خانه شما کجاست؟

خانه شما کجاست

خانه شما کجاست؟

خانه شما کجاست؟ 700 466

تعداد جابه جایی خانه ی مردم در آمریکا آنقدر زیاد است که باید پرسید: خانه کجاست؟

از زمان کودکی ام، مادرم همیشه می گفت: خانه جایی است که قلب انسان آنجاست.
بر طبق آخرین آمار، میانگین تعداد جابه جایی های آمریکایی ها در طول زندگی شان نزدیک به ۱۱٫۴ بار است.
در هفته ی اخیر باید تصمیم دشواری در مورد جابه جایی مادرم می گرفتم. او عاشق طبیعت است و من خانه ای در کنار جنگل برایش پیدا کردم که پرنده ها در نزدیکی آن آواز می خواندند. هرگز فکر نمی کردم که مجبور به این کار شوم ولی این کار ضروری بود، زیرا مادرم توانایی راه رفتنش را از دست داده بود و آن خانه دیگر برایش مناسب نبود.
هنگامی که به خانه رسیدیم و در جلوی در ورودی ایستادیم نفسی عمیق کشید و از هوا لذت می برد. اولین حرفی که به زبان آورد این بود که “همیشه فکر می کردم در خانه خواهم مرد”. این جمله بسیار مرا متعجب کرد زیرا او هرگز احساسش را به زبان نمی آورد.
دلیل ترس بیشتر افراد مسن از جابجایی این است که هرچه سن بالاتر می رود، توانایی سازگاری با محیط کاهش پیدا می کند و وفق با محیط تازه، گیج کننده و قابل درک نیست.
در طی ۶ دهه ی زندگی ام ۱۲ بار جابه جایی داشته ام، شاید به نظر زیاد برسد ولی در واقع نرمال است. به عنوان شخصی که ماندن در یک مکان را ترجیح می دهد، هرگاه فکر جابه جایی در سرم می آمد دائما سوالاتی همانند اینکه چرا مردم جا به جا می شوند؟ خانه ی من کجاست؟ را با خودم تکرار می کردم.
متوجه شده ام که هرچه سنم بیشتر می شود، عمل جابه جایی از لحاظ فیزیکی و روانی برایم سخت تر می شود. زمانی که شما به مدت زیادی در یک مکان می مانید، سازگاری بیشتری با آن مکان پیدا می کنید و فکر به ترک آن می تواند به تنهایی ایجاد اضطراب کند.
در سال ۲۰۱۰ سارا کرشا Sara Kershaw در مقاله ای در روزنامه ی نیویورک تایمز مطالعاتی در مورد اینکه چرا بعضی از افراد بیشتر از سایرین خانه ی خود را جابه جا می کنند، انجام داده است. یکی از افرادی که سارا با او مصاحبه کرده بود می گفت: من خانه ام را تعویض می کردم تا شاید خانه ی بهتری برای زندگی پیدا کنم. در حالی که جا به جایی ممکن است نشانه ی یک شروع تازه باشد ولی می تواند سمبلی از ناامیدی و باخت هم باشد.
روان شناسان عقیده دارند: افرادی که تمایل زیادی به تعویض خانه دارند، به دنبال تغییر بیرونی هستند تا شاید مشکلات و چالش های درونی خود را جبران کنند.
مارک ماتوسک در وبلاگ خود به نام “خانه ی من کجاست؟ ” مصاحبه ای با گروهی از بی خانمان ها انجام داده است. چیزی که او در این مصاحبه آموخت این بود که بی خانمانی در ذهن انسان است و بیشتر ما آن را تجربه کرده ایم ولی بیانش نمی کنیم. من با گفته ی ماتوسک که بیان کرده بود: ” خانه جاییست که ما در آن تعادل پیدا می کنیم ومحوریست که ما را به قلب متصل می کند”، موافقم.
محققین اظهار کرده اند که تعریف مشخصی در مورد خانه وجود ندارد، ولی خانه جاییست که مردم احساس راحتی و امنیت دارند.
چه محل زندگی تان را زود به زود تغییر دهید یا ندهید، خانه جایی است که قلبتان در آنجاست. برخی افراد مثل بودا بیان کرده اند که خانه جایی در درون انسان است.
یک رمان نویس بیان کرده است که خانه با روح شما سر و کار دارد ،نه فیزیک شما. او در مصاحبه ای اظهار کرد که ۲۲۰ میلیون نفر در خانه هایشان زندگی نمی کنند. او خودش را مثال زد که اصلیت خانوادگی اش به هندوستان بر می گردد اما او تا به حال به این کشور سفر نکرده است. این رمان نویس خودش را یک ژاپنی می داند زیرا برای بیش از ۲۵ سال است که در ژاپن زندگی می کند. او در آخر اضافه کرد: “خانه جایی نیست که شما در آن می خوابید ولی جاییست که در آن جا زندگی تان را سپری می کنید.”
زمانی که به دنبال مکانی هستید که بتوانید آن را خانه بنامید، باید توجه کنید که چه مواردی برایتان اهمیت دارد. تردیدی نیست که خانه سمبل امنیت است و مکانی است برای افزایش ارتباطات.

نویسنده: دیانا راب Diana Raab

دیدگاهی بگذارید