آیا شما نیز کنجکاو هستید( غریزه و سائقه ای که همه درباره اش حرف می زنند)

آیا شما نیز کنجکاو هستید( غریزه و سائقه ای که همه درباره اش حرف می زنند)

آیا شما نیز کنجکاو هستید( غریزه و سائقه ای که همه درباره اش حرف می زنند) 320 213 هدیه ذبیحی

روانکاوان – و همچنین دانشمندان و فیلسوفان قبل از آن- به این نتیجه رسیده اند که انسان بر پایه ی یک سری از غرایز رشد کرده است که گاهی اوقات آن را “سائق” (drive) می نامند، همان محرک یا حالتی درونی و شرایطی که موجود زنده را به فعالیت وا می دارد یا رفتار خاصی را بر می انگیزد. در واقع حالتی خودکار است. شما می توانید هر اسمی برای آن بگذارید، مثلا چیزهایی که نمی توانید بدون آن زندگی کنید و چیزهایی که باید داشته باشید. به احتمال زیاد نظریه غریزه مرگ (thanatos) تاناتوس و غریزه زندگی (eros) اروس را شنیده اید. فروید معتقد بود که تمام رفتارهای انسان از بازی پیچیده میان غریزه مرگ با غریزه زندگی و تنش و کشمکش دائم میان آنها زاده می شود و این دو اصل برای زندگی بسیار ضروری هستند.
ملانی کلین (Melanie Klein) روانکاوی است که معتقد است که ۳نوع غریزه و سائقه در انسان وجود دارد نه دو غریزه. بُعد سوم آن کنجکاوی است که او آن را (epistemophilic) نامید. وقتی شما شاهد توسعه و موفقیت صنعت فضانوردی هستید، اینکه می بینید فضانورد مسافت طولانی به فضا فرستاده می شود، و زمان فرود آمدن فضانورد بر روی مریخ، آن صحنه را با ترس مشاهده می کنید، متوجه می شوید که تمام این کارها از روی کنجکاوی بشر وبرای یادگیری و علم بیشتر است، در این صورت شما باید به آن اعتقاد پیدا کنید. من از جملات ملانی کلین در توصیف غریزه کنجکاوی لذت می برم. همه ما انسان ها میل به یادگیری و کشف حقایق داریم، سوالی که دانشمندان ناسا را به خود مشغول کرده است – اینکه دنیا از کجا به وجود آمده است؟- ما چگونه به اینجا آمده ایم؟ وقبل از ورود انسان، دنیا چه شکلی بوده است؟ و این ها سوالاتی هستند که از بچگی ذهن ما را درگیر کرده اند. با توجه به ماهیت و طبیعت مان، ما در مورد همه چیز کنجکاو هستیم. و به محض اینکه سوالی در ذهنمان شکل می گیرد، به دنبال جوابی برای آن می گردیم. اینکه چگونه جنین تشکیل می شود و یک فرزند به دنیا می آید؟؟ چه تفاوت های بین پسرها و دخترها وجود دارد؟ قبل از اینکه به دنیا بیاییم کجا بودیم؟ چرا رنگ آسمان آبی و رنگ چمن سبز است؟ چرا در شب نوری وجود ندارد و تاریک است؟ در واقع همه ما دانشمند متولد می شویم و از کودکی به دنبال سوال های خود هستیم. این سائق و غریزه کنجکاوی در زندگی ما بسیار مفید است. ذهن ما را پرورش می دهد، به ما کمک می کند تا مشکلاتمان را بهتر حل کنیم، باعث می شود تحصیلات بیشتری کسب کنیم و باعث خلاقیت در رفتار ما می شود. این غریزه ممکن است پنهان باشد و این وظیفه ماست که آن را به کار بگیریم چون در زندگی روانشناختی ما بسیار اهمیت دارد. کنجکاوی یکی از ضروری ترین ابزارها برای درک روانشناختی است. در واقع یک مهارت برای یک درمانگر خوب و باتجربه است. الا فریمن شارپ (Ella Freeman-Sharpe) یکی از نویسندگان حوزه روانکاوی درسال ۱۹۳۰این چنین بیان می کند: “این علاقه عمیق در زندگی مردم و تفکرات آنها، باید به یک کنجکاوی سیرنشدنی تبدیل می شود، و با در نظر گرفتن عوامل ناشناخته قابل تشخیصی که در آن وجود دارد، باید به صورت آزادانه بیاندیشند تا تجربیات انسانی و فعالیت های آنها گسترش یابد، و آزاد باشند تا همه غرایز ناخوداگاه خود را به رسمیت بشناسند. به عبارت دیگر هر روز بیشتر از دیروز تمایل به دانستن و کشف حقایق داشته باشند و مکانیسم های روانشناختی درگیر آن را درک کنند. این نوعی کنجکاوی خیرخواهانه با توجه به جملات دکتر جونز(Dr. Jones) بود. من نیز به این جمله که هر روز باید بیشتر از روز قبل میل به دانستن داشته باشیم را قبول دارم. به عنوان یک درمانگر از این اصل بسیار استفاده می کنم. من ممکن است که این جمله “در مورد آن بیشتر حرف بزن” را بیست بار در روز تکرار کنم. وقتی من زندگی و افکار و احساسات بیمارانم را با جزئیات کامل کشف می کنم و از آنها می خواهم درباره آن حرف بزنند، به من می خندند و می گویند، تو تنها کسی هستی که این سوال را از من می پرسی و یا هیچ کس تا بحال این کار را از من نخواسته است. یکی از بیمارانم من را “درمانگر کنجکاو ” صدا می کند ومن فکر می کنم که با این جمله از من تعریف و تمجید کرده است. اگر درمانگر به صورت کنجکاوانه عمل کند، بیمار نیز کنجکاو می شود. اگر ما این حس را ایجاد کنیم که دوست هستیم نه دشمن، در این صورت می توانیم چزهای جدیدی درباره خودمان کشف کنیم، به صورت آزادانه ای درباره خود، درباره روح و روانمان می اندیشیم، درباره اینکه چرا اینجا و دراین موقعیت هستیم و چگونه پیشرفت می کنیم. من فکر می کنم که هرچقدر بیشتر درباره ی خودمان بدانیم، بیشتر می توانیم تغییر و رشد کنیم ودر زندگی آرامش داشته باشیم، این مسئله شبیه این است که در مورد وسیله ای اطلاعاتی ندارید ومی خواهید آن را تعمیر کنید.من از اینکه گروه ناسا نام فضاپیما خود را” Curiosity” نامیدند بسیار لذت بردم. من معتقدم آنها اطلاعات زیادی درباره ی جهان وحشی به دست می آورند، و شرایط را بهتر می کنند. و من این موضوع را حس می کنم و به من الهام شده است.
by Jennifer Kunst

دیدگاهی بگذارید