آیا با خود شیفتگی، ترس و والدگری به فرزندتان اعتیاد دارید؟

اعتیاد به فرزندان

آیا با خود شیفتگی، ترس و والدگری به فرزندتان اعتیاد دارید؟

آیا با خود شیفتگی، ترس و والدگری به فرزندتان اعتیاد دارید؟ 700 438

آیا پدر و یا مادری هستید که همیشه می خواهد به فرزندش کمک کند؟ اگر اینطور است، چرا؟

این لیست راه هایی را نشان می دهد که والدین به فرزندانشان معتاد می شوند. توجه کنید که در این موضوع فرزندان حتما نباید در مشکلات فرو رفته باشند تا والدین بخواهند به آن ها کمک کنند.
برای انسان ها هم امکان دارد که به یکدیگر معتاد شوند، حتی به فرزندانشان. فرقی نمی کند فرزندان در چه سنی باشند.
به جملاتی که در ادامه به آن ها می پردازیم دقت کنید، ببینید آیا شما هم این رفتارها را در خود دارید؟ قسمت اول عبارات چیزی است که والدین از لحاظ اجتماعی درست می دانند. و مطلبی که درون پرانتز است نشان می دهد که واقعا جریان چیست!

۱٫ شعار من این است: “من اینکار را انجام می دهم زیرا این کاری است که یک والدین خوب انجام می دهد.” (فرزند من در روند رشدش با مسائل زیادی روبه رو می شود، نمی توانم او را تنها بگذارم.)
۲٫کاش بیابم که چگونه می توانم به دخترم انگیزه بدهم. (می ترسم اگر به او فشار بیاورم ، به خودش آسیب بزند و یا در افسردگی غرق شود.)
۳٫ او یک نوجوان خام است، به خاطرهمین من { لباس هایش را می شویم، تکالیفش را انجام می دهم، اتاقش را مرتب می کنم، و به بیانی به او رشوه می دهم و…} تا بتوانم او را محافظت کنم.(او کاملا بی انگیزه است، و اگر من کارهای او را انجام ندهم، هیچ کاری انجام نمی شود.)
۴٫ پدرش بسیار ایرادگیر است، من باید مادر خوبی باشم. (زمانی که فرزندم به جای پدرش پیش من می آید، حس خوبی است. در واقع من این حس را دوست دارم.)
۵٫ مادرش بعد از طلاق دیگر با او تماس نگرفته است. آیا داشتن یک پدر خوب چیزی نیست که یک دختربچه می خواهد؟ (من در مورد رابطه ی ضعیف دخترم و مادرش احساس گناه و بی مسئولیتی می کنم و تحمل درد کشیدن او را در زندگی ندارم، بنابراین بهتر است تا لوسش کنم و هرچیزی را که می خواهد برایش بخرم.)
۶٫ فرزندانم از من استفاده می کنند. (می ترسم به آن ها بگویم “نه”)
۷٫ من همیشه مطیع خواسته های فرزندانم هستم. (بخشی از من گاهی می خواهد تا فرزندم خودش را در یک دردسر بزرگ بیاندازد. شاید متوجه شود که تا قبل از این چقدر همه چیز خوب بوده است و قدردان باشد.)
۸٫ من نمی توانم به فرزندانم نه بگویم، نمی توانم. (من از زمان هایی که او عصبانی می شود متنفرم، پس سعی می کنم او را نسبت به خودم راضی نگه دارم.)
۹٫ یک والدین خوب هر کاری برای فرزندش انجام می دهد. خانواده به همین منظور ایجاد شده است. (اگر فرزندانم مشکلی داشته باشند، مردم من را قضاوت می کنند و فکر می کنند من پدر و یا مادر شایسته ای نیستم.)

آیا این جملات برایتان آشنا بود؟
اغلب احساس اضطراب و بی ارزش به نظر رسیدن است که باعث می شود تا والدین این کارها را برای فرزندانشان انجام دهند. انجام دادن مشابه دوست داشتن نیست. اگر خودتان را به دلیل اینکه کارهایتان قدردانی کمی به دنبال داشته است، ناامید یافتید، احتمالا شما به چیزی دچار شده اید که آن را اعتیاد به فرزند و یا اعتیاد به کارهایی که برای فرزندتان انجام می دهید، می نامند.
به نظر می رسد که این مشکل مدت زیادی است که وجود دارد.
ممکن است به از دست دادن کنترل ختم شود.
کمک گرفتن از یک درمانگر مجرب می تواند به شما در فائق آمدن بر ترستان کمک کند. کاهش اضطراب خودتان باعث می شود تا بهتر بتوانید شرایط دشوار را مدیریت کنید. هرچه بیشتر سعی کنید که کنترل کنید، بیشتر احساس می کنید که همه چیز از کنترل خارج شده است و شرایط را کمتر می توان مدیریت کرد.

چیزهایی که باید به آن ها فکر کنید:
چه چیزی اضطرابتان را افزایش می دهد؟ آشکار شدن چه چیزی برایتان دشوار است؟
آیا کاری که انجام می دهید نتیجه ی بلند مدت دارد؟ یا مشکل جدیدی ایجاد می کند که آن هم به حل شدن نیاز دارد؟
با اینکه می دانید زمانی که از شخصی انتقاد می کنید و یا او را قضاوت می کنید، با این کار چیزی در مورد آن شخص نشان نمی دهید و تنها این را نشان می دهید که شما دوست دارید قضاوت کنید و ایرادگیر باشید، چرا این کار را انجام می دهید؟
هنگامی که فرزندتان کاری انجام می دهد که برای شما خوشایند نیست، آیا باید چیزی بگویید؟ آیا همیشه چیزی گفتن کمکی می کند؟ حتما می گویید من حق دارم نظری داشته باشم. بله شما حق دارید ولی حتما همیشه نباید آن را به زبان بیاورید.
برای لحظه ای فکر کنید و با خودتان صادق باشید. آیا باید برای برطرف کردن اضطرابتان تلاش کنید؟ ممکن است تصور کنید که انجام دادن کار برای فرزندتان، تمرکزتان را از روی ترس، احتمالا از ازدست دادن کنترل، از قطع ارتباط با فرزند، از دست دادن ارزشتان و یا احساس تنهایی بر میدارد. پذیرش مسئولیت هایی که شما مسئول انجام آن ها نیستید، می تواند باعث کاهش حس مدیریت در شما شود.
به خودتان فضا بدهید و فکر کنید که آیا شما به فرزندتان معتاد شده اید یاخیر. اگر برای کارهایی که می کنید توجیه می آورید، بدانید که مدت زیادی است که درگیر این ماجرا شده اید. ما در مورد کارهایی که والدین با توجه به سن فرزندشان انجام می دهند، صحبت نمی کنیم. ما در مورد رفتارهایی صحبت می کنیم که در ظاهر برای دوست داشتن و کمک کردن به فرزند استفاده می شوند، ولی تنها برای کنترل شرایط صورت می گیرند.
دوباره می گویم، کمک گرفتن از یک روانشناس مجرب می تواند به شما کمک کند تا نقش خود را پیدا کنید و زندگی تان را پس بگیرید. سوال اینجاست… آیا برای این کار آماده اید؟

نویسنده: مردیت رسنیک
Meredith Resnick

دیدگاهی بگذارید