زندگی پر از معامله است

زندگی پر از معامله است

زندگی پر از معامله است 320 213

روزی را به یاد دارم که باروانکاوم صحبت می کردم، او به من گفت که نمی توانم همه چیز را با هم داشته باشم. شوکه شدم و نمی خواستم باور کنم. او قول داده بود به من کمک کند و حالا زیر قولش زده بود؟ آیا زندگی نباید پر از این امکانات بی پایان باشد تا بتوان به همه آنها دست یافت؟ اما وقتی که بیشتر فکر کردم به این نتیجه رسیدم که او درست می گوید، شما نمی توانید همه این مزایا و امکانات را باهم داشته باشید. شما نمی توانید هم از زندگی مجردی خود لذت ببرید و هم از زندگی متأهلی تان. شما نمی توانید هم مادر چند فرزند باشید و به وظایف مادریتان برسید و هم وقت زیادی را صرف امور شخصی و کاری خود کنید. یا همزمان ریسک های زیادی در زندگی تجربه کنید و هم از حس ایمنی و اطمینان لذت ببرید. شما نمی توانند هم از آخر هفته تان لذت ببرید و هم در آن روز کار کنید. و یا با اینکه رهبر یک گروه هستید هیچ حس مسئولیت پذیری نداشته باشید. نمی توانید نظر بدهید اما ناشناس باقی بمانید. این مسائل با یکدیگر هم خوانی ندارند و نشان می دهند که زندگی پر از این مبادله هاست. استثناهایی نیز وجود دارد اما بیشتر جنبه های روانشناختی زندگی مانند قوانین فیزیک هستند، در واقع شما نمی توانید همزمان بایستید و یا بنشینید. باید یکی از آن را انتخاب کنید. در حال حاضر، طبق قوانین فیزیک، زندگی حقیقی، قاعده¬ی “یا هیچ چیز یا همه چیز” ندارد، بلکه پیچیده تر از آن است. در واقع زندگی یک تعادل نسبی دارد و افراطی نیست. شما می توانید بعضی چیزها در زندگی به دست آورید، مخصوصا اگر به این جنبه های زندگیتان در گذر زمان توجه کرده باشید و برای رسیدن باآنها تلاش کنید. اما این مسئله را باید بدانید که شما باید یک مسیر را انتخاب کنید و همه چیز را باهم نمی توانید داشته باشید. اگر ما نتظار داشته باشیم که به “همه چیز در زندگی” دست پیدا کنیم همیشه نا امید و افسرده خوهیم بود. بعضی ها با تلاش بیشتر و سخت تر، سعی می کنند که به همه چیز برسند، به صورت نامحدود به جستجوی ایده ال ها خود می پردازند و حس رضایت و شادی خود را در راه رسیدن به این خواسته ها از بین می برند چون نمی توانند همه این کارها را به درستی انجام دهند. برخی در موقعیت فعلی خود درجا می زنند و اصلا نمی توانند مسیری برای خود پیدا کنند، چون فکر می کنند اگر مسیری را انتخاب کند و به سمت آن حرکت کنند گزینه های دیگر را از دست می دهند. در نهایت کاری که انجام می دهید از نظر شما کافی نیست.
خوشبختانه ما در پذیرش شرایط زندگی مان آزاد هستیم. در هر مرحله ای از زندگیمان، ما مسیری را انتخاب می کنیم. اگر این واقعیت را قبول کنیم که زندگی پر از معامله است، در نتیجه می توانیم به یک مسیر در زندگی متعهد شویم و تمام تلاشمان را به کار بگیریم که در آن موفق شویم بدون هیچ نا امیدی و دلسردی،غم و اندوه.
از راهی که انتخاب کرده ایم راضی هستیم و این حس را دوست داریم، و می دانیم که مجبور نیستیم همه کارهارا انجام دهیم، بلکه بر کارهای محدودی تمرکز می کنیم و آنها را به درستی به پایان می رسانیم. اگر مسیری که انتخاب کرده ایم درست باشد ، می تواند زمینه ای ایجاد کنیم که بیشتر رشد کنیم، فرصت های بیشتری به دست بیاوریم وحس رضایت از زندگی در ما بیشتر شود.
این نوع نگرش؛ به ما آرامش می دهد. با پذیرش این محدودیت ها، می توانیم کاری را که در دست داریم به درستی انجام دهیم. منظور من این نیست که همیشه در میانه بمانیم و پیشرفت نکنیم و یا از کارها که ناراحتمان می کند، کناره گیری کنیم. نه، منظور من این است که وقتی ما کاری را برعهده داریم اگر به خوبی آن را انجام دهیم نوعی رضایت عمیق در ما به وجود می آید که باعث می شود که ما موانع را پشت سر بگذاریم، در آن لحظه است که ازنتیجه و پاداش کاری که انجام داده اید و راهی که انتخاب کرده اید، لذت می برید. در این حالت است که ما می توانیم از این نوع تفکر که “این کار هیچ وقت کافی نیست” به سمت تفکر “به اندازه کافی خوب و معقول است” پیش برویم. علاوه بر این اگر از زندگیمان لذت ببریم، و قانع باشیم، از موفقیت های اطرافیانم نیز لذت می بریم، بدون آنکه حسادت کنیم و یا فکر کنیم از آنها کمتر هستیم. این نگرش سنگ بنایی است که با آن به ارامش ذهنی در زندگی می رسیم.
Jennifer Kunst

دیدگاهی بگذارید