‌خواهید تا هیجان‌هایتان را با موفقیت مدیریت کنید، انعطاف‌پذیر باشید.

اگر می‌خواهید تا هیجان‌هایتان را با موفقیت مدیریت کنید، انعطاف‌پذیر باشید. 969 647

اگر می‌خواهید تا هیجان‌هایتان را با موفقیت مدیریت کنید، انعطاف‌پذیر باشید.

راهبرد صحیح تنظیم هیجان کلید مدیریت هیجان‌هاست.

 

زندگی پر از موقعیت‌های استرس‌زاست. برخی از این موقعیت‌ها شدت هیجانی پایین‌تر و برخی شدت هیجانی بالاتری دارند. در سطح پایین‌تر این طیف ممکن است هیجانی باشد که از فراموشی یک ددلاین کاری کوچک در مسیر رفتن به محل کارتان ناشی می‌شود. در این مسیر، دیدن یک ماشین که تصادف کرده و راننده‌اش که مجروح شده است می‌تواند هیجان شدیدتری را فراخوانی کند.

 

چندین دهه است که روان‌شناسان به چگونگی کنترل موفق هیجان‌های افراد در موقعیت‌های استرس‌زا علاقمند شده‌اند. اگر بتوانیم بفهمیم که افراد سالم چگونه هیجان‌هایشان را مدیریت می‌کنند، می‌توانیم زندگی افرادی را که از افسردگی یا اضطراب رنج می‌برند (و تعادل هیجانی‌شان به هم ریخته است) ارتقاء دهیم. یکی از پژوهش‌های مجله Psychological Science نشان می‌دهد که تنظیم موفق هیجان فرایندی نیست که برای همه به یک شکل باشد. این کار نیازمند راهبرد صحیح تنظیم هیجان در موقعیتی بخصوص است. به عبارت دیگر، زمینه‌های هیجانی متفاوت نیازمند فرایندهای تنظیمی متفاوتی هستند.

 

افراد می‌توانند هیجان‌هایشان را به روش‌های مختلفی تنظیم کنند. از یک سو، اطلاعات هیجانی می‌توانند توسط فرایندهای مغز تنظیم شوند و از همان ابتدا، بیش از حد توجه ما را جلب نکنند. برای مثال، راهبرد حواس‌پرتی با فراهم کردن افکاری که ماهیتی خنثی دارند، حواس فرد را از هیجان منفی پرت می‌کند. این افکار به منظور جلوگیری از نیرومند شدن بیش از حد واکنش‌های هیجانی در ذهن طراحی شده‌اند. به عنوان مثال، بعد از اینکه رئیس‌تان توانایی شغلی‌تان را زیر سؤال می‌برد، به جای اینکه به اخراج شدن فکر کنید، ممکن است به این فکر کنید که آخر هفته با دوستانتان به کجا می‌خواهید بروید.

 

بدون شک، اغلب اطلاعات هیجانی به افکار هشیار ما نفوذ می‌کنند. یک راهبرد دیگر برای دست و پنجه نرم کردن با هیجان‌هایی که توجه ما را جلب کرده‌اند، باز ارزیابی آنهاست؛ به این معنا که در مورد اطلاعات هیجانی به شکلی فکر کنیم که معنای منفی آنها را کاهش دهد. مثلا، به جای اینکه در مورد مشکل شغلی‌تان ناراحت شوید، به خودتان بگویید که چون همیشه دقیق هستید اتفاق بزرگی نیافتاده است.

 

افراد سالم، در موقعیت‌هایی که شدت هیجان منفی پایین است و فرصت چارچوب بندی دوباره موقعیت وجود دارد، با استفاده منعطف از باز ارزیابی (که امکان پردازش هیجانی را می‌دهد) هیجان‌هایشان را مدیریت می‌کنند. همین‌طور در موقعیت‌هایی که هیجان‌های منفی شدت دارند و زمان کافی برای مقابله موثر با استرس نیست، از حواس‌پرتی استفاده می‌کنند و جلوی پردازش هیجانی را می‌گیرند.

 

پژوهش‌گران دانشگاه استنفورد برای نشان دادن این انعطاف‌پذیری به دانش‌آموزان سالم تصاویر هیجانی با شدت‌های متفاوتی را نشان دادند (صورت غمگین در برابر صورت خونین). شرکت‌کننده‌ها این اجازه را داشتند تا بعد از دیدن تصاویر استفاده از باز ارزیابی یا حواس‌پرتی را به عنوان راهبرد تنظیم هیجان‌شان انتخاب کنند. در آزمایشی دیگر، افراد در مورد شوک الکتریکی که قرار بود دریافت کنند، هشداری را می‌دیدند. باز هم، این امکان را داشتند تا قبل از دریافت شوک الکتریکی کم یا زیاد، هیجان‌هایشان را با استفاده از یکی از این دو راهبرد تنظیم کنند. در هر دو موقعیت، افراد برای مقابله با موقعیت‌هایی که هیجان منفی شدیدی را فراخوانی می‌کردند از حواس‌پرتس استفاده کرده و راهبرد ارزیابی را برای هیجان‌های منفی با شدت کمتر استفاده کردند. این بدان معناست که تنظیم موفق هیجان‌هایمان نیازمند انتخاب راهبرد صحیح در موقعیت متناسب است.

 

البته، یک پرسش مهم بی‌پاسخ می‌ماند و آن هم این است که افراد چگونه در توانایی‌شان برای به کارگیری راهبرد مناسب تنظیم هیجان تفاوت دارند و آیا این تفاوت‌ها سلامتی هیجانی بلندمدت را پیش‌بینی می‌کنند یا نه؟ با این وجود، با توجه به اینکه نشخوار انعطاف‌ناپذیر اطلاعات هیجانی منفی با شدت زیاد یکی از نشانه‌های افسردگی و دوری انعطاف‌ناپذیر از اطلاعات هیجانی منفی با شدت کم یکی از نشانه‌های اضطراب است، یافته‌های فعلی مطرح می‌کنند که انعطاف می‌تواند کلید بهزیستی هیجانی باشد.

 

نتیجه‌گیری؟ راهبرد کلی برای مدیریت هیجان‌هایمان وجود ندارد. انتخاب راهبرد مناسب تنظیم هیجان با توجه به شدت موقعیت استرس‌زا می‌تواند بر روی کارکرد ما تاثیر بگذارد.

مریم میرزاخانی

آموزه های زندگی مریم میرزا خانی در مورد مهارت و خلاقیت

آموزه های زندگی مریم میرزا خانی در مورد مهارت و خلاقیت 700 394

مرگ یک نابغه
مریم میرزاخانی اولین و تنها زن مسلمان و ایرانی بود که توانست برنده ی مدال فیلدز (معادل جایزه ی نوبل در ریاضیات) شود. او بعد از ۴ سال مبارزه با سرطان سینه در ۲۴ تیر ۱۳۹۶ درگذشت. او تنها ۴۰ سال داشت. علی رغم زندگی کوتاهش بر روی دینامیک و هندسه ی سطوح ریمانی و فضاهای پیمانه ای کار کرد.

سال های اولیه
نکته ی عجیب در مورد میرزاخانی این است که او یک دختر ایرانی بود که در طول جنگ ایران و عراق بزرگ شد، در یک حکومت اسلامی و مذهبی که کاملا با علوم غربی مخالف است. در واقع اولین عشق او ریاضی نبود بلکه کتاب خواندن بود. در کودکی و نوجوانی هر کتابی که پیدا می کرد، می خواند. رویایش این بود که نویسنده شود.
او توسط برادرش با ریاضیات آشنا شد، برادرش هر وقت به خانه می آمد تمام درسی را که می آموخت به او یاد می داد. میرزاخانی در دوره ی راهنمایی و دبیرستان به مدرسه ی فرزانگان (مدارس استعداد درخشان) می رفت. او در ریاضیات خوب عمل می کرد ولی دبیر ریاضی استعداد او را نادیده می گرفت. دبیر ریاضی سال بعد باعث شد تا او اعتماد به نفس و استعداد خود را در ریاضی بازیابد.
بعد از چندین المپیاد بین المللی و کسب موفقیت در آن ها، او درخواست داد تا در مدرسه کلاس های رفع اشکال تشکیل دهد، این موضوع برای اینکه بتواند در تیم ملی ریاضی عضو شود، اهمیت زیادی داشت. مدرسه با درخواست او موافقت کرد و او بعد از تمرین های بسیار، به همراه دوستش، رویا بهشتی (پروفسور ریاضی در دانشگاه واشگنتن) در تیم ملی پذیرفته شد. با شرکت در اولین المپیاد در سال ۱۹۹۴ در سن ۱۷ سالگی موفق شد تا مدال طلا کسب کند . در سال بعد دو مدال طلا و یک امتیاز بالا کسب کرد.اگرچه تجربه ی آمادگی و رقابت در المپیاد برای پیشرفت او حیاتی بود، ولی حل مسائل ریاضی همانند یک تحقیق پیشگامانه نبود. اما کورتیس تی مک مولن (مشاور او که خود برنده ی جایزه ی فیلدز بود) ذکر کرده است که ” میرزاخانی برخلاف سایر افرادی که در المپیاد امتیاز می آوردند، توانایی گسترش دیدش را داشت.
بعد از دریافت مدرک کارشناسی از دانشگاه صنعتی شریف، و درست قبل از آمدن به آمریکا، او به همراه گروهی از دانشجویان ایرانی برای مسابقه به شهر دیگری سفر کرد. اتوبوس آن ها تصادف کرد و حادثه ی غم انگیزی را رقم زد، ۷ نفر از دانشجویان جان خود را از دست دادند ولی مریم میرزاخانی نجات یافت.

پیشرفت مهم
او در سال ۲۰۰۴ به سرپرستی مک مولن مدرک دکترای خود را از دانشگاه هاروارد اخذ نمود. بعد از آن شغلش به سرعت ارتقا یافت. او به عنوان پروفسور در دانشگاه پرینستون و استنفورد مشغول به تدریس شد. او بر روی دینامیک و هندسه ی سطوح ریمانی و فضاهای پیمانه ای و راهی که بتوان به راحتی آن ها را شکل داد، کار می کرد. یافته هایش فراتر از ریاضی، نظریه ی کوانتوم، مهندسی و فیزیک نجومی بود.
یکی از نقاط قوت او، ایجاد ارتباط در بین زمینه های گوناگون تحقیق بود که به او اجازه می داد تا راه حل های غیر منتظرانه و جذاب برای مسائل غیرقابل حل پیدا کند.

شخصیت و سبک تحقیق
یافته های میرزاخانی با الگوهای تعریف شده توسط برخی از دانشمندان همخوانی دارد. او همیشه اطرافش را با افرادی پر می کرد که بتوانند به استعداد او کمک کنند و به او انگیزه دهند. دوستان دوره ی راهنمایی و دبیرستان، هم دانشگاهیان و محققین و برنده ی مدال فیلدز به عنوان سرپرست. او قادر بود تا برای مشکلات راه حل های غیر منتظره بیابد. انگیزه ی درونی او بسیار قوی بود و از حس کنجکاوی و لذتی که از حل مسائل ریاضی داشت، ناشی می شد. او رویای بلندپروازانه ای داشت که با شخصیت خارج از دنیای کاری اش مغایرت داشت. او همیشه صبر زیاد، سرسختی و پشتکار از خود نشان می داد. همانطور که گفته بود : “ریاضی زیبایی اش را تنها به افرادی نشان می دهد که صبر زیادی داشته باشند.”
او همیشه می گفت: “تحقیق همانند گم شدن در یک جنگل است، شما سعی می کنید تا همه ی دانش خود را به کار بگیرید و روش های جدیدی بیابید تا بتوانید از آن خارج شوید.”
برخی از راه های ابتکاری او برای توضیح عقایدش، بسیار جدید و تک بود. همانند کشیدن تعدادی گل بر روی برگه های بزرگ کاغذ.
دنیای ریاضی هنوز توسط مردان اداره می شود، میرزاخانی اولین زنی بود که مدال فیلدز را از آن خود کرد. اما چرا زنان کمی در عرصه ی ریاضی فعالیت می کنند؟ بدون شک یکی از خواسته های میرزاخانی این بود که برای دختران الگو شود و زنان را تشویق کند تا رهبری این عرصه را در دست بگیرند.
میرزاخانی همیشه راه های سختی را انتخاب می کرد که دستاوردهای عقلانی آن بیشتر بود. او گفته است: ” شما باید به میوه های فریبنده ای که در شاخه های پایینی درخت رشد می کنند بی توجه باشید. مطمئن نیستم که آن ها انتخاب های درستی برای شما باشند. ممکن است در راه عذاب های زیادی بکشید، زندگی آسان نیست، هیچگاه نیز آسان نبوده است.”

+ صفحه مریم میرزاخانی در ویکی پدیای فارسی

نویسندگان:
فرناند گوبت و مورگان اچ ارکو
Fernand Gobet and Morgan H. Ereku

یافته های جدید در مورد نبوغ

سه یافتۀ جدید روانشناسی در مورد هوش و نبوغ

سه یافتۀ جدید روانشناسی در مورد هوش و نبوغ 700 394

تحقیقات جدید روانشناختی بر روی هوش انسان انجام شده است که سه نتیجه مشخص ارائه می کند.

هفدهمین گردهمایی سالانه ی انجمن های بین المللی، پیرامون موضوع هوش به تازگی برنامه ی خود را اعلام کرد. مطالب زیر در مورد پیشرفت های انسانی در مورد هوش است.

مادران، فرزندان برونگرا را به فرزندان باهوش و مسئولیت پذیر ترجیح می دهند.
بر روی ۱۴۲ مادرکه فرزندانشان بین ۰ تا ۱۲ ماهگی بودند تحقیقی با عنوان شخصیت کودکان انجام شد. این شخصیت ها ۵ دسته بودند : برون گرایی، سازگاری، مسئولیت پذیری، روان رنجوری و پذیرای تجربه های جدید.
کمتر از ۱۰ درصد مادران به هوش و مسئولیت پذیری رای دادند.۵۱ درصد از مادران به برونگرایی رای دادند و ۲۰ درصد دیگر با سازگاری موافق بودند. به طور کلی مادران باور داشتند که آن ها تاثیر مهمی بر پرورش شخصیت کودکانشان دارند و می توانند در ایجاد برخی رفتارهای خاص موثر باشند.

هوش را می توان با بازی های گوناگون از جمله معما و پازل اندازه گیری کرد.
بازی های ذهنی بیشتر از اینکه هوش را ارتقا دهند، آن را ارزیابی می کنند. یک بازی ویدئویی و یک تست استاندارد هوش را جهت مقایسه به ۷۵ شرکت کننده دادند. در کل میزان ارتباط بین بازی ویدئویی و هوش ۰٫۵۵ بود. طراح این آزمایش می گوید هوش حتی با بازی های ویدئویی غیر ذهنی نیز قابل اندازه گیری است. معما بیشتر از سایر بازی ها به فاکتور هوش مربوط می شود.

کودکان نابغه باید سالم باشند و به بزرگسالانی سازگار تبدیل شوند.
شایعه ای مبنی بر اینکه کودکان نابغه به بزرگسالانی سالم و سازگار تبدیل نمی شوند، وجود داشت.
به منظور اثباتش تحقیقی بر روی سلامتی ۳۶۵۲ فرد نابغه که بیشتر از ۵۰ سال سن داشتند انجام شد. نتایج آزمایشات سلامتی زنان و مردان نابغه بهتر از سایرین بود.
این تحقیق نشان داد که هوش، ارتباط مستقیمی با سلامتی دارد.

نویسنده: جاناتان وی Jonathan Wai

پنج مرحله برای رسیدن به یک خلاقیت دست نیافتنی

پنج مرحله برای رسیدن به یک خلاقیت دست نیافتنی 700 621

تحقیقات جدید به ما نشان می دهد که چگونه می توانیم با درنظر گرفتن برخی موارد خلاق باشیم و در این هنر شخصیتی، منجصربفرد و دست نیافتنی باشیم.

مفهوم خلاقیت در  معنای ظاهری، یک دریافت ناگهانی و یکباره است که بصورت یک ایده، شعر، آهنگ و یا راه حلی برای یک رفع یک مشکل ظهور و بروز می کند. ما بطور معمول این واژه را برای افرادی همچون استیو جابز (مخترع)، لادویگ ون بتهوون (آهنگساز)، والت ویتمن (شاعر) و الون ماسک (حلال مشکلات) به کار می بریم.
همیشه به نظر می رسد که فاصله ی این افراد با انسان های عادی بسیار زیاد است. ما فکر می کنیم که اختراعات و ابتکاراتی که دارند، از دنیایی دیگر به آن ها الهام شده است و استعداد خلاق آن ها مرموز به نظر می رسد. حتی برخی دیگر عقیده دارند که این افراد با یک توانایی خاص خلاق به دنیا آمده اند.
این در حالی است که تحقیقات اخیر بر روی خلاقیت نشان داده است که تنها ۱۰ درصد از ژن های ما می توانند ژن خلاق باشند و مابقی آن اکتسابی است و راه حل هایی در مورد اینکه چگونه می توانید این راه به درون دنیای ناشناخته خلاقیت را بیابید وجود دارد که در ادامه آنها را با هم مرور خواهیم کرد.

از سوال “چگونه” دست بکشید
اولین راه خودش یک پارادوکس است همانطور که به شما می گوید از این سوال دست بردارید. هنگامی که شما از این سوال که “چگونه باید انسان خلاقی شوم؟ ” دست می کشید، از ادامه دادن راه دیگران نیز صرف نظر می کنید و به جای آن در خود به دنبال راهی برای رسیدن به خلاقیت می گردید. شما می توانید این بررسی درونی را زمان هایی در روز که ذهنتان آزاد است، آغاز کنید.
در ابتدا مغز شما ۲۰ درصد از انرژی بدنتان را در هنگام استراحت استفاده می کند. هنگامی که شما در خواب هستید، چرت می زنید و یا بر روی تخت خود دراز کشیده اید، مغز شما در حال جمع آوری ایده های متفاوت و برقراری ارتباط بین آن هاست و شما را آماده می کند که تا جایی که امکان دارد خلاق باشید. اگر می خواهید خلاق باشید، باید زمان های بیشتری را در روز برای خودتان خالی کنید.
برای قدم زدن به بیرون بروید و اجازه دهید تا مغزتان آزاد باشد. در زمان ناهار، بعد از ناهار، بعد از ظهر و یا در پایان روزِ کاری، قدم زدن باعث می شود تا مغزتان همانند یک ماشین زمان عمل کرده و خاطرات گذشته را حتی همراه با بوی آن ها برای شما یادآوری کند. در این زمان می توانید تکه های پازل را در کنار یکدیگر قرار دهید و یک الگوی خلاقانه برای خودتان بسازید.

به خودتان تعهد بدهید که معمولی نباشید.
بی شک این یک هنجار نیست که بیشتر مردم خلاق نیستند بلکه این است که مردم خود می خواهند که خلاق نباشند. به همین دلیل از اینکه بخواهید معمولی باشید دست بکشید. حتما نباید غیرعادی باشید و یا برخلاف عرف جامعه رفتار کنید اما اگر نگاهی به درون خود بیاندازید، می بینید که بخش هایی در درون شما هستند که با تجربه ی زندگی همیشگی تان همخوانی ندارند و منتظر هستند تا خلاقیتتان را آغاز کنید. من این را معممولی نبودن می نامم.
درحقیقت تحقیقات نشان می دهد افرادی که ترجیح می دهند معمولی بمانند کمتر خلاق هستند. آن ها از ویژگی های ضروری لازم برای خلاقیت برخوردار نیستند.

“شروع برای تجربه” ویژگی خاصی برای خلاقیت است و زمانی فعال می شود که شما خودتان را از زنجیر معمولی بودن رها کنید. این موضوع شبکه ی غیرمتمرکز مغز که بسیار برای خلاقیت ضروری است را فعال میکند.
اگرچه ممکن است در ابتدا کمی گیج کننده به نظر برسد ولی شما می توانید قدم به قدم پیش بروید. یکی از دوستان قدیمی تان را خبر کنید و در خیابانی که نمی شناسید برای مدتی طولانی قدم بزنید. برای انجام کارهایی که دوست دارید اقدام کنید و ادامه این روند باعث می شود که از نتایج این کارها متعجب شوید.

در مقابل شلوغی تسلیم نشوید.
بیشتر مردم سعی می کنند تا جایی که امکان دارد روزشان را برنامه ریزی کنند. ولی باید پذیرفت که بسیاری از این برنامه ریزی ها شما را از خلاقیت باز می دارند. ولی می توانید با کنار گذاشتن یک ساعت در روز برای فعالیت های غیر کاری، تغییر را آغاز کنید.
شما می توانید کلمات کلیدی که دوست دارید را در یک موتور جستجو وارد کنید و بعد از ۳۰ دقیقه همه ی آن ها را بنویسید تا ببینید مغزتان درگیر چه موضوعاتی است. با آن ها داستانی بنویسید که همه ی آن ها را شامل می شود. لازم نیست بترسید، مطالعات نشان داده اند که ۷۵ درصد از یافته های علمی کاملا نا خواسته بوده اند. پس تجربیات کم شما هم جواب می دهد.
شلوغی و بی نظمی را شما نمی سازید، کافی است بیدار شوید، میبینید که شلوغی در صندوق ایمیل شما، خانه و کار منتظر شماست. به جای واکنش فوری به آ ن ها و برنامه ریزی سریع برای روزتان ۳۰ دقیقه دست نگه دارید. بنشینید و از خودتان بپرسید: فرصت من در این موقعیت کجاست؟ شما می توانید کارهایتان را اولویت بندی کنید، آن هایی که اهمیت کمتری دارند دیرتر انجام دهید و یا حتی از کارهایی که ارتباطی با زندگی شما ندارند صرف نظر کنید. هنگامی که این کار را انجام دهید می بینید که خلاقیت شما آغاز شده است.

تسلیم الهام شوید.
وقتی به شما چیزی الهام شود، احساس خوش شانسی می کنید. ولی الهام با شانس صورت نمی گیرد. اگر برای خودتان در روز زمان بندی داشته باشید می توانید الهام شدن خلاقیت را حس کنید. الهام یک موضوع، سه بخش ساختاری دارد که میتوانید آن را بسازید.
اولین قدم تقدیر از زیبایی پدیده ها، اشیا و دنیای اطرافمان است. ممکن است این کار با سردرگمی همراه باشد ولی به عمل مثبتی ختم می شود. برای شروع به صورت آنلاین چیزی را پیدا کنید که زیباییش شما را محو خود کند. آنقدر به آن نگاه کنید تا حس تقدیر شما را از آن زیبایی بر انگیزاند. بعد از آن برای ۱۵ تا ۳۰ دقیقه کنار بنشینید و به ذهنتان اجازه دهید تا از سردرگمی خارج شود. (آیا دوست داشتی آن را داشته باشی؟  آیا راهی برای به دست آوردنش وجود دارد؟ آیا فقط دیدنش کافی است؟) و ببینید چه انگیزه ای برای شما ایجاد می کند ( آیا می خواهید شعری در مورد آن بسرایید؟ از آن پرینت می گیرید وبی دلیل آن را به ژورنالتان اضافه می کنید؟) در آخر هفته می توانید بررسی کنید که ذهن ناخوآگاه شما کجا بوده است.
این نوع عمل معمولا چیزی در مورد شما نمایان می کند که سابقاً اطلاعی از آن نداشته اید ولی جالب است که بپرسید: “چرا من باید این هفت عدد عکس را در آخر هفته انتخاب کنم؟” ، ” آن ها در مورد من چه چیزی را نشان می دهند؟”

زندگی انتزاعی را تمرین کنید.
تمام کارهایی که در زندگی انجام می دهید و یا حتی انسانهای پیرامون شما، می توانند به صورت انتزاعی و سمبولیک باشند. این می تواند «+» یا «ـ» یا هر علامت دیگری باشد. می توانید زندگی خودتان را دسته بندی کنید.
به برنامه ی امروزتان نگاهی بیاندازید، کدام یک مثبت و کدام یک منفی است؟ احتمالا برنامه هایی وجود دارد که هم مثبت هستند و هم منفی(+ـ). این باعث می شود تا شما بپرسید: چگونه می توانم مثبت را در زندگی ام افزایش دهم؟ شما زندگی خود را انتزاعی کرده اید در نتیجه خلاقیت مغزتان را به کار انداخته اید.
این روش ها هر چند به نظر دست نیافتنی می آیند، ولی قابل انجامند. انجام هر کدام مستلزم وجود زمان آزاد مشخص در روز است. وقتی شما انجامشان می دهید آن ها باعث شروع خلاقیت در ذهن شما می شوند. این است که شما خواهید دید که خلاقیت همیشه در دستان شما بوده است، فقط باید مقداری تمرکز را کنار می گذاشتید و به ذهنتان اجازه خلق ایده جدید می دادید.
اگر به دنبال راه های بیشتری برای خلاقیت هستید می توانید کتاب های زیر را تهیه کنید:
Tinker,Dabble,Doodle
Unlock the power of the unfocused Mind

سرینی پیلی ( Srini Pillay)