توصیه های یک مشاور روانشناسی برای سازگاری با مرگ فرزند

مرگ فرزند

توصیه های یک مشاور روانشناسی برای سازگاری با مرگ فرزند

توصیه های یک مشاور روانشناسی برای سازگاری با مرگ فرزند 700 466

مرگ فرزند بار سنگینی را بر دوش همه ی اعضای خانواده می گذارد.

تفاوتی ندارد فرزندتان چند ساله باشد، شما هیچ گاه انتظار مرگ آن ها را ندارید. مرگ فرزند، یک اتفاق عمیق و پیچیده است که والدین را از چندین جهت به چالش می کشد.
شما ممکن است تعداد زیادی احساس را همزمان تجربه کنید. این از فقدان ناعادلانه ممکن است خشم شدیدی ایجاد کند. این خشم طبیعی است. اگرچه ممکن است برخی از اطرافیانتان را که به کمک آن ها نیاز دارید، از شما دور کند.
همچنین ممکن است والدین با احساس گناه شدید درگیر شوند. احساس اینکه باید از مرگ جلوگیری می کردند. همه ی والدین این احساس غیرمنطقی که می توانند همیشه از فرزندانشان مراقبت کنند را در سر دارند. احساس گناه می تواند منبع دیگری نیز داشته باشد. شما روابط بین خودتان و فرزندتان را مرور کرده و از بابت حرف هایی که ناگفته مانده اند، احساس گناه می کنید. ممکن است از اینکه شاید این مجازات گناهان شما باشد، احساس ترس کنید و از اینکه چرا شما زنده اید و او خیر، ناراحت باشید. حتی ممکن است نسبت به غم و ناراحتی تان نیز احساس گناه کنید و با خود تصور کنید که شاید این غم به اندازه ی کافی بزرگ و شدید نیست. ممکن است احساسات دیگری همانند تنهایی، ناراحتی، اضطراب و درماندگی به سراغ شما بیاید.
غم تنها یک احساس نیست، بلکه بر جسم شما نیز تاثیر می گذارد. تمرکز کردن دشوار می شود. تصاویری از فرزندتان شما را در زمان می گرداند. ممکن است متفاوت تر از همیشه رفتار کنید. شاید افسرده شوید، نسبت به انجام کارها بی علاقگی نشان دهید و روحیه ی تهاجمی پیدا کنید. و یا حتی تمام وقت روز کار کنید تا شاید این درد را فراموش کنید.
مرگ فرزند اغلب تکان دهنده و دلخراش است و عقایدتان را خدشه دار خواهد کرد.
مرگ فرزند یک فقدان خانوادگی است. همه ی افراد در خانواده- مادر، پدر، خواهر، برادر، پدر بزرگ و مادربزرگ و… را تحت تاثیر قرار می دهد. شرایط آنجایی دشوار می شود که هرکس باید به صورت جداگانه با این موضوع کنار بیاید و در عین حال باید از دیگری حمایت کند.
غم بسیار شخصی است. هر فرد ممکن است تجربه ی متفاوتی از غم داشته باشد. راه ابراز آن و سازگاری با آن در اشخاص مختلف متفاوت است. این به آن معنا نیست که یک نفر فرزند را بیشتر از سایرین دوست داشته است.
زمانی که ریتا دخترش را از دست داد به طور دائم گریه می کرد ولی شوهرش فعال شده بود و با خانواده هایی که فرزندانشان را از دست داده بودند صحبت کرده و آن ها را حمایت می کرد. هر دو عاشق فرزندشان بودند ولی راه ابراز غم و ناراحتی شان با یکدیگر تفاوت داشت.ممکن است والدین و شاید خواهر و یا برادرها ابراز درونی داشته باشند. این روش هم طبیعی و نرمال است.
این فقدان می تواند بر همه ی جوانب رابطه ی شما تاثیر بگذارد. اگرچه مرگ فرزند می تواند فشار زیادی به روابط وارد کند ولی هیچ شواهدی درباره ی این شایعه که زوج ها پس از مرگ فرزند از یکدیگر جدا می شوند، وجود ندارد.
از آن جایی که غم و ناراحتی پس از مرگ فرزندان بسیار شدید و پیچیده می شود، بهتر است تا تنها نمانید. حامیان زیادی همانند دوستان، مشاورین، حتی کتاب هایی که درباره ی این فقدان صحبت کرده اند، می توانند کمک کننده باشند تا از این سفر سخت و غمناک به سلامت عبور کنید.

نویسنده: کنت جی دوکا Kenneth J. Doka