دروغ‌هایی که ما به خودمان در مورد دوستان‌مان می گوییم

باورهای غلط در مورد دوستان

دروغ‌هایی که ما به خودمان در مورد دوستان‌مان می گوییم

دروغ‌هایی که ما به خودمان در مورد دوستان‌مان می گوییم 700 350

روابط دوستانه ی بزرگسالان: دروغ هایی که ما به خودمان می گوییم.

تصورات غلط و حقایق در مورد روابط با دوستان

زمانی که با شریک عاطفی خود، یکی از اعضای خانواده و یا حتی یک همکار به مشکل برمی خوریم، اولین شخصی که به آن روی می آوریم یک دوست است. زمانی که ما به گوشی برای شنیدن حرف، کلماتی برای تشویق و یا حتی نصیحت نیاز داریم، دوستان ما در کنار ما هستند. آن ها به ما کمک می کنند تا مشکلاتمان را حل کنیم و با احساسات بدی که از درگیری های شخصی و غیر شخصی به وجود می آیند، کنار بیاییم.
اما زمانی که مشکل دوستان ما هستند به چه کسی روی بیاوریم؟ افراد مهم دیگر در زندگیمان، درباره ی روابط دوستی ما اطلاعاتی ندارند. ما باید از بازگو کردن این مشکل برای یک دوست دیگر خودداری کنیم، زیرا نمی خواهیم که همانند یک انسان خبرچین به نظر برسیم. چه اتفاقی می افتد اگر مشکل این باشد که ما دوست صمیمی دیگری نداریم تا به او روی بیاوریم؟
یک مانع مهم دیگر وجود دارد که می تواند کنار آمدن با چالش های دوستی را دشوار کند: تصورات غلطی که ما به عنوان یک بزرگسال در روابط دوستی مان داریم.
در مطالعه در حیطه ی رابطه اغلب به این موضوع بر می خورم که در بین عقاید و باورهایی که در مورد رابطه ها داریم و حقیقت رابطه تناقضی وجود دارد.
بسیاری از ما انتظار داریم که به عنوان یک بزرگسال، بدانیم که چگونه می توان دوست پیدا کرد و چالش هایی که در این روابط وجود دارد را حل کرد. تصور می کنیم که این مهارت ها را باید در دوران کودکی و بلوغ بیاموزیم و زمانی که دوره ی دبیرستان خود را به پایان رساندیم کاملا بر این موضوع مسلط باشیم. مشکل اینجاست که نه تنها این باور نادرست است، بلکه این حس را به ما می دهد که گویی ما تنها شخصی هستیم که درگیر این ماجراییم و باعث ایجاد حس ناامیدی، شرم و تنهایی در ما می شود.
البته این انتظارات و عقاید در روابط عاشقانه نیز وجود دارند. تنها تفاوتش این است که در این روابط بیشتر تمایل داریم تا در مورد مشکلات خودمان صحبت کنیم.

تصورات غلط و حقایقی در مورد روابط دوستی در بزرگسالی

۱٫ به عنوان یک بزرگسال باید بدانیم که چگونه یک رابطه ی دوستی تشکیل دهیم و حفظش کنیم.
هدایت یک دوستی به عنوان یک بزرگسال می تواند دشوار باشد. مثل همه ی روابط، دوستی نیاز به زمان و تلاش دارد و تعهد در ان همیشه آسان نیست، به ویژه زمانی که سعی می کنیم تا روابط دیگر و مسئولیت های دیگر را نیز متعادل نگه داریم. چالش هایی که در روابط دوستی مان تجربه می کنیم می تواند باعث ایجاد تغییر در زندگی ما شود. حتی اگر در زمانی که جوانتر بوده ایم روابط موفقی داشته باشیم، ممکن است خودمان را در مرحله ی جدیدی از زندگی ببینیم که باید دایره ی روابط اجتماعی خود را گسترده کنیم، روابط قدیمی مان را حفظ کنیم و روابط مسموم و ناسالم را از زندگی مان حذف کنیم. مواردی همچون تکنولوژی راه ارتباطی ما را تغییر داده است و سوء تفاهم های جدیدی ایجاد کرده است که باید بیاموزیم تا چگونه آن ها را کنترل کنیم.

۲٫ ما دوستان زیادی نداریم.
رقم دقیقی برای تعداد دوستانی که هر فردی خواهد داشت وجود ندارد. تعداد دوست در هر فرد ممکن است با شخص دیگر تفاوت داشته باشد. این موضوع چندان به موضوع تعداد بر نمی گردد و بیشتر در مورد دید ما و رضایت ما از حمایت اجتماعی است که دریافت می کنیم. داشتن حتی یک دوست صمیمی می تواند به طور کامل تاثیر مثبتی بر جسم و احساسات ما بگذارد. در واقع بهتر است تا به جای کمیت، کیفیت را در نظر بگیرید.

۳٫ ما باید یک دوست خوب داشته باشیم.
با افزایش سن، فهم ما از واژه ی یک دوست خوب تغییر می کند. چیزی که مهم تر از این برچسب هایی است که به روابطمان می زنیم، این است که روابطمان متقابل است یا خیر. یعنی هر دو طرف در رابطه یکدیگر را دوست خود می دانند یا خیر. این موضوع به نظر ساده می آید ولی تحقیقات نشان می دهد که نزدیک به نصف روابط متقابل نیستند. به یاد داشته باشید که یک شخص نمی تواند تمام نیازهایی که ما در یک رابطه ی دوستی داریم را برطرف کند. داشتن یک دوست برای درد دل کردن و دیگری برای گردش رفتن در آخر هفته با داشتن یک دوست برای تمام شرایط برابری می کند.

۴٫ ما باید دوستی های دوران کودکی مان را حفظ کنیم.
ثبات یکی از نشانه های مهم یک رابطه ی سالم است. اگرچه حفظ روابطمان می تواند دشوار باشد، به ویژه اگر در مراحل مختلف زندگی باشیم، ولی اتفاقات خوب زیادی می تواند از سمت دوستی های قدیمی و بلند مدت برای ما رخ دهد. گفته شده است که مردم تغییر می کنند، بنابراین در ادامه ی آن دوستی ها نیز تغییر خواهند کرد. نگه داری رابطه ای که دیگر برای ما کافی نیست، تنها به دلیل اینکه از ترک آن می ترسیم، مسلما از علایق ما نیست. هر چه سنمان بالاتر می رود طبیعی است که تعداد دوستانمان را کاهش دهیم و دوستانی را برایمان با ارزشند را نگه داریم. این دوستان می توانند هم بازی های قدیمی و یا دوستی های اخیر بوده باشند.

۵٫ ما دوست بدی هستیم.
دلایل زیادی وجود دارد که نشان می دهد چرا ما در زمان بحث خودمان را به سختی قضاوت می کنیم. به یاد داشته باشید که بحث و دعوا در هر رابطه ی صمیمی غیرقابل اجتناب است.می تواند در بین دو هم اتاقی، دو همکار و یا دو دوست ۲۰ ساله اتفاق بیافتد. حتی اگر خودمان را مخالف بحث بنامیم و به طور کلی ترجیح دهیم تا از مکالمات مستقیم و مواجهه دوری کنیم، هنوز ممکن است تا تحت تاثیر احساسات بدی که از شرایط دشوار و یا فکر پیش بینی بحث ناشی می شود، باشیم. درگیری های بی پایان داستان دیگریست ولی تجربه ی پستی بلندی ها به آن معنا نیست که شما دوست بدی هستید و یا کار اشتباهی انجام داده اید. این یک بخش طبیعی از یک رابطه ی صمیمی است. این طبیعت انسان است. یادگیری مدیریت بحث به طور موفق می تواند ما را به دوستانمان نزدیک تر کند.

در مورد تصورات غلط در دوستی چه کاری می توانید انجام دهید؟
به قانون های خود ساخته و عقایدتان در مورد روابط و نقش خود در رابطه توجه کنید.
این عقاید را با دید واقع گرایانه تر و سازنده تری به چالش بکشید. تغییر در باید ها به خواستن ها یک روش سریع است که می تواند در اراده و توانایی شما برای ارتباط برقرار کردن با افراد تفاوت بزرگی ایجاد کند. برای مثال: “من باید دوستان بیشتری داشته باشم”، “من می خواهم با افراد جدیدی ملاقات کنم.”
قبول کنید که ایرادگیر بودن نتیجه ای معکوس دارد.
به یاد داشته باشید که شما تنها شخصی نیستید که با روابط درگیر است. همۀ ما فکر می کنیم که چگونه می توانیم دوستی هایمان را تقویت کنیم و در روابط اجتماعی خود بهبود حاصل کنیم.

نویسنده: میریام کیرمایر
Miriam Kirmayer

دیدگاهی بگذارید