فقط آن را انجام بده (آزادی در عمل به عنوان یک هدف روانکاوی است)

فقط آن را انجام بده (آزادی در عمل به عنوان یک هدف روانکاوی است)

فقط آن را انجام بده (آزادی در عمل به عنوان یک هدف روانکاوی است) 1280 960 هدیه ذبیحی

همه ما شعار معروف نایک را، که بر طبق اصول روان کاوی و روان تحلیلی است، شنیده ایم: “فقط آن را انجام بده! “. در واقع همه ما انسان ها وقتی با ترس و ناامیدی مواجه می شویم، به نوعی محرک قوی نیاز داریم، و بر سردوراهی می مانیم که مثل همیشه رفتار کنیم و یا ریسک جدیدی را امتحان کنیم. گاهی اوقات باید به خودمان متکی باشیم، در کارها پیش قدم شویم و اولین باشیم، شجاعت به خرج بدهیم و دست به کارهایی بزنیم که برای دیگران غیرقابل تصور است. من به عنوان یک روانکاو به مردم توصیه نمی کنم که بدون تفکر دست به عمل بزنند. موفقیت من ناشی از تفکر و دقت من است. من شرط می بندم اگر مردم از زمانی که ما برای بیماران اختصاص می دهیم مطلع شوند، بسیار شگفت زده خواهند شد. مقاله فروید به نام ” Formulations on Two Principles of Mental Functioning” را بخوانید. در این مقاله کوتاه فروید این ایده را مطرح می کند – تغییر روانشناختی از دوران کودکی تا بلوغ- از اصل لذت به اصل واقعیت صورت می گیرد که عمدتا درباره ی تاخیر در ارضای نیاز است. در واقع در این مقاله به تضاد بین دو اصل لذت جویی واصل واقعیت می پردازد. کودک فورا می خواهد آنچه در ذهن خود دارد را عملی کند، و سریع به خواسته خود برسد. این جمله در ذهن کودکان بسبار رایج است ” من آن را می خواهم، به من بده”. در واقع این مطلب اصل لذت جویی در دوران کودکی را نشان می دهد که امری غریزی است، اما وقتی به بلوغ می رسیم یاد می گیریم برای اینکه خواسته ما ارضای شود، زمان نیاز دارد. اکنون بعد از اینکه این انگیزه و تمایل در ما به وجود امد، قبل از اینکه عملی انجام بدهیم ابتدا فکر می کنیم. در واقع در سن بلوغ اصل واقعیت بروز می کند که این اصل اکتسابی و آموختنی است و فرد در حین گذراندن مراحل رشد و شخصیت و مواجهه با دنیا بیرون، آن را فرا می گیرد، این نظریه برای درک اینکه مردم چگونه در طول عمر خود از روانشناسی استفاده کنند، اساسی است. با تو به آنچه که در روانشناسی مدرن در مورد مفاهیمی مانند “کنترل غرایز” ، “به تاخیر انداختن لذت ها و خواسته ها” و “تحمل نا امیدی”، گفته شده است، مردم متمدن قبل از عمل، فکر می کنند. اما دانش روانکاوی چیزی فراتر از تفکر را انجام می دهد. در واقع اصل مهم، نوع زندگی کردن است. وقتی تصمیم می گیرید زندگی کنید، تفکر به شما بسیار کمک می کند، اما اگر وسواس به خرج دهید ممکن است شما را محدود کند و جلوی پیشرفتتان را بگیرد. وقتی تمام احساسات خود را در نظر بگیرید، تمام جوانب منفی و مثبت، در این صورت تمام پدیده هایی که در مورد آن آگاهی نداریم ذهن مارا درگیر می کند، وقت آن می رسد که با شجاعت زندگی کنید و این بدان معناست که دست به کار شوید و قدمی بردارید.

من هیچ وقت این خاطره دوران کودکی ام را فراموش نمی کنم، تابستان بود و من هشت ساله بودم. یک روز که در یک استخر عمومی شنا می کردم، از نردبان شیرجه استخر بالا رفتم. وقتی به تخته پرش رسیدم، از بالا به پایین نگاه کردم و تمام وجودم پر از ترس شده بود. با خودم گفتم من شناگر خوبی هستم و تمام اصول را یاد گرفته ام، پدرمادرم مرا تشویق می کردند و به من اطمینان می دادند که در امان هستم و هیچ خطری مرا تهدید نمی کند، نگاهی به اطراف کردم و کودکانی را دیدم که بارها بارها این کار را انجام می دادند، معلم شنا هم در آنجا حضور داشت، دوباره به اطراف نگاه کردم، همه کسانی که آنجا بودند مرا تشویق می کردند تا بپرم و به این توانایی من ایمان داشتند، بر ترس خود غلبه کردم و شیرجه زدم و توانستم این کار ار انجام دهم و این داستان را با افتخار برای همه تعریف می کردم. در این راستا، نول سایمینگ (Neville Symington) این ایده را مطرح کرد که برای تغییر روند قدیمی به یک شیوه جدید و نو، به آزادی عمل احتیاج داریم. منظور او از این نوع آزادی، این است که مالک ذهن خود باشیم و بتوانیم مختارانه تصمیم بگیریم، به اعمال خوب خود ایمان داشته باشیم و همچنین زمینه و فرصت آن را داشته باشیم تا بتوانیم به خوبی عمل کنیم. ما باید روش های قدیمی خود را کنار بگذاریم و راه های جدید را امتحان کنیم. ممکن است در این راه موفق شویم و یا شکست بخوریم، آنچه مهم است این است که ما به سمت تغییر حرکت کرده ایم و این یک پیروزی و سرمایه گذاری واقعی است. در این فرایند ممکن است با نا امیدی و اضطراب مواجهه شویم. اگر ما در برابر این اضطراب و نگرانی ها کم بیاوریم ، هرگز پیشرفت نمی کنیم و کاری را به درستی انجام نمی دهیم. این مسئله در مورد افراد بزرگ و بالغ نیز صدق می کند و آنها نیز گاهی مانند کودکی می شوند که از شیرجه زدن در آب هراس دارد. اینکه در مورد شیرجه زدن در آب و عواقب آن فکر کنیم ، خوب است اما گاهی اوقات باید دل به دریا بزنیم و فقط یکبار، آن کار را انجام دهیم تا ترس هایمان از بین برود.
by Jennifer Kunst, Ph.D

دیدگاهی بگذارید