پرورش کودک

روانشناسی کودکان

روانشناسی کودکان 638 425

شکل گیری شخصیت پایه و اصلی افراد از دوران کودکی شکل می گیرد و می توان گفت مهم ترین و تاثیر گذار ترین دوره زندگی افراد ، دوره کودکی است. در این دوره فقط مراقبت و نگهداری های جسمی از کودک کافی نیست. کودک نیاز به مراقبت های روحی نیز دارد ، او باید از لحاظ عاطفی ، شخصیتی و هوشی نیز تقویت شود.

اهمیت روان شناسی کودک
روان شناسی کودک اهمیت خود را از کودک می گیرد، چرا که دوران کودکی انسان اهمیت فوق العاده ای دارد. شاید نگاهی به دوران کودکی انسان و توانائیهای نوزاد انسان در مقایسه با سایر موجودات اهمیت این دوران را آشکارتر سازد. نوزاد انسان در میان سایر موجودات عالم طولانی ترین زمان را نیاز دارد که قابلیت ها و توانائیهای خود را پرورش و آشکار سازد. در واقع انسان حدود ۱۸ سال اول زندگی خود را در حال رشد و تکامل در ابعاد مختلف است و این زمان طولانی و با اهمیتی در زندگی انسان است.

از طرف دیگر ، نوزاد انسان با کمترین توانایی ها و امکانات (نظیر بازتابها) به دنیا می آید و به مراقبت زیاد و شدیدی نسبت به سایر موجودات نیاز دارد (برای مثال در نظر بگیرید که چگونه گوساله گاو پس از به دنیا آمدن روی پای خود می ایستد، ولی نوزاد انسان حتی نمی تواند سر خود را راست نگه دارد). ابن مراقبت توسط پدر و مادر در وهله اول و توسط اطرافیان و جامعه در وهله دوم اعمال می شود، ولی این مراقبت بدون آگاهی ، دانش و آموزش شیوه های فرزند پروری صحیح امکان ندارد و اهمیت روان شناسی کودک نیز از این دو موضوع (زمان طولانی رشد کودکی و شیوه های صحیح فرزند پروری) ناشی می شود.

اهداف روان شناسی کودک
روان شناسی کودک به عنوان یکی از زیر مجموعه های «روان شناسی رشد» با هدف نگاه دقیق و علمی به کودک و نیازهای او و یافتن شیوه های صحیح پرورشی و آموزشی کودک از اولین سالهای تاسیس روان شناسی علمی مورد توجه بوده است. (البته موضوع کودک و مسائل مربوط به او همیشه مورد توجه بوده است). در طول این سالها روان شناسان زیادی نظیر ژان پیاژه (Jean Piaget) ، استانلی هال (Stanley Hall) به مطالعه و تحقیق در مورد جنبه های مختلف رشد کودک پرداخته اند.

موضوعات مورد مطالعه در روان شناسی کودک
مطالعه در مورد جنبه های مختلف رشد کودک
رشد یک فرایند چند بعدی است. این رشد شامل رشد جسمی ، رشد زبانی ، رشد عاطفی ، رشد شناختی (Cognitive Development) ، رشد اجتماعی ، رشد اخلاقی و رشد شخصیتی است و توجه به مطالعه در مورد تمام این جنبه ها یکی از اهداف روان شناسی رشد است. اهمیت این توجه به تمام ابعاد رشدی باعث آگاهی و شناختی متعادل و چند بعدی در مورد کودک می شود و والدین و سایر افراد مرتبط با کودک را در درک و رفتار صحیح با کودک یاری می نماید.

مطالعه در مورد نیازهای کودک در سنین مختلف
کودکان دارای نیازهای (Needs) متعددی هستند و در سنین مختلف یکی یا چند مورد از این نیازها در مقایسه با سایر نیاز در اولویت می باشد. برای مثال ، در مرحله نوزادی (صفر تا دو سالگی) نیازهای جسمانی در اولویت قرار دارد. در حالیکه در دوران نوجوانی (سنین بعد از ۱۲ سالگی) نیاز به استقلال فردی در اولویت می باشد.

مطالعه در مورد شیوه های صحیح فرزند پروری
شیوه های صحیح فرزند پروری ، نحوه تعامل و روابط مناسب با فرزندان از مهمترین موضوعات برای روان شناسان کودک می باشد. بیشتر پدر و مادرها فرزند پروری را کاری ساده تلقی می کنند و بر این باور هستند که هر کسی می تواند از عهده این امر برآید. (البته این دیدگاه بیشتر در والدین بدون فرزند دیده می شود) اما فرزند پروری نیاز به آگاهی و آشنایی با نحوه عملکرد و اصول آن دارد و تحقیقات حوزه روان شناسی کودک اصول و روشهای متعددی را متناسب با سنین مختلف یافته است.

مطالعه در مورد مقابله با برخی مشکلات رفتاری _ روانی دوران کودکی
کودکان نیز همچون بزرگسالان دچار آشفتگی های روانی _ رفتاری می شوند و این مسئله باعث تحقیقات و مطالعات دامنه داری در زمینه انواع این آشفتگی ها و تفاوت آنها با آشفتگیهای رفتاری _ روانی بزرگسالان و همچنین شیوه های درمانی این آشفتگیها شده است. برخی ار این مشکلات و آشفتگیهای رفتاری _ روانی کودکان عبارتند از: اتیسم (Otism) ، اختلالات یادگیری ، اختلالات توجه ، اختلالات دفعی ، ناخن جویدن و … .

لذت های فرزند پروری

لذت های فرزند پروری با چاشنی دشواری و ارزشمند بودن

لذت های فرزند پروری با چاشنی دشواری و ارزشمند بودن 700 366

فرزندپروری؛ دشوارترین و باارزشترین کاری است که خواهید داشت.

سال ها با والدینی با سنین گوناگون، حتی پدربزرگ ها و مادربزرگ ها مصاحبه کرده ایم. از آن ها در مورد تکنیک ها و انواع والدگری پرسیده ایم. یک مورد وجود داشت که بیشتر آن ها در موردش صحبت می کردند: والدگری دشوارترین و در عین حال با ارزشترین کاریست که در طول زندگی مان انجام داده ایم.
در فصل تابستان هستیم و بسیاری از فرزندان در دوران تعطیلات خود هستند، پس فکر کردیم تا شاید چند روش در این باره بتواند به شما کمک کند.

والدگری: واقعا برای چه کسی است؟
درک سیلور (Derek silver) نویسنده، سخنران، وبلاگنویس و ناشر کتاب است. او در ستون آخر وبلاگ خود، ذکر کرده بود که در هفته سی ساعت را با پسر خود می گذراند که باعث درک عمیق او نسبت به پسرش شده است. کارهایی که برای پسر پنج ساله اش انجام می دهد، در حقیقت برای خودش نیز انجام داده است. به صورت مختصر به آن ها می پردازیم:

افزایش محدوده ی توجه به صورت منطقی: درک باور دارد، هر زمانی که با هم هستند، مهمترین موضوع، هر چیزی است که پسرش را به وجد بیاورد. و او از پسرش می خواهد آن کار را تا جایی که می تواند انجام دهد. برای مثال آن ها در جنگل، ساحل و پارک بازی می کنند و برای چند ساعت با چوب مجسمه می سازند تا جایی که پسرش دیگر نخواهد آن کار را انجام دهد.

وارد شدن به دنیای آن ها: زمانی که درک به همراه پسرش است، تلفن همراه و کامپیوترش را خاموش کرده و به دنیای پسرش می رود. به بیان دیگر سعی می کند تا همه چیز را از دید یک پسر پنج ساله ببیند. او می گوید :” زمانی که پسرم ناراحت می شود، سعی می کنم تا به یاد بیاورم که این حس در آن سن چگونه بوده است. زمانی که داستان می سازد، من هم وارد دنیای ساختگی او می شوم. اگر بگوید ما دو تا گربه در پاریس هستیم، پس ما دو گربه در پاریس هستیم. می گوید یک دایناسور دنبال ماست، و ما هردو می دویم.”
زمانی که می خواهد تلفن همراهش را چک کند از خود می پرسد چه چیزی مهم تر است و موبایلش را کنار می گذارد.

اطلاعات وسیع: درک سعی می کند پسرش را از طریق تجربه با اطلاعات وسیعی آشنا کند. مثلا او را برای بازی و یا بازدید به مکان های گوناگونی می برد. همچنین او را با سبک های موسیقیایی متفاوت، از فرهنگ ها و ملل گوناگون آشنا می کند. آن ها هر هفته به کتابخانه می روند و هر شب قبل از خواب یک ساعت کتاب می خوانند. کنار یکدیگر فیلم های مناسب سن او را نیز تماشا می کنند.
با انجام این سه مورد، درک به این سه مورد دست یافته است:
۱٫ افزایش محدوده ی توجه خودش
۲٫ تفکر برایش آسان تر شده است.
۳٫ تنوع را به زندگی اش آورده است.

عشق، عشق، عشق
بیشتر والدین از شدت حس عشقی که نسبت به فرزندانشان دارند شگفت زده می شوند. به یاد می آورم که یکی از پدرها می گفت که فکر نمی کرد کسی را به اندازه ی همسرش دوست داشته باشد. ولی بعد از به دنیا آمدن فرزندش کاملا عاشق او شده بود. همچنین مادر سه فرزند می گفت که فرزند اولش را بسیار دوست داشته است ولی تصور می کرد عشقش به فرزند دوم تغییری خواهد کرد و کمتر خواهد شد ولی بعد از به دنیا آمدن فرزند دوم دریافت که همه ی فرزندانش را یکسان دوست دارد. چیزی که این والدین از آن صحبت می کنند عشقی بی قید و شرط و دوست داشتنی نا محدود است، یک نیازی عمیق برای محافظت و پرورش فرزندان.
زمانی که نسبت به فرزندانمان عشقی بی قید و شرط داریم و آنقدر خوش شانس هستیم که بتوانیم بر پرورش آن ها در راهی سالم تمرکز کنیم، هر کاری انجام می دهیم تا فرزندان متعادلی پرورش دهیم که با محیط اطراف سازگار باشند.

اهمیت تعیین محدوده
اگرچه بسیاری از فرزندان در ابتدا در برابر این اقدام مقاومت می کنند، ولی در واقع به امنیت این کار نیاز دارند. اگر بدانند که از آن ها چه انتطاراتی داریم احساس راحتی بیشتری خواهند داشت. می توانیم مهربان و آرام باشیم ولی هنوز در راس قدرت. در انجام برنامه ها و قوانین سعی کنید تا جایی که می توانید ثبات داشته باشید. فرزندان ما به عشق، راهنمایی، حس شادابی و ارزش هایی مقتدراحتیاج دارند. و از ما این انتظار را دارند که در مقابل رفتار های آن ها با ثبات و قابل پیش بینی باشیم. این ها باعث روشن کردن راه زندگی ما می شود.

گاهی فقط می خواهید با کسی صحبت کنید. یک دوست و یا یک آشنای قابل اعتماد که بتواند شما را حمایت کند. به عنوان والدین، ما زندگی بهتری را برای فرزندانمان می خواهیم، مهم نیست که شرایط چه مقدار سخت و خارج از کنترل است، ما تغییر ایجاد می کنیم. البته اگر شما یک مادر و یا پدری مجرد هستید، این کار برای شما چالش های بیشتری به همراه خواهد داشت. ما باید در کمک خواستن از خانواده، دوستان و یا حتی همسایه ها احساس راحتی کنیم.
مهم نیست در کدام مرحله از زندگی قرار دارید، هیچگاه برای سبک کردن بارتان و تغییر دیدگاهتان دیر نیست. اگر گذشته تان شما را از آنچه می خواهید باشید دور می کند، تصور کنید بخشش والدینتان چه احساس خوبی می تواند در شما ایجاد کند. شما خودتان پدر و یا مادر هستید و می دانید که پرورش یک کودک کار دشواری است.اگر گذشته را فراموش کنید می توانید رهایی را تجربه کنید. اگر موفق نشدید، اجازه ندهید تا مانع انجام کارهایتان شود، به جلو بروید و ادامه دهید. رفتار مثبتی را در خود پرورش دهید و سعی کنید تا خوش بین باشید.
ما قدرت این را داریم تا برای خود و فرزندانمان آینده ای مثبت رقم بزنیم.

نویسندگان: رزماری کی ام. سورد (rosemary K.M Sword) و فیلیپ زیمباردو (Philip Zimbardo)

تقویت حس اعتماد به نفس در کودک

راههای تبدیل احساس خجالت به اعتماد به نفس در کودکان

راههای تبدیل احساس خجالت به اعتماد به نفس در کودکان 700 350

شش راه برای کمک به فرزندتان تا حس خجالت او را به اعتماد به نفس تبدیل کنید.

وقتی که احساس خجالت تنها راهی است که دارند. شما می توانید به آن ها کمک کنید.

کودکان احساس خجالت می کنند زیرا از صحبت کردن می ترسند (می ترسم من را سرزنش کنند) و یا اعتماد به نفس پایینی دارند (من موضوع جالبی برای گفتن ندارم).

زمانی که یک کودک احساس خجالت می کند، تنها راهی است که برایش باقی مانده است. به عنوان والدین می توانید به او در بالا بردن اعتماد به نفسش کمک کنید.

در اینجا شش راه ساده برای شروع وجود دارد:

اجازه دهید که فرزندتان جمله اش را تکمیل کند.

بسیاری از والدین در میان صحبت فرزندانشان صحبت می کنند ونظر خودشان را اعلام می کنند و یا بدتر از آن، جمله ی فرزندشان را آن ها کامل می کنند.

این به اعتماد به نفس کودکتان کمکی نمی کند (با خود فکر می کند: حتما چیزی که می گفتم جالب نبوده است). بعد از اینکه صحبت فرزندتان پایان یافت، می توانید عقاید و نظرات خود را به او بگویید.

حرف او را قطع نکنید.

سرزنش نکنید.

تضمین می کنیم که اگر فرزندتان بداند که شما او را سرزنش می کنید، دیگر با شما صحبت نخواهد کرد. والدین اغلب متعجب می شوند که چرا زمانی که از فرزندشان سوالی می پرسند، با نمی دانم روبه رو می شوند.

گوش دهید.

اینکه کودکان بخواهند حرف هایشان را با دیگران، به ویژه افرادی که مورد اعتماد آن ها هستند در میان بگذارند، امری طبیعی است. اگر فرزند شما احساس کند که در میان گذاشتن حرف هایش با شما با قطع کردن صحبت، سرزنش و بی توجهی مواجه نمی شود، آسان تر صحبت می کند. و می بینید که شخصیت وی شکوفا می شود.

تحسین کنید.

با تاکید می گویم، اگر فرزندتان حرف با ارزش و قابل تحسینی زد، او را تحسن کنید. ما همگی تحسین را دوست داریم. حس خوبی ایجاد می کند که دوست داریم بیشتر آن را بشنویم. به بیان دیگر به ما انگیزه می دهد تا دوباره کاری را انجام دهیم که مورد تحسین واقع شویم. تحسین می تواند به شدت اعتماد به نفس را بالا ببرد.

خودتان را امتحان کنید.

در کجای نمودار خجالت قرار دارید؟ (۱۰= اعتماد به نفس بالا و ۰=به شدت خجالتی). آیا برای فرزندتان یک الگوی خجالتی هستید؟ اگر پاسختان مثبت است، بهتر است تا قدمی برایش بردارید. هم برای خودتان و هم برای فرزندتان.

شما می توانید با خودیاری شروع کنید و یا حتی به یک متخصص مراجعه کنید.

این راه حل ها به شما کمک می کند تا بتوانید اعتماد به نفس فرزندتان را افزایش دهید. البته دلایل دیگری نیزبرای خجالتی بودن کودکان وجود دارد ولی این می تواند یک شروع باشد.

هدف این است که فرزندتان از یک دوران کودکی شاد و سالم لذت ببرد و یک زندگی شاد و با اعتماد بنفس بسازد.

نویسنده: سوزان گلب Suzanne Gelb