طلاق، افزایش فردگرایی و آسیب به سلامت روانی

طلاق و افزایش فردگرایی

طلاق، افزایش فردگرایی و آسیب به سلامت روانی

طلاق، افزایش فردگرایی و آسیب به سلامت روانی 700 401

افزایش میزان فردگرایی ممکن است بر سلامت روانی تاثیری منفی بگذارد.

مطالعه ای جدید در مجله ی علم روانشناسی به چاپ رسیده است که نشان می دهد، مردم شمال آمریکا امروزه بیشتر به سمت فردگرایی پیش می روند. تقریبا ۴۰ درصد ازدواج ها به طلاق ختم می شود، و برای اولین بار در تاریخ آمریکا، بیشتر از ۵۰ درصد از جمعیت بالغ آمریکا ازدواج نکرده اند. بنابرابن بیشتر از یک چهارم افراد خانه دار از اشخاصی تشکیل شده اند که تنها زندگی می کنند. این آمار در حال افزایش است.
همچنین نزول شدیدی در عضویت در سازمان هایی که برای مردم و اجتماعشان هدف و فرصت های اجتماعی فراهم می کنند، دیده می شود. این کاهش شامل کلیساها، اتحادیه های کار و سازمان های ائتلافی می شود.
موازی با این کاهش، افزایش شدیدی در استفاده از شبکه های اجتماعی، بازی های کامپیوتری و سایر تفریحات فردی وجود دارد. این یعنی زمان کمتری در اجتماع بودن و بیشتر تنها ماندن.
تحقیقات حاکی از آن است که حمایت ها و روابط اجتماعی از سلامت روانی فردی محافظت می کند، به ویژه در مقابل استرس مزمن و حاد. برای مثال تحقیقات کلاسیک انجام شده توسط جامعه شناسان بریتانیایی نشان می دهد که حمایت های اجتماعی می تواند از شروع روند افسردگی جلوگیری کند. این موضوع برای شرایط آسیب رسانی همانند بیکاری، طلاق و سوگواری ضروری است.
محققین دیگر افزایش میزان اختلال استرسی پس از ضایعه ی روانی را به عوامل اجتماعی مرتبط دانستند. تاثیر اتفاقاتی که ضایعه ی روانی به دنبال دارد، می تواند توسط حمایت های اجتماعی گسترده و آیین های عمومی کاهش چشمگیری داشته باشد. برای مثال بازگشت سربازان از جنگ جهانی که توسط اجتماع و خانواده هایشان به عنوان قهرمانان شناخته می شدند. بعد از جنگ ویتنام با سربازان بازگشته از جنگ مبهم رفتار می کردند. به آن ها حس شرمساری می دادند و از آن ها قدردانی نمی کردند و ان ها را به حال خود رها کردند. این یک محیط ایده آل برای کاهش مشکلات روحی بعد از جنگ نبود.
افزایش فردگرایی بر خودکشی نیز تاثیر گذاشته است. برای مثال تحقیقی یافته است که افزایش خودکشی در بین مردان جوان بیشترین میزان افزایش را در بین افرادی که تنها زندگی می کنند دارد و به همان اندازه کاهش نیز در بین افراد متاهل دیده می شود. این یافته ها با تحقیق کلاسیک یک جامعه شناس مطابقت داشت که نشان می داد میزان خودکشی در افرادی که در درون جامعه هستند، در مقایسه با افرادی که تنها و جدا از جامعه زندگی می کنند، بسیار کمتر است. انزوای اجتماعی می تواند به صورت نافذی دردناک باشد.
به همین دلایل بسیاری از مداخلات سلامت روانی انجام می گیرد تا از انزوای مردم جلوگیری کند. همانند سازمان الکلی های گمنام (کارش کمک به افراد الکلی بدون افشای نام آن هاست) ، حمایت از بیکاران و درمان اجتماع ها. این مداخلات سعی دارد تا دوباره یک جامعه و شبکه ی حامی تشکیل دهد زیرا افرادی با بیماری های روانی آن را در زندگی شان نداشته اند.
از دیدگاه سلامت روانی، افزایش فردگرایی آسیب رسان است. تحقیقی بر پایه ی سلامت روانی نشان داد که حمایت اجتماعی، روابط اجتماعی و یکپارچگی اجتماع، می تواند بیماری های روانی را بهبود ببخشد.
در آخر فردگرایی می تواند منجر به انزوا، تنهایی بیشتر و بیگانگی شود.

نویسنده: راب ویتلی
Rob Whitley

دیدگاهی بگذارید