اضطراب

درمان اضطراب و افسردگی

اضطراب و افسردگی را برای بهبود کارآیی‌تان درمان کنید

اضطراب و افسردگی را برای بهبود کارآیی‌تان درمان کنید 700 404

افسرده و مضطرب هستید و نمی توانید کار کنید؟ یک دوره ی درمان را آغاز کنید.
تحقیقات جدید نشان می دهند که تاخیر در درمان می تواند به مرخصی استعلاجی طولانی تری ختم شود.

سطح بالای افسردگی و اضطراب می تواند بر انجام فعالیت های ما همانند رفتن به سر کار تاثیر بگذارد. بیکاری می تواند باعث استرس و مشکلات مالی شود که خود منجر به اضطراب و افسردگی در افراد می شود.
هرچه شخص بیشتر در مرخصی استعلاجی باشد، بهایی که کارمند و کارفرما باید بپردازند بیشتر می شود، همچنین خطراینکه شخص دیگر نتواند به شغلش بازگردد افزایش می یابد.
درمان های موثری برای اضطراب و افسردگی وجود دارد ولی مردم اغلب یک زمان طولانی را قبل از درمان، بدون کمک می گذرانند. تحقیق جدیدی نشان داده است که شروع سریع تر دوره ی درمان می تواند به زمان بیکاری کمتری منجر شود.
محققین نگاهی بر ۲۴۰۰ مرد و زن انداختند که به دلیل اختلالات افسردگی و اضطراب در مرخصی استعلاجی به سر می بردند. میانگین زمانی که بیکار بودند ۶ ماه بود و تقریبا همه ی آنها دو ماه قبل از شروع درمانشان صبر کرده بودند.
افرادی با سنین بالاتر و آن هایی که دوره ی درمان طولانی تری داشتند، مدت زمان بیشتری را دور از محل کار گذراندند. اصلی ترین پیش بینی کننده ی مدت زمان بیکاری، مدت تاخیر برای شروع دوره ی درمان است. آن افرادی که درمان را سریع تر آغاز کردند، زودتر می توانستند به کار خود بازگردند.
بر این اساس محققین مزایای زیادی برای شروع درمان سریع تر نسبت به درمان دیرتر گزارش کرده اند، این گزارش مختص به زمانی است که شرایط روانی مستلزم نرفتن به سر کار است که شامل:

  • رنج بیمار را کم می کند.
  • بهای مرخصی استعلاجی را پایین می آورد.
  • جدایی کارمندان از بازار کار را کاهش می دهد.
  • هزینه ها را برای شرکت کاهش می دهد.

متاسفانه به تاخیر انداختن دوره ی درمان برای اختلالات روانشناسی بسیار رایج است. یک تحقیق نشان می دهد که تنها ۴۰ درصد از کل جمعیت در سال اولی که احساس می کنند حس افسردگی و اضطراب در حال پرورش در درون آن هاست، به دنبال مداوا می روند. ۶۰ درصد دیگر ۸ سال درمان را به تاخیر می اندازند.

دلایل معمول برای به تعویق انداختن درمان:

  • خجالت برای کمک خواستن در رابطه با مشکلی که دارند.
  • عدم توانایی پرداخت هزینه های درمان.
  • عدم آگاهی در مورد اینکه چه زمانی برای درمان مناسب است.
  • خودشان می خواهند به تنهایی مشکلشان را برطرف کنند.

بنابراین تلاش برای کاهش علائم، آگاهی را در مورد درمان موثر افزایش می دهد، و بهبود دستیابی به درمان باعث کاهش تاخیر می شود.

نویسنده: سث جی. گیلیهان
Seth J. Gillihan

نگرانی و اضطراب

آیا می دانید اضطراب و نگرانی همیشه هم بد نیست؟

آیا می دانید اضطراب و نگرانی همیشه هم بد نیست؟ 700 350

مضطرب و نگرانید؟ در اینجا به شما می گوییم که چرا این دو برایتان مفید هستند.
در برخی از تجربه های احساسی بد می توان مزایایی هم یافت.

اضطراب به میزان زیادی در جامعه ی ما یافت می شود و به عنوان یکی از نشانه های مشکلات روانشناختی، بسیاری از مردم را برای درمان به مطب های روانشناسی می کشاند. همچنین این موضوع در مورد نوع مزمن آن همانند نگرانی های همیشگی درباره ی شرایط زندگی، به ویژه آن هایی که نمی توانید بر آن ها تاثیر بگذارید و یا آن ها را کنترل کنید، نیز صدق می کند. دو مطالعه ی غیر مرتبط به تازگی اطلاعات مفیدی فراهم کرده اند: این اضطراب و نگرانی می تواند مفید باشد، اگر بدانید چگونه از آن استفاده کنید.
برای بیشتر افراد، اضطراب مزمن و شرایطی، حسی ناخواسته و غریب است. چیزی که اگر ریشه کن نشود، سرکوب می شود. می تواند بر روابط، کار و زندگی تاثیر منفی بگذارد. همزمان با آن برخی از مردم از نگرانی مزمن رنج می برند. نگرانی مزمن از آن جهت با اضطراب متفاوت است که بیشتر مربوط به دودلی ، خودخوری و تفکر در مورد موضوعاتی است که هنوز اتفاق نیافتاده اند و یا هرگز رخ نمی دهند. این حس خارج از کنترل است.
در مطالعاتی بر روی افراد مضطرب (که تشخیص داده شده بود از اختلال اضطراب رنج می برند) محققین دریافتند که ممکن است در بین اضطراب ناشی ازترس وجود نتیجه ی منفی در انجام یک کار و اضطرابی که مربوط به ریسک کردن است، تفاوت هایی وجود داشته باشد.
تحقیقات دانشگاه لندن نشان می داد که ترس ناشی از ریسک کردن در بین افراد مضطرب برجسته تر است. کارولین چارپنتیر رهبر گروه تحقیقاتی بیان کرده است :”افراد مضطرب نسبت به افرادی که اضطراب ندارند تمایل کمتری برای ریسک کردن نشان می دهند.” همچنین اضافه کرد: “این نشان می دهد که ما باید بر روی شجاعت افراد مضطرب تمرکز کرده تا تحمل ریسکشان را بالا ببریم، نه اینکه سعی کنیم تا حساسیت آن ها را در مقابل نتایج منفی کاهش دهیم.”
یافته ها نشان می داد که اضطراب می تواند گاهی کمک کننده نیز باشد؛ با کمک به افراد مضطرب برای اینکه در راه تقویت ریسک پذیری گام بردارند. البته نکته ی قابل توجه اینجاست که مطالعات به اضطراب به عنوان یک مشکل شناختی نگاه می کنند که به بسیاری از مشکلات عاطفی ناخودآگاهی که مانع از ریسک کردن می شوند، بی توجهی می کنند، حتی اگر فرد مضطرب این را نخواهد. اما ترکیب دیدگاهی که توسط محققین ایجاد شده است،به همراه یک درمان خوب برای کنار آمدن با اضطراب ، می تواند راه کمک کننده ای برای رسیدن به ثبات و سلامت روانی باشد.
در مطالعه ی دیگری، تحقیقات بر روی اثرات مثبت نگرانی مزمن انجام شد تا نقش آن را در افزایش سلامت روانی بررسی کنند. تحقیقات نشان می داد که برخی از حالت های نگرانی مفید است. می تواند انگیزه را برای حل یک مشکل فعال کند و بر طبق تحقیقات دانشگاه کالیفرنیا می تواند در درمان افسردگی و ضربه ی روحی موثر باشد.
تحقیقات نشان می دهند که نگرانی می تواند رفتاری محافظت کننده و پیش گیرانه در مقابل اتفاقات ناخوشایند باشد. همچنین نگرانی می تواند به بازیابی حال خوب بعد از ضربه ی روحی، آماده سازی و برنامه ریزی، بهبود افسردگی و شرکت در فعالیت هایی که سلامتی را ارتقا می دهند، کمک کند. افرادی که نگران هستند، اصولا در مدرسه و محل کار بهتر عمل می کنند، البته اگر در مورد واکنش به اتفاقات استرس زا اطلاعات بیشتری کسب کنند و در حل مسائل موفقیت آمیز شرکت کنند. یکی از مزایای اصلی نگرانی این است که ما را بیشتر با شرایطی که به عمل مربوطند، مرتبط می سازد.
این کلیدی است برای استفاده ی مفید از نگرانی های درونمان که اگر با یک درمان خوب ترکیب شود می تواند کمک کند تا از نگرانی ها استفاده های مثبت و مفید کنیم.

نویسنده: داگلاس لابیر
Douglas LaBier

ترس از شکست

چرا باید از شکست بترسیم؟

چرا باید از شکست بترسیم؟ 528 378

ترس از شکست باعث می شود تا کارها را آن طور که باید، انجام دهیم.

بیشتر افراد موفقی که من در موردشان مطالعه کرده ام، از شکست می ترسیده اند. برخی از آن ها نگران این موضوع بودند که ترس از شکست ممکن است تا شغل آن ها را به خطر بیاندازد. برای مثال یکی از آن ها برای من توضیح داد که چگونه میزان اضطرابش افزایش یافته بود و ترس از شکست باعث شده بود تا برای کارش خط قرمزی مشخص کند، اگرچه او همیشه در کارش موفق بود ولی تصمیم گرفت تا به یک روان شناس مراجعه کند تا شاید از این افکار و عواطف منفی خلاص شود.
احساسات ما به دو دسته ی منفی و مثبت تقسیم بندی می شود. موضوع اصلی اینجاست که آن ها چگونه با القای حس مثبت و منفی، به ما انگیزه می دهند. احساسات منفی همانند غم، ترس، عصبانیت، تنفر و شرم به ما انگیزه می دهند که تلاش کنیم تا ازآن ها دور بمانیم. برای مثال شما بر اساس ترستان از کار خطرناکی دوری می کنید، و یا از شرم اینکه دهانتان بوی ناخوشایندی داشته باشد، مسواک می زنید.
افکاری برجسته همانند ترس و شرم وجود دارند که به همراهی ترس ناشی از شکست باعث می شوند تا موفقیت در کارها حاصل شود. در حقیقت، شرم، دلیل اصلی ترس از شکست است. هنگامی که شرم و ترس ترکیب شوند، اضطراب ایجاد می کنند. نتیجه ی این ترکیب احساسات می تواند ایجاد یک انگیزه ی قوی باشد. این حس تنش زا به مغز فرمان می دهد تا به منظور از بین بردن هرچه سریعتر این حس، کار را انجام دهد و به اتمام برساند.
متاسفانه درتحقیقی که نشان می داد ترس از شکست باعث ایجاد موفقیت در افراد می شود، محققین ثابت کردند که این موضوع می تواند برخی ویژگی های ناهنجار را همانند تنبلی و موکول کردن کارها به بعد را تشدید کند.
در همه ی فعالیت ها ترس از شکست می تواند انگیزه بخش باشد. قضاوت و ارزشیابی منفی در مورد خودتان و یا دیگران، می تواند توجه شما را کامل و درست بر روی کاری که باید انجام شود متمرکز کند. اگر ترازی از اضطراب برای هر شخصی وجود داشته باشد که باعث شود آن شخص کارش را به درستی انجام دهد، بهتر است افراد، تراز خود را بدانند و از آن آگاهی داشته باشند. به دلیل اینکه تراز احساسی که هر شخص باید در هر لحظه داشته باشد به فرهنگ، تجارب، و نحوۀ پاسخگویی او به شرایط بستگی دارد. افرادی هستند که ترس از شکست موفقیت آن ها را تضمین می کند و افرادی دیگر با ترکیب حس ترس وشرم تحت تاثیر قرار گرفته و شکست می خورند.
پیش بینی شرایط دشوار، همانند تصور از دست دادن ارزش و اعتبار خود، در ترکیب با حس شرم، حس اضطراب ناشی از آن ها را به یک انگیزه ی قوی تبدیل کرده است.
مردم برای حفظ ظاهر و ارزش های خود تلاش می کنند و اگر احساس کنند که قرار است در شرایط خاصی حس شرم را تجربه کنند، بسیار هوشیارانه عمل خواهند کرد.
اجتناب از حس شرمساری در مراحل تکامل انسان قرار داده شده است تا بتواند وسیله ای برای رسیدن به اهداف باشد. اضطراب ناشی از شرم که در ترس از شکست وجود دارد، پتانسیلی قوی دارد تا برای رسیدن به اهدافمان به ما انگیزه بدهد.

نویسنده: مری سی لامیا Mary C Lamia