آیا باید به شریک زندگی تان بگویید که خیانت کرده اید؟

خیانت به همسر

آیا باید به شریک زندگی تان بگویید که خیانت کرده اید؟

آیا باید به شریک زندگی تان بگویید که خیانت کرده اید؟ 700 467

گفتن حقیقت به رابطه تان کمک می کند یا به آن آسیب می رساند؟

می خواهم در مورد این مسئله رک صحبت کنم: من طرفدار دروغ گفتن و راز داری در یک رابطه ی خوب و صمیمی نیستم. اگر شخصی به شما گفت که بعد از خیانت کردن به خاطر حفظ رابطه باید همه چیز را پنهان نگه دارید، زیرا فهمیدن اینکه شما به شریکتان خیانت کرده اید برایش دردناک خواهد بود، بهتر است به او توجهی نکنید. قبل از اینکه کاری انجام دهید باید بدانید که چیزی که یک رابطه ی لذت بخش و سالم را می سازد رابطه ی جنسی، پول و یا حتی بچه نیست. اعتماد است. زمانی که از اعتماد شریکتان سوء استفاده می کنید، در واقع از رابطه تان سوء استفاده کرده اید، حتی زمانی که تنها یک راز نگه داشته باشید.

من خیانت را اینگونه تعریف می کنم:
خیانت شکستن اعتماد است و زمانی اتفاق می افتد که شخص عمدا رازی را از تنها شریک عشقی زندگی اش پنهان کند.
لطفا توجه کنید که این تعریف در مورد یک رابطه ی خاص، رابطه ی جنسی، اپلیکیشن های دوست یابی و یا هر حرکت عاشقانه و یا جنسی، چه در دنیای حقیقی، چه مجازی نیست. به جای آن خیانت بر موضوع مورد اهمیت شریک خیانت دیده تمرکز می کند-یعنی از بین رفتن اعتماد رابطه. معمولا برای همسر خیانت دیده حرکت جنسی و یا عاشقانه ای که صورت گرفته است بیشترین درد را ایجاد نمی کند. بلکه دروغ گفتن، رازداری، سوء استفاده و این حقیقت که دیگر در بین آن ها اعتمادی وجود ندارد، درد اصلی را ایجاد می کند.

توجیه درونی برای پنهان کاری
اغلب افراد خیانتکار که سعی می کنند کارشان را پنهان کنند تصمیمشان را با این افکار توجیه می کنند: “چیزی که همسرم نمی داند، نمی تواند او را آزار دهد.” تقریبا همه ی خیانتکاران تجربه ی این انکارها را داشته اند و بیشتر اوقات می توانند خودشان را متقاعد کنند که فکرشان صحیح است؛… اما نیست.
در حقیقت، افراد خیانت دیده حتی فکرش را هم نمی کنند که همسرشان در جای دیگری است، آن ها همیشه احساس می کنند که شریک زندگی شان از لحاظ احساسی و فیزیکی در حال فاصله گرفتن از آن ها هستند. این موضوع بسیار ناراحت کننده است زیرا آن ها اغلب خودشان را به خاطر این فاصله سرزنش می کنند، و برایشان سوال ایجاد می شود که چه کاری کرده اند که باعث این جدایی و فاصله شده اند.
این در حالی است که هنوز خیانتکاران فکر می کنند که سریع ترین و بهترین کار ادامه دادن به دروغ گویی و پنهان کاری است و در یک شرایط درست، این تاکتیک می تواند برای مدت کوتاهی کارآمد باشد.

فرار کردن به جای درست کردن
اگر پنهان کاری در مورد خیانتتان برای شما جواب داده است، پس ادامه دهید. شغل من این نیست که چیزهایی را که می توانید و یا نمی توانید با آن ها زندگی کنید را قضاوت کنم. اگرچه به شما می گویم که مشکلات رابطه تان با فرار کردن حل نمی شود. حتی اگر دیگران دوست داشته باشند تا دورغ شما را باور کنند و در مورد رازهای شما سوالی نپرسند، همسرتان ممکن است هنوز این فاصله ی عاطفی را احساس کند، که این موضوع برای او و رابطه تان خوب نیست. به علاوه فرار کردن از خیانتتان این امکان را افزایش می دهد که دوباره در آینده به آن اشتباه مرتکب شوید.
اگر رابطه تان را دوست دارید و برایش ارزش قائلید و می خواهید که دوباره به آن بازگردید، نیاز دارید که گذشته تان را پاک کنید.
در آن لحظه باید از خودتان بپرسید: آیا می توانم این ریسک را کنم ،زیرا ممکن است که رابطه ام را از دست بدهم. و واقعا هم یک ریسک است. زیرا همسرتان اگر متوجه خیانت شما شود، ممکن است فورا تصمیم به جدایی بگیرد. اما معمولا این اتفاقی نیست که رخ می دهد. بله، افراد وقتی حقیقت را متوجه می شوند عصبانی شده و با جدایی و طلاق شروع به تهدید می کنند. اگرچه، اگر شما واقعا احساس پشیمانی می کنید و اگر شما کاملا صادقید، و قصد دارید تا این اعتماد را از نو بسازید، رابطه تان به نقطه ای می رسد که نه تنها نجات می یابد، بلکه شکوفا نیز می شود.
کلید بهتر کردن رابطه ی آسیب دیده تان پنهان کردن نیست، بلکه بازیابی اعتماد است. البته اعتماد در رابطه تنها با خیانت نکردن دوباره ی شما و اینکه قول داده اید تا وفادار بمانید، باز نمی گردد، به جای آن اعتماد در طول زمان و گاهی با گفتن تمام حقایق دردناک ساخته می شود. این یعنی اینکه شما باید در مورد همه چیز، همیشه، و بدون در نظر گرفتن اینکه موضوع چیست، با شریکتان صادق باشید. اگر همسرتان می خواهد تا همه چیز را بداند، پس شما باید در مورد همه چیز صادق باشید.
لازم به گفتن نیست، ولی صداقت کامل، دشوار است. شما همیشه از اینکار لذت نمی برید، همسرتان هم همینطور. با این حال اگر واقعا همسرتان را دوست دارید و می خواهید تا رابطه تان را نجات دهید، باید صادق باشید.
چند موضوع وجود دارد که باید قبل از اینکه با شریکتان در مورد رازها بگویید، بدانید :

ممکن است به کمک نیاز پیدا کنید.
اگر به جای یک اتفاق ساده و یک تصادف، سابقه تان در خیانت طولانی است، بهتر است قبل از اینکه با همسرتان صحبت کنید، از یک مشاور زوجین مشورت بگیرید. اگر شما چیزهای زیادی برای گفتن دارید و همسرتان نیز می خواهد همه چیز را بداند، به طور موقت دست نگه دارید. به جای یکدفعه بازگو کردن تمام رازهایتان، به همسرتان این اطمینان را بدهید که به تمام سوال های او جواب خواهید داد ولی می خواهید این کار را کامل و کنترل شده انجام دهید، بنابراین بهتر است تا هر دوی شما پیش مشاور بروید تا بتوانید به درک احساسات یکدیگر کمک کنید. سپس می توانید وقت ملاقاتی با مشاور بگیرید و مطمئن شوید که درمانگر در مورد خیانت می داند و اطلاع دارد که همسر شما می خواهد تا همه ی حقیقت را بداند و شما هردو می خواهید که رابطه تان را نجات دهید.

دلایلی منطقی وجود دارد که در این شرایط بهتر است تا چیزی را فاش نکنید:
شما و یا همسرتان تمایلی ندارید تا رابطه را نجات دهید.
همسرتان می گوید که نمی خواهد تا در مورد رفتار شما بداند.
همسرتان، به هر دلیلی نمی خواهد که یک مشاور به شما کمک کند.
همسرتان از لحاظ فیزیکی و عاطفی آمادگی این تجربه را ندارد.
همسرتان تنها اطلاعات را می خواهد تا در دادگاه بر علیه تان استفاده کند.

در موارد دوم و سوم همسرتان نمی خواهد تا در مورد توضیحات شما بداند و ملاقات با مشاور را رد می کند، این ها مواردی هستند که نشان می دهند، شریکتان دیگر نمی خواهد که این رابطه را ادامه دهد. اگر شخص مقابلتان به طور کل ملاقات با مشاور را رد کند ولی بخواهد که رابطه را ادامه دهید، دلایلش می تواند مشکلات مالی، وضعیت اجتماعی و بچه هایتان باشد. اگر همسرتان واقعا شما را دوست داشته باشد و به رابطه تان اهمیت دهد، ملاقات با مشاور را می پذیرد و به خاطر کمک حرفه ای که به هر دویتان می شود، خوشحال خواهد شد.

پس آیا صداقت واقعا کمک می کند؟
اگر می خواهید رابطه تان را نجات دهید، باید در مورد خیانتتان با همسرتان صحبت کنید و برای این جریان از یک مشاور کمک بگیرید. با ارزش ترین عنصر رابطه ی شما اعتماد است و نه تنها با خیانت خدشه دار می شود، بلکه زمانی که دروغ می گویید و یا رازی را در مورد خیانت پنهان می کنید، می توانید به اعتماد آسیب بزنید. درست است، در برخی مواقع این حقایق دردناک می تواند منجر به پایان رابطه شود. در روابطی که عشق حقیقی وجود دارد، حقیقت بیشتر از هر چیز دیگری می تواند به نجات رابطه کمک کند.
زمانی که راه صداقت را در پیش می گیرید باید بدانید که هیچ چیز همانند دوران قبل از خیانت نمی شود. غیرممکن است. افراد خیانت دیده می بخشند ولی فراموش نمی کنند. ولی آیا می خواهید رابطه تان درست همانگونه شود که سابق بود؟ احتمالا این را نمی خواهید. زیرا اگر رابطه تان کامل و عالی بود، خیانت نمی کردید.
صداقت، رابطه تان را همانند قبل نمی کند، تنها آنرا بهبود می بخشد.

نویسنده: رابرت ویس
Robert Weiss

دیدگاهی بگذارید