داستانتان را بگویید، زندگی تان را تغییر دهید

داستان زندگی

داستانتان را بگویید، زندگی تان را تغییر دهید

داستانتان را بگویید، زندگی تان را تغییر دهید 700 440

نوشتن در مورد چیزهایی که از دست داده اید، می تواند زندگی تان را به طور مثبتی تغییر دهد.

طی تجربه هایی که با نویسندگان، سربازان قدیمی و بیماران سرطانی داشته ام، پنج گام برای نوشتن و درمان کشف کردم. این پنج قدم می توانند به تغییر شکل در داستان زندگی منتهی شوند:

۱٫ تجربه کردن درد و ناراحتی
سوگ یک پروسه است که به ما کمک می کند تا با یک تغییر مهم در زندگی و یا یک لطمه (مرگ، از دست دادن عشق زندگی، تصادف، بیماری، تجاوز و یا هر شکست دیگری) سازگار شویم. هیچ نظم خاصی برای آنچه که رخ می دهد وجود ندارد ولی ما به طور غریزی می خواهیم آنچه را که اتفاق افتاده است، انکار کنیم و یا به آن بی توجهی کنیم زیرا این کار به ما کمک می کند تا در مقابل آن شوک مقاوم باشیم. بعدها ممکن است احساسات متفاوتی همچون عصبانیت، ناامیدی و ناراحتی را تجربه کنیم. گاهی سوگ می تواند بیش از حد انسان را تحت فشار قرار دهد که به افسردگی منجر می شود. ما اغلب اتفاقی را که رخ داده است در ذهنمان دوره می کنیم. در روزهای اولی که از اندوه آن ضربه ی روحی می گذرد، بهتر است تا سکوت در پیش گرفته و از نوشتن پرهیز کنیم.

۲٫ شکستن سکوت
در این مرحله می خواهیم تا داستانمان را برای دیگران تعریف کنیم، شاید برای یک دوست، یک مشاور و یا حتی بخواهیم آن را بنویسیم. این پروسه با بروز دادن احساسات دردناک انجام می گیرد. اغلب گفتن داستانی دردناک، اگر برای مدت طولانی در درون فرد باقی مانده باشد، می تواند بسیار کمک کننده باشد. اگر صدایمان را پیدا کنیم و داستان غم انگیزمان را بروز دهیم، می توانیم بر رویش کار کنیم تا بهبود یابیم.

۳٫ پذیرفتن و به هم چسباندن یک داستان قطعه قطعه شده
در این مرحله ما به تجربه ای دردناک دست می یابیم. ما در مورد اتفاق و شرایط و ناراحتی و دردی که همراه آن است آگاه می شویم. با پذیرش این موضوع به احساساتمان چهارچوبی منطقی می دهیم. نوشتن در اینجا می تواند بسیار کمک کند. نوشتن به ما اجازه می دهد تا اتفاق رخ داده را احساس کنیم. ما می توانیم با دوری از درد دیدگاه های متنوعی را بررسی کنیم و بینش جدیدی به دست آوریم.

۴٫ معنا یافتن و یا یک داستان را معنادار کردن
در این مرحله از شکست، ما می توانیم بیرون از تجربه بایستیم و تصویر را کامل ببینیم. زمانی که بتوانیم یک تجربه ی دردناک را از دیدگاهی دیگر نگاه کنیم، می توانیم آن را حس کنیم. و نوشتن در این پروسه بسیار اهمیت دارد. زمانی که ما نسبت به تجارب سخت درک به دست آوریم_ که چگونه اتفاق افتاده اند و چگونه در زندگی ما جای گرفته اند_ اغلب درد و یادآوری آن کاهش می یابد. اتفاقات دردناک با یک دیگر ادغام می شوند و تبدیل می شوند به فصل آخر داستان زندگی ما و اجازه می دهند تا به سمت جلو پیش برویم.

۵٫ بازنویسی داستان و به پیش رفتن
بدون وجود درگیری های احساسی که از ضربه های روحی ایجاد می شود، ما می توانیم انرژی ای را که برای بازنویسی داستان زندگی مان و جلو بردن زندگی با راه های کامل و خلاقانه نیاز داریم، دوباره به دست بیاوریم. این اغلب باعث ایجاد تغییر در داستان شخصی می شود که از بازتعریفی دیدگاهمان نسبت به خودمان ناشی می شود. ما اغلب این انرژی بازیافته مان را برای ساختن و ایجاد چیزی استفاده می کنیم.( طراحی کردن یک اتاق و یا نوشتن یک کتاب و یا فعالیت در زمینه ی سیاسی). ما به دیگران کمک می کنیم تا با ضربه ی روحی خود مواجه شوند و یا از آن دوری کنند، زیرا این به آن ها اجازه می دهد تا از دردی که با آن روبه رو هستند یک چیز خوب و با معنا بسازند.

نویسنده: سوزان کی پری
Susan K Perry

دیدگاهی بگذارید