درمان فردی

رواندرمانی به کارگیری روش ها و تئوری های مختلف روانشناختی و روانکاوانه یا تحلیلی است تا به کمک آن ها بتوان به مشکلات روانی دست پیدا کرد. رواندرمانی در اکثر اوقات به دنبال آشکار شدن مشکلات اساسی از قبیل ترسها و فوبیا، وسواس های رفتاری و فکری، حملات اضطرابی، افسردگی، ناتوانایی های جنسی و مشکلات گسترده در روابط عاطفی و اجتماعی آغاز میشود و فردی که دچار این مسائل و مصائب شده به دنبال راهی برای نجات از آن مشکلات می افتد. اما در روانکاوی لزوما بروز این مشکلات علت اصلی مراجعه نیست. گذر زمان نشان داده است که افراد در صورتی که شناخت کافی از خود و موضوعاتی که در روان خود میگذرد داشته باشند، میتوانند در تصمیم گیری های خود عملکرد بهتری داشته باشند و بعد از انتخاب های خود، تردیدها و پشیمانی های کمتری به سراغ شان می آید. درمان فردی تحلیلی، انسان را با افکار ناخودآگاهش آشنا میسازد. روشی که در روانکاوی در اختیار افراد قرار داده میشود و افراد میتوانند به کمک آن از آنچه به آن می اندیشند آگاهی یابند. مشکلات روانی مثل فوبیا، اضطراب یا افسردگی، یا به طور کلی ناتوانی، روشهای نجات و کاهش فشار و تنشی است که روان افراد اتخاذ میکنند تا درد کمتری را تحمل کنند این در حالی است که بسیاری از این روشهای ناکارآمد به زندگی روزمره ی ایشان آسیب وارد میکند و اجازه ی تصمیم گیری، انتخاب، و حرکت کردن را از انسان سلب میکند. روانکاوی و درمان تحلیلی روشی است که در آن به فرد کمک میشود تا بتواند به ترس های ناخودآگاه خود غلبه کند و برای بهتر کردن زندگی خود، و لذت بردن از آن تلاش کند. لذت بردن از زندگی و فرصتی که فرد در اختیار دارد مهمترین هدف درمان فردی است. مشکلات روانی میتواند نیروی محرکه ای در اختیار افراد قرار دهد تا به درمان تحلیلی وارد شوند و این فرصتی را در اختیار روانکاو قرار میدهد که در طی غلبه بر این مشکلات، مجوز روانی برای لذت را نیز برای افراد فراهم کند. اشتیاق برای درمان، مهمترین دلیل آغاز درمان تحلیلی است، و گاهی از مشکلات نشأت میگیرد و گاهی نیز نیاز فرد به بهتر زندگی کردن و بیشتر و عمیق تر لذت بردن از آن.