گاهی اوقات منظورما نه از گفتن “بله” همان نه است، چطور می توانیم عاقلانه تصمیم بگیریم

گاهی اوقات منظورما نه از گفتن “بله” همان نه است، چطور می توانیم عاقلانه تصمیم بگیریم

گاهی اوقات منظورما نه از گفتن “بله” همان نه است، چطور می توانیم عاقلانه تصمیم بگیریم 900 619

اینکه مهارت “نه” گفتن داشته باشیم بسیار عالی و مفید است. عیسی مسیح می فرماید سخنانتان را ساده و شفاف بگویید، ” بگذارید نه گفتن شما واقعی باشد، یعنی اگر واقعا نبست به کاری تمایل ندارید واضح بگویید نه، و اگر تمایل دارید با صراحت بگویید بله”. اما چرا ما در برخی موارد “بله” می گوییم اما از درون جوابمان”نه ” است و بالعکس؟؟
ماه ژوئن، ماه پرمشغله ای در سال است، افراد بسار فارغ التحصیل مسی شوند، ازدواج می کنند، و یا پروژه ها و جلساتی را برگزار می کنند. تعطیلات بسیاری وجود دارد تا افراد برنامه ریزی کنند، میهمانی برگزار کند، مقالاتی را بنویسند، و تولد بگیرند! چرا اکثر تولد ها در روزها و ماه های پرمشغله سال است؟؟ همچنین روز پدر، امیدوارم هیچ وقت چنین روزی را فراموش نکنید. همه این رخدادها، لحظات مهمی در زندگی ما هستند. وقتی یک کودک متولد می شود، یا دو نفر عاشق به یکدیگر می رسند و یا مدرک دیپلمی دریافت می کنید، زندگیمان تغییر می کند. این ها لحظات مهم، موفقیت، خاطرات و جشن های ما هستند. چه کسی یک مهمانی خوب را از دست می دهد؟؟ در این زندگی میکانیکی امروز واقعا سخت است به این سوال نه بگوییم. اگر من دعوت دوستم را لغو کنم چه اتفاقی خواهد افتاد؟؟ من نمی خواهم که از دستم ناراحت شود، او را نا امید کنم، و حس کند که طرد شده است، دوست ندارم در مورد من فکرهای بدی کند ودفعه بعدی مرا دعوت نکند. اگر به این مهمانی بروم و فرزندم رادر خانه تنها بگذارم، او احساس می کند که از خیلی چیزها محروم شده است. در واقع حقیقت این است، اگر ما به مسئله و رخدادی “بله” بگوییم، مجبوریم کارهای دیگر را کنار بگذاریم و به انها “نه” بگوییم. وقتی ما به بسیاری از فرصت های اجتماعی “بله” می گوییم، در واقع به ماندن در خانه، استراحت، و مسائل دیگر “نه” می گوییم و همچنین برعکس این قضیه. اگر ما به ایده یک مهمانی بزرگ و پرجمعیت “نه” می گوییم در واقع تصمیم گرفته ایم مهمانی کوچک تر و صمیمی تری برگزار کنیم.
در بسیاری موارد تصمیم گیری درباره کارهای درست، بسیار سخت و مبهم است. تصمیم گیری به اندازه ی “بله” گفتن به کارهای خوب و “نه” گفتن به کارهای بد آسان نیست. اغلب ما بین دو انتخاب خوب می مانیم و نمی دانیم کدامیک را برگزینیم. اینکه با دوستانمان به رستوران برویم و یا در خانه و کنار اعضای خانواده وقت بگذرانیم؟ مقاله بیشتری بنویسم و یا استراحت کنیم؟؟ یک شکلات خوشمزه بخوریم و یا مراقب کالری های که دریافت می کنیم باشیم؟ اگر ما این کارها را در حد اعتدال انجام دهیم، هیچ کدام از این گزینه ها اشتباه به نظر نمی ایند. اما حقیقت این است که ما همه این کارها را در یک زمان نمی توانیم انجام دهیم. همانطور که قبلا گفتم زندگی پر از مبادلات و تجارت های مختلف است، به محض اینکه چیزی به دست بیاوریم، چیز دیگری را از دست می دهیم.

پس چطور بین دوگزینه خوب، یکی را انتخاب کنیم؟؟ ما باید برخی اصول اساسی و راهنما برای کارهای خود تعیین کنیم. این اصول نباید به صورت افراطی توهم زا و یا خیلی سخت و پیچیده باشند. ما به سادگی از خودمان می پرسیم؟ “اگر من به این فعالیت جواب مثبت بدهم، چه تاثیر بر روی سلامت روحی و روانی من دارد؟”، ” و یا چه تاثیر بر سلامت روحی و روانی افرادی که دوستشان دارم می گذارد؟”. اگر چنین سوال های از خودمان بپرسیم اغلب به یک انتخاب خوبی خواهیم رسید که در آن شرایط و زمان خاص، برای ما مناسب تر است. این روش برای تمام کارها و اتفاقات روزمره ای که گفتم مناسب است، همچنین می توانیم در اتفاقات مهم تری مانند رابطه جنسی، ازدواج، طلاق، فرزندانمان، کارکنانمان، پول وعلایقمان نیز از آن استفاده کنیم. مزیت این سوال ها در این است که با انتخاب یک راه مناسب منفعت و رفاه خود و کسانی که دوست داریم را ارتقا می بخشیم.
من از این روش مفید در ملاقات با بیمارانم نیز استفاده کرده ام و بسیار رضایت بخش بوده است. هنگامی که ما این نوع قضاوت عادلانه را در زندگی خود به کار بگیریم، در مورد تصمیمات خود احساس بهتری پیدا می کنیم، چون مطمئن هستیم گزینه ای که در آن لحظات برای ما مناسب تر است را انتخاب کرده ایم. با چنین رویکردی هنگامی که برخی امور “نه” می گوییم دیگر ناراحت و پشیمان نیستیم و عذاب وجدان نداریم. این احساسات دردناک با احساسات تشویق کننده ما در تعادل هستند، چون ما به کاری که در آن لحظه مفیدتر بود “بله” گفته ایم. ما برای رفاه و راحتی خود واطرافیانمان به برخی امور “نه” می گویم و با این کار به سلامت روحی و روانی خود جواب مثبت داده ایم.

دیدگاهی بگذارید