آیا احساس “واکنش جنون آمیز ونگران کننده” یک روش امیدوارانه است؟

آیا احساس “واکنش جنون آمیز ونگران کننده” یک روش امیدوارانه است؟

آیا احساس “واکنش جنون آمیز ونگران کننده” یک روش امیدوارانه است؟ 1280 960

نگاه روانکاوانه به فیلم ” دفترچه امید بخش”
آیا همه می توانند یک راه امید بخش داشته باشند؟ گاهی اوقات این طور به نظر نمی رسد. فیلم دفترچه امید بخش (Silver Linings Playbook) به کارگردانی راسل (Russell )، بهترین نمونه است که می توانیم یک تصویر گرانقدر، مفید و امیدوارانه، در واقع نوعی تجسم واقعی از مسائل عاطفی پیچیده مانند اختلالات دوقطبی، OCD(اختلال وسواسی جبری)، واکنش به از دست دادن چیزی یا کسی، نشان دهیم. این فیلم فقط یک نقص دارد و آن این است که “دفترچه امید بخش” به خود خود نوعی جنون و روان شیدایی است. اشتباه نکنید من این فیلم را دوست داشتم اما به عنوان یک روانکاو و تحلیل گر، به فکر فرو می روم که چه اتفاقی برای این همه غم و اندوه افتاد؟ آن قسمت از فیلم را به یاد بیاورید که دکتر پاتل(Dr.Patel) به پت(Pat) (بازیگر برادلی کوپر Bradley Cooper) می گوید او باید تمام قسمت های وجودی خود را بپذیرد، درست مانند تیفانی(Tiffany )(بازیگر جنفیر لورانس Jennifer Lawrence )، حتی قسمت غم انگیز و جنون آورش را. پت چه پاسخی می دهد: “آیا دیوانه شدی؟”. منظور از خُلق شیدا در اختلالات دوقطبی(افسردگی شیدایی) این است که تا می توانیم با تلقین، از این ناراحتی و غم اندوه دور شویم، که داستان فیلم نیز همین گونه است.
مشکل این است که پت هیچ کمکی به خود نمی کند تا از این غم و اندوه رهایی یابد، او به شدت به استراتژی ” Excelsior” تکیه دارد. در لاتین این کلمه به معنای “بالاتر” است،”همیشه رو به بالا”؛”خیلی بالا و مرتفع”. این یک هدف غیرمنطقی نیست اما پت معتقد است که خوشبین و مثبت بودن تنها راهی است که می تواند بیماری اش را کنترل کند، تا در این راه امیدوارانه رهایی پیدا کند. اما این درست نیست، مثبت و خوشبین بودن ممکن است نوعی امید باشد اما داشتن روحیه خیلی زیاد ممکن است نمونه از شیدایی و جنون از احساسات باشد. امید واقعی شامل کارکردن بر روی این غم و اندوه هاست. اما عملی کردن این کار برای پت سخت بود. وقتی دکتر پاتل به پت می گوید:” تو باید این احساساتی که به سمت تو می ایند را بشناسی، پس هنگامی که این احساسات را درک می کنی تو نیازداری به جای آرام تری بروی، و در ارامش با خودت باشی، هرطور که خودت دوست داری به این ارامش برسی”. او در مورد نیازهای پت درست می گفت،اینکه ارامش داشته باشد و این احساسات ناراحت کننده شیطانی را درک و حس کند. اما پت به تنهایی نمی توانست این کار ار انجام دهد. و دکتر پاتل او را به یک ساختمانی انتقال دارد، که افارد که دچار این چنین اختلالاتی هستند در آنجا حضور دارند. آیا این کار باعث نمی شد که پت احساس کند که ناراحتی و غم اندوه او نوعی “دیوانگی ” به حساب می آید؟ حتی برای دکتر پاتل؟ آنچه که ما می دانیم این است که دکتر پاتل او را به مرکز شیدایی فیلادلفیا فرستاده است. من میدانم که این یک فیلم کمدی است، اما این اصلا جالب نیست که یک درمانگر بیمار خود را با تمام احساساتش به تنهایی به این مراکز بفرستد. و به نظر پت که شخصیتی بود که از احساساتش فرار می کرد، نمی توانست با این شیوه ارتباط برقرار کند. یک درمانگر باید شرایطی برای تمام احساسات بیمار فراهم کند. اگر دکتر پاتل این کار را می کرد،پت ممکن بود این نگرانی هایش را کشف کند و اصلا فکر نکند دیوانه است. پت و تیفانی یک راه امیدبخش پیدا کردند. تیفانی قبول می کند تا حامل پیام پت به نیکی( همسر سابق پت) باشد به شرطی که او هم قبول کند در مسابقه رقص شریک او باشد، در این فرایند آنها یاد می گیرندکه چگونه یک رابطه صادقانه و دوست داشتنی داشته باشند، و کمک هم مشکلاتشان را حل می کنند. با این حال در دنیای واقعی، این نوع پایان خوش به ظرفیت تحمل غم و اندوه شما بستگی دارد. تعطیلات زمانی است که بیشتر به این ناکامی ها اخیر خود فکر می کنید و این اجتناب ناپذیر است. به خودتان این هدیه را بدهید، سعی کنید که ناراحتی های خود را لمس واحساس کنید. با دوست، اعضای خانواده و درمانگر خود حرف بزنید نه افرادی مثل دکتر پاتل. احساس ناراحتی نوعی جنون و دیوانگی نیست، شما فقط به فردی احتیاج دارید که با آن حرف بزنید. کسی که واقعا به حرف های شما گوش دهد و آن را درک کند. در غیر این صورت این راه های امید بخش ، در افسردگی ناشی از تنهایی شما، ناپدید می شود. هر مشکلاتی ممکن است پر از این راه های امید بخش باشد، اما گاهی اوقات سخت است به تنهایی آن ها را پیدا کیند.
نوشته Jennifer Kunst به نقل از Sandra Fenster

دیدگاهی بگذارید