زندگی مانند بازسازی یک خانه است

زندگی مانند بازسازی یک خانه است

زندگی مانند بازسازی یک خانه است 859 605 ارمغان رشد

اخیرا ما به بازسازی خانه مان پرداختیم، همانطور که می دانید کارهای بازسازی خانه هیچان انگیز و در عین حال خسته کننده و نا امیدکننده است. یک خانه مثل یک انسان سیستم پویایی دارد که همه قسمت هایش به هم مرتبط است. سیستم الکتریکی این ساختار را به هم متصل می کند، با استفاده از بتن منسجم می شود، شیب زمین تحت تاثیر زه کشی است، زه کشی تحت تاثیر الوار است، زمانی که چوب و الوار مرطوب شود لانه ای برای موریانه ها ایجاد می شود، و این چرخه ادامه دارد. شما نمی توانید یکی از اجزای آن را تغییر دهید بدون آنکه اجزای دیگر تحت تاثیر قرار نگیرند. وقتی یک دیوار را خراب می کنید، یا یک گودال حفاری می کنید نمی دانید با چه چیزی رو به رو خواهید شد. اگر یک خانه مشکلی نداشته باشد و به خوبی کار کند، شنیدن موسیقی در آن لذت بخش است. در واقع وقتی بازسازی تمام می شود، نوعی حس امنیت، رضایت، و لذت به وجود می آید. هنگامی که چیزی در خانه خراب شود، ما را اذیت می کند انگار یک جای کار می لنگد. نوعی حس بی نظمی و اضطراب به وجود می آورد. خانه نیز مانند همه انسان ها به مراقبت احتیاج دارد.
همانطور که من به فرایند بازسازی فکر می کردم و آن را انجام می دادیم، به این نتیجه رسیدم که خانه ها نیز مانند انسان کامل نیستند، آنها نیز نقص هایی دارند. تیرچه ها کمی کج شده اند، پِی نشست کرده است، سیم کشی ها به صورت زشت و نامناسبی در سرتاسر خانه پخش شده اند. حتی موقعی که همه چیز سر جایش است و درست کار می کند، با استفاده هرروزه و گذر زمان دوباره دچار مشکل می شوند.
یکی از دلایلی که خانه ها و انسان ها نمی توانند بی نقص و کامل باشند این است که خود انسان باعث آن می شود، حتی اگر حرفه ای ترین متخصص ها یا یک پیمانکار باوجدان را به کار گیریم ممکن است خانه ای خوب نصیب ما نشود – همانطور که ما انسان ها در نقش همسر و شوهر و معلم و یا والدین، و حتی درمانگر- به مرور خسته و پریشان و ناامید می شویم. به مشکلات خلق و خویی و روح و روانی دچار می شویم. ممکن است مشکلات خانوادگی، سلامتی، مشکلات مالی و یا استخدامی در همه زندگی ها اتفاق بیافتد. زندگی همین است.
پروژه های بازسازی بسیار نا امید کنند و خسته کننده هستند، چون ما انتظار داریم که به
ی انجام شوند. اما من با تجربه ای که کسب کردم، با اطمینان می گویم که این حقیقت ندارد، حتی ساده ترین پروژه ها، چالش های غیر منتظره ای دارند. پروژه ها اصولا هزینه و زمان بیشتر از مقداری که برآورد کردید را دربرمی گیرند. صرف نظر از بزرگی خانه و تعداد کارگران و صاحب خانه، این مسئله اجتناب ناپذیر است. زمانی که همه این واقعیت ها را درک کنید و بپذیرید پروژه به خوبی پیش می رود، و ما هنگامی که ما با این مشکلات روبه رو می شویم متعجب نمی شویم. این ها بلایای طبیعی نیستند. آنها را همان طور که هستند ببینید، صرفا به عنوان مشکلاتی که می توان آنها را پشت سر گذاشت. من متوجه شدم این نوع نگرش درباره خودم، روابطم، و کارهای روزمره ام به عنوان یک روانکاو، بسیار مناسب است. به جملات اسکات(M. Scott Peck) در پرفروش ترین کتابش تحت عنوان (The Road Less Traveled) گوش دهید: “زندگی سخت است”. این جمله بسیار معروف شد، چون معنای عمیقی دارد و به یکی از چهار حقیقت بنیادی در بودا اشاره می کند: “زندگی به معنای رنج است”. این به معنی بدبودن مطلق و یا مشخص بودن سرنوشت نیست، این نوعی پذیرش واقعیت است. و هنگامی که این واقعیت ها بدون تعصب، خشونت زیاد، ترس و وحشت و اعتراض، پذیرفته شود، ما می توانیم با مشکلات زندگی آسانتر برخورد کنیم، نگرش ما نسبت به زندگی تغییر می کند، دیگر به زندگی با این دید نگاه نمی کنیم که پر از حوادث نا امید کنند ی بسیار زیادی است، بلکه با این دید به آن می نگریم که زندگی پر از چالش های معمولی است که ما می توانیم با آنها مواجه شویم.
یکی از بیمارانم این نوع نگرش را ” مدیریت انتظارات” می نامد. من این نظر را دوست دارم. اغلب ما فراموش می کنیم که ما موجودات پویا در یک سیستم پویا هستیم که یک سری تنش ها و چالش های درونی راتجربه می کنیم. ما انتظار داریم که زندگی به سادگی پیش رود و وقتی مشکلات به وجود می آیند شوکه می شویم. اما مشکل واقعی ما ناشی از خود مشکلات نیستند، بلکه این است که ما انتظار آن را نداریم. وقتی ما چیزی آرزو می کنیم، زندگی آن را در قالب یک هدیه به ما نمی دهد. مانند یک خانه، زندگی پر از گره هایی است که ما باید آن را باز کنیم. و این وظیفه ماست که برای تعمیر و نگهداری از آن تمایل داشته باشیم، و حتی در مواردی به بازسازی و اصلاح آن بپردازیم.

یک زندگی سالم مانند یک خانه قدیمی است که ما عاشقش هستیم. ما برای نگهداری و ارتقای آن سرمایه گذاری می کنیم. سعی می کنیم از مواد و مصالح خوبی برای ساختن آن استفاده کنیم، اگر سقف آن چکه می کند آن را تعمیر می کنیم، به لولای درب روغن می زنیم تا صدای آن قطع شود، و از لحظات گرانبهایی که در آن تجربه می کنیم، لذت می بریم.