آیا وقت گذراندن در اینترنت، اعتیادآور است؟

آیا وقت گذراندن در اینترنت، اعتیادآور است؟

آیا وقت گذراندن در اینترنت، اعتیادآور است؟ 320 213

پژوهش‌های نوین نشان می‌دهند که استفاده‌ی غیرتخصصی از اینترنت می‌تواند تجربه‌ای اعتیادآور باشد

 

زمانی‌که برای نخستین بار اعتیاد به اینترنت در دهه‌ی ۱۹۹۰ به‌عنوان یک اختلال روان‌پزشکی معرفی شد، زیاد جدی گرفته نشد. با این حال، این روزها افراد کمی هستند که تلاش می‌کنند نشان دهند چیزی به‌عنوان استفاده‌ی مفرط یا مشکل‌آفرین از اینترنت وجود ندارد. هزاران پژوهش، شواهدی یافته‌اند که نشان می‌دهند ۱-۱۰٪ افراد مشکلاتی با کنترل کردن استفاده از اینترنت دارند و ویژگی‌های رفتاری، روان‌شناختی و عصب‌شناختی معتادان به مواد و قمار را نشان می‌دهند. در سال ۲۰۱۴، راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی (دستنامه‌ی روان‌شناختی که تمامی اختلال‌های روان‌شناختی در آن به‌تفصیل بیان شده اند) به‌روز شد و اعتیاد به اینترنت را به‌عنوان یک اختلال بالقوه که نیازمند بررسی‌های بیش‌تر است، معرفی کرد.

اما سوال اصلی این است که: افراد معتاد به اینترنت دقیقا به چه چیزی اعتیاد دارند؟ برخی از پژوهشگران معتقدند که خود اینترنت به تنهایی اعتیادآور نیست بلکه فعالیت‌هایی که از اینترنت برای آن‌ها استفاده می‌شود، اعتیادآورند. شواهدی وجود دارند که از اعتیاد به اینترنت‌های خاصی حمایت می‌کنند. این اعتیاد‌ها عبارتند از: اعتیاد به بازی‌های ویدیویی آنلاین، اعتیاد به رابطه‌ی جنسی/هرزه‌نگاری، قماربازی بیمارگون آنلاین، و اعتیاد شبکه‌های اجتماعی. با این حال، تمایزی میان اعتیادهای اینترنتی خاص مثل اعتیاد به بازی آنلاین و اعتیاد کلی به اینترنت وجود دارد.

به نظر می‌رسد که تجربه‌ی وقت گذراندن در وب، یوتیوب و وبلاگ‌ها به خودی خود می‌تواند اعتیاد آور باشد. پژوهش‌های جدید تصویربرداری مغز در آلمان دریافته‌اند که تغییراتی در مغز به‌طور ویژه‌ای با این نوع از استفاده‌ی مفرط از اینترنت مرتبط هستند.  در کاربران مرد اینترنت که گزارش کردند که هر هفته ۴۲ ساعت از اینترنت استفاده می‌کنند، آن‌هایی که نشانه‌های اعتیاد به اینترنت بیش‌تری (مثل تجربه کردن پیامدهای منفی بیش‌تر ناشی از استفاده‌ی اینترنت، احساس کردن نشانه‌های ترک زمانی‌که از اینترنت استفاده نمی‌کنند و ناتوانی در کنترل کردن استفاده از اینترنت) را نشان می‌دادند، حجم ماده‌ی خاکستری کم‌تری در بخش‌هایی از مغز که به‌عنوان منطقه‌ی پیشانی راست شناخته می‌شوند،‌ داشتند. این مناطق مغز، بخشی از قشر پیش‌پیشانی هستند. فعال‌سازی قشر پیش‌پیشانی شدیدا با تصمیم‌گیری ضعیف، رفتار اعتیادی و اراده ارتباط دارد. این پژوهش‌ها تفاوت‌های بیش‌تری در دیگر نواحی محورهای مغزی را با اعتیاد مفرط به اینترنت مرتبط ساختند و نکته‌ی جالب این بود که الگوی کلی تفاوت موجود در مغز کاربران افراطی اینترنت با تغییرات دیده شده در مغز معتادان به مواد، شبیه بودند. مانند همه‌ی پژوهش‌های مقطعی رابطه‌ی علت و معلولی واضح نیست. ممکن است مغز در اثر استفاده‌ی بیش از حد اینترنت تغییر کند یا این‌که تفاوت‌های موجود در حجم مغز پیش‌شرط استفاده‌ی بیش از حد اینترنت از اینترنت هستند.

پژوهش‌های بسیاری گزارش کرده‌اند که تفاوت‌های مغزی مشابهی با استفاده‌ی مفرط از اینترنت ارتباط دارند؛ با این‌حال یافته‌های موجود معمولا با تکلیف خاصی که کاربران برای انجام دادن آن به اینترنت متصل می‌شوند (مانند بازی کردن آنلاین)، مرتبط شده‌اند. این مطالعه دریافت که ارتباط میان حجم کاهش‌یافته‌ی مغز و استفاده‌ی بیش از حد اینترنت نمی‌تواند مختص به بازی کردن آنلاین بیش از حد، استفاده از اینترنت برای رابطه‌ی جنسی یا افسردگی باشد؛ این یافته نشان می‌دهد که استفاده‌ی مفرط از اینترنت خودش نیز با تفاوت‌های مغزِ شبه‌اعتیادی مرتبط است. در هر رویدادی، یافته‌ها حاکی از آنند که چنین تغییرات گسترده‌ای ممکن است در یک طرز فکر عمومی متفاوت منعکسنا شوند.

چه‌چیزی در استفاده‌ی بی‌هدف از اینترنت می‌تواند اعتیادآور باشد؟ گشت زدن در اینترنت می‌تواند شکلی از جست‌وجوی اطلاعات باشد، چه پرسش مورد نظر پیش از دسترسی به اینترنت شکل گرفته باشد، چه این پرسش در طول گشتن در اینترنت ایجاد شود. وقتی در اینترنت سیر می‌کنیم، اطلاعات جدیدی که به دنبالشان نبودیم به ما عرضه می‌شوند. چیزی نمی‌گذرد که به ده‌ها صفحه از ویکی‌پدیا هدایت می‌شویم و غرق در خواندن موضوعات جدیدی می‌شویم که هیچ برنامه‌ای برای خواندنشان نداشته‌ایم. یافتن اطلاعات جدید چه قصد جست‌وجوی آن‌ها را داشته باشیم، چه این‌که با آن‌ها مواجه شده باشیم، تجربه‌ی لذت‌بخشی برای مغز ماست. از نقطه‌نظری دیگر، شاید استفاده از اینترنت نوع ساده‌تر و کلی‌تری از وجود نسبت به دنیای واقعی سه‌بعدی و کم‌تر شکل‌پذیر است؛ دنیایی که برخلاف زندگی واقعی هر کار شما در آن، پاسخی آنی را فراخوانی می‌کند. و شاید بازخورد آنی فقط اطمینان‌بخش نیست بلکه یک شرط اساسی برای به‌باشی است.

در پژوهشی که اخیرا منتشر گردید، بررسی شد که افراد زمانی که فقط خودشانند و مغزشان به چه شکلی واکنش نشان می‌دهند. در مجموعه‌ای از ۱۱ آزمایش، پژوهش‌گران از نزدیک به ۸۰۰ شرکت‌کننده خواستند که بنشینند و با خودشان حدود ۶ تا ۱۵ دقیقه فکر کنند. به‌طور شگفت‌آوری این کار برای بسیاری از آن‌ها دشوار بود. در دو تا از آزمایش‌ها که گزینه‌ی تقلب موجود بود،‌۳۲٪ تا ۵۴٪ شرکت‌کنندگان با گوشی‌های خود تقلب کردند یا از دیگر حواس‌پرتی‌ها برای گذراندن این زمان کوتاه استفاده کردند. همچنین به شرکت‌کنندگان شانس این داده شد که به خودشان یک شوک الکتریکی در طول ۱۵ دقیقه‌ی فکر کردن بدهند. اگرچه بسیاری از این افراد گزارش کرده بودند که پول پرداخت خواهند کرد تا از شوک گرفتن اجتناب کنند، یک‌چهارم شرکت‌کنندگان خانم این پژوهش و دو‌سوم مردها روی خودشان در زمان فکر کردن شوک اجرا کردند. نویسنده‌ها فکر کردند که گویا افراد، داشتن محرک منفی را به هیچ محرکی نداشتن ترجیح می‌دهند.

جالب است که لذت تکلیف با فراوانی استفاده از رسانه‌های اجتماعی و استفاده از گوشی‌های هوشمند مرتبط نبود. نویسندگان پیشنهاد می‌دهند که قرن تکنولوژی که مشخصه‌ی آن منابع اطلاعاتی بی‌پایان هستند، از ناتوانی ما در تنها بودن با اندیشه‌هایمان حکایت دارد. این، فرایند اساسی تعامل بی‌پایان است؛ مثبت باشد یا منفی، می‌تواند همان چیزی باشد که معتادان به اینترنت به آن اعتیاد دارند.

دیدگاهی بگذارید