از منطقه راحتی خود بیرون بیاید و به منطقه شجاعت وجسارت خود بروید

از منطقه راحتی خود بیرون بیاید و به منطقه شجاعت وجسارت خود بروید

از منطقه راحتی خود بیرون بیاید و به منطقه شجاعت وجسارت خود بروید 320 213

بیایید صادق باشیم، همه ما دوست داریم همیشه رو به جلو حرکت کنیم اما در واقعیت این کار را انجام نمی دهیم. تعدادی از نیروهای داخلی ما را به عقب می کشانند. در واقع ناخواداگاه ما دوست دارد در منطقه امن و راحتی باشد تا اینکه ریسک کند و به منطقه خطر برود که مستلزم شجاعت است، در واقع تغییر را نوعی خطر می داند. این وظیفه اصلی روان درمانگر هاست که ما را به این باور اصلی برسانند. آیا شما در دایره امن و راحت خود واقعا احساس راحتی دارید؟؟ آیا واقعا ایمن است؟ منطقه راحتی به شکل ها و اندازه های گوناگونی وجود دارد و هنگامی که به دقت بررسی می شود بسیاری از آنها اصلا راحت نیستند. در اینجا چند مورد از منطقه راحت که یک درمانگر ممکن است با آن برخورد کند را ذکر می کنیم: مثلا یک جوان ۲۵ساله ای که می خواهد از پدرو مادرش جدا شود اما به دنبال خرید آپارتمان نمی رود، یک مردی که می خواهد رابطه اش را به پایان برساند اما با معشوقه اش تماس می گیرد، فردی که قصد ترک سیگار را دارد اما نمیه شب سیگار می کشد، زنی می خواهد وزن خود را کاهش دهد ولی بستنی و آبنبات می خورد، زنی که دوست دارد درموردرفتار گیج کننده خود بازخور دریافت کند اما وقتی با آن مواجه می شود تدافعی رفتار می کند و نظرات را نادیده می گیرد. مردی که تصمیم می گیرد مشغله های زندگی خود را کم کند، اما با وجود ۶۰ ساعت کار در هفته، و سه فرزند و همسر بیمار، باز هم کلاس های اضافه ای را برگزار می کند.
آیا این مثال ها برای شما نیز صدق می کند؟؟ من هم یکی از این افراد هستم که منطقه راحتی خود می مانم، برای یک انسان، این عمل یک واکنش رایج است. همه ما دوست داریم برای بهبود زندگی خود تلاش کنیم، شرایط خود را تغییر دهیم و بهتر زندگی کنیم و در برخی موارد به این امر باور داریم. اما این باور ناقص ما را به عقب می کشاند و باعث می شود در شرایط فعلی مان باقی بمانیم، حتی اگر این شرایط به نفع ما نباشد و سلامت و رفاه ما را به خطر بیندازد.
در یک تجربه خوب روان درمانی ما به این باور می رسیم که این مناطق راحتی، واقعا راحت و امن نیستند ومنطقه شجاعت و جسارت ، خطری برای ما ندارد. این تغییر داخلی نیازمند تفکر و تجربه است، ما باید باورهای اصلی خود را مورد ارزیابی قرار دهیم، تا به این نتیجه برسیم که آنها واقعا درست هستند یا خیر؟
فرایند تغییر در یک مرحله اتفاق نمی افتند، و متشکل از چند مرحله کوتاه است. شما در یک مسیر درست به صورت متفاوتی عمل می کنید. رفتارگرایان آن را روش تقریب های پیاپی می نامند. بین سیگار کشیدن هایتان فاصله بیشتری بیندازید، سریع به دوست دختر و یا دوست پسرتان زنگ نزنید، برای یک بار هم شده جلو دهانتان را بگیرید و هر حرفی را نزنید، شما ممکن است نتوانید این کارها را انجام دهید، کافی است که یک بار این شانس را به خود دهید و بببینید چه اتفاقی می افتد. یک گام به سمت موفقیت، زمینه ای برای گام های بعدی فراهم می کند. شما با این باور که تغییر دردناک است مبارزه می کنید و آن را به چالش می کشانید. هنگامی که شما تلاش می کنید چیزهای جدیدی را امتحان کنید از منطقه راحتی خود بیرون می آیید و وارد منطقه جسارت و شجاعت خود می شوید، ممکن است موفق نشوید و یا آن کار را به درستی انجام دهید، اما این کار شما را قوی تر می کند و نوعی قوت قلب به حساب می آید و دلگرم می شوید. و این باعث می شود دوباره به منطقه شجاعت و جسارت خود قدم بگذارید و این کار ار بارها و بارها تکرار کنید.
by Jennifer Kunst

دیدگاهی بگذارید