چرا ناگهان زندگی تان را عذاب آور می کنید؟

راههای گریز از افسردگی

چرا ناگهان زندگی تان را عذاب آور می کنید؟

چرا ناگهان زندگی تان را عذاب آور می کنید؟ 699 382

اگر احساس افسردگی می کنید، این تمرین ها را انجام دهید.

به عنوان یک روان درمانگر، از این امتیاز برخوردارم که هرروز داستان های زیادی بشنوم. ساعت به ساعت از انعطاف پذیری افراد شگفت زده می شوم.
زمانی که با مراجعین افسرده و مضطرب کار می کنید، از شجاعت و اعتمادی که در این سفر برای درمان در خود ایجاد کرده اند، قدردانی می کنید.
همچنین متوجه می شوید که برخی افراد با هدف تغییر برخی ویژگی ها در شخصیتشان برای درمان نمی آیند. به علاوه ممکن است از الگوهای رفتاری خاصی که منجر به اختلالات روانی می شود، یادداشت برداری کنید.

در اینجا سه دام ذهنی را می بینید که مردم را در افسردگی فرو می برد:

۱٫ زندگی در گذشته
۲٫ اجتناب از حقیقت
۳٫ سعی در تغییر شخصی دیگر

می توانید ذهنتان را برای فکر،احساس و عملی متفاوت تر از قبل آموزش دهید. در اینجا سه طرز فکر سالم وجود دارد که می تواند باعث درمان شود :

۱٫ با گذشته صلح کنید.
یکی از ویژگی های افسردگی، باور به وجود “سرنوشت از پیش تعیین شده” است. شما اشتباه فکر می کنید، زیرا در همین لحظه هم زندگی در حال به چالش کشیدن ماست. زندگی همیشه همینطور بوده است. ناامیدی و تسلیم شدن از این موضوع ناشی می شود که احساس می کنید بر زندگی خود کنترل ندارید.
مشکل اینجاست که شما بحث های همیشگی را با انسان های همیشگی دارید ولی انتظار دارید عکس العمل متفاوتی ببینید. باززیستن، دوباره ساختن و مرور کردن ودوباره از سر نوشتن گذشته می تواند لحظات با ارزش زمان حالتان را هدر دهد. تمرکز آگاهانه بر روی چیزی که در زمان حال رخ می دهد، می تواند این قدرت را به شما بدهد تا در واکنشتان در شرایط استرس زا و روابط دشوار، تغییری ایجاد کنید.

۲٫ به حقیقت توجه کنید.
همانطور که گفته اند؛ اگر بیش از اندازه یک دروغ را تکرار کنید، به حقیقت تبدیل می شود. انکار، یک مکانیسم دفاعی است که حقیقت را از ذهن خودآگاه ما پنهان می کند.
مردم کاملا به چیزی که توجه می کنند، آگاهی دارند. در زندگی واقعی ، انکار رفتارهای بد، به چیزی بیشتر از یک درگیری ذهنی نیاز دارد، بی توجهی یکی از اولین و اصلی ترین ترکیبات است.
یکی دیگر از پیامدها این است، تمایل برای تحمیل کردن درد به افرادی که در اطرافمان قرار دارند. اما این آرامش کوتاه مدت که از انتقام از دیگری ایجاد شده است، تنها باعث ناراحتی بلند مدت شما و ناامیدی اطرافیانتان از رابطه با شما می شود.
از ترس، درد و رنج هایتان آگاهی داشته باشید. قرار نیست زندگی آسان باشد، و امنیت و اطمینان تضمین شده نیستند. انکار کردن حقیقت انرژی زیادی می خواهد، ولی نه به اندازه ی زندگی با حقیقت.

۳٫ طرز فکرتان را تغییر بدهید تا زندگی تان تغییر کند.
برخی افراد با هدف تغییر شخص دیگری برای درمان می آیند. حتی اگر مادر، برادر بزرگتر و یا همسر سابقتان به تغییر نیاز دارند، در حال حاضر همراه شما برای درمان نیامده اند. کلید کنار آمدن با افراد این است، پذیرش آن ها برای آنچه که هستند، جدا شدن از رفتارهای غیرقابل قبولشان، و تعیین حد و حدود برای داشتن رابطه ای سالم تر.
و در آخر، یک حقیقت دیگر باقی می ماند: داستان شما. شما باید آخر داستانتان را بسازید.

نویسنده: لیندا اسپوسیتو
Linda Esposito

دیدگاهی بگذارید