آیا شما جزو شرکت کنندگان در مسابقه موشی(rat race) هستید یا مسابقه انسانی(human race)؟؟

آیا شما جزو شرکت کنندگان در مسابقه موشی(rat race) هستید یا مسابقه انسانی(human race)؟؟

آیا شما جزو شرکت کنندگان در مسابقه موشی(rat race) هستید یا مسابقه انسانی(human race)؟؟ 320 213

(اصطلاحی به این معنا که سردرگم و بی هدف به این طرف و آن طرف می روید و دوست دارید با تلاش و کار بیش از اندازه، موفقیت ها و پول زیادی به دست آوریدیا خیر؟)

سال هال وقتی در یک بخش روانپزشکی مشغول به کار بودم، یکی از بیماران اسکیزوفرنی در من جرقه ای را به وجو آورد، من چهره او را به خوبی بخاطر دارم، آن روز به صورت اتفاقی او را در راهرو دیدم که به دیوار تکیه داده بود، او،در حالی که  من مرتب به این طرف و آن طرف می رفتم، به من نگاه می کرد. با لبخندی که بر چهره داشت از من پرسید: ” تو جزو شرکت کنندگان مسابقه موشی هستی یا انسانی؟ ”

اکثر بیماران من فقط ناخن هایشان را به روی صورتشان میکشند، اما این بیمار با سوال خود من را متعجب کرد، گویی از میزان مشغله وکار من آگاه بود. من نیز مانند همه مردم در این زمانه، تحت فشارهایی هستم که دوست دارم همه چیز تحت کنترلم باشد و به همه چیز و همه کس توجه کنم، تا مطمئن شوم که همه مسائل درست انجام می شود. در واقع من کار نمی کنم که زندگی خوبی داشته باشم، زندگی می کنم تا کارم را به درستی انجام دهم.

ما مشغله های بسیار زیادی داریم، و هیچ وقت اندکی تامل نمی کنیم که این مشغله ها برای چیست؟ واقعا هدف ما از اینکه دوست داریم همه مسائل را زیرنظر داشته باشیم، چیست؟ از دیدگاه روانکاوی، انسان برای ارضای نیاز مهم بودن و کامل بودن  این کارها را انجام می دهد. حتی به صورت دقیق تر، من فکر می کنم این آرزو ماست که  احساس کنیم مهم هستیم.  ما موفقیت ها را یکی بعد از دیگری به دست می¬آوریم، و سعی می کنیم که خودمان را متقاعد کنیم که فرد خوب، توانا و مفیدی هستیم. به صورت کلی، ما فشارهای زیادی تحمل کنیم فقط برای اینکه ارزشِ خودمان را اثبات کنیم، زیرا از درون خود نوعی عقده و ضعف داریم.

در واقع ما به عنوان یک انسان تمایل داریم، که خود را فردی خوب، توانا و ارزشمند نشان دهیم و این را نشانه کامل بودن می دانیم. آگاهی از محدودیت ها، ضعف ها و حتی نیاز های ما باعث می شود احساس شرمندگی و گناه داشته باشیم و اصلا دوست نداریم این احساس های دردناک را تجربه کنیم.

اما هرچه قدر که از این محدودیت ها فرار کنیم، با آنها مواجه می شویم. شخصی که مشغله بسیار زیادی دارد، همیشه این اضطراب همراه اوست که نمی توانند کارهایش را به اتمام برساند. جستجوی کمال به صورت افراطی، باعث می شود که ما از نقص ها و محدودیت هایمان آگاه شویم و این باعث نا امیدی ما می شود. من همیشه به بیمارانم می گویم که ما نمی توانیم از این واقعیت که کامل نیستیم، فرار کنیم.

برای اینکه واقعیت ها را بپذیرم باید کارهای روحی و روانی بسیار انجام دهیم، اما اینجا جایی است که حس خوبی از واقعیت هایتان را تجربه می کنید. می توانیم  کم کم با تفکرات درونی و احساسات عمیق خود رو به رو شویم – حتی بدترین احساس ها –  و دیدگاه واقع گرایانه از خودمان به تصویر بکشیم. همه ما ترکیبی از صفات خوب و بد، قوت و ضعف، عشق و نفرت هستیم. اگر ما نسبت به خودمان آگاهی نداشته باشیم، نمی توانیم مسائل اطراف را به خوبی درک کنیم. هر چقدر که شناخت بیشتری از خودمان داشته باشیم، در نهایت می توانیم کارهایمان رانیز به درستی انجام دهیم. این مشغله های بیش از اندازه ما را به پوچی می رسانند، ذهنیت ما را پر می کنند، اما  می توان گفت تعادل یکی از عوامل اصلی سلامت ذهنی است .

Jennifer Kunst

دیدگاهی بگذارید