آیا جنس برتر وجود دارد؟

جنس برتر

آیا جنس برتر وجود دارد؟

آیا جنس برتر وجود دارد؟ 700 394

حقیقتی تلخ در مورد مرد بودن

زمانی که در مورد یادداشت غیررسمی گوگل شنیدم، بسیار ناراحت شدم. من از این ایده که باعث می شد شخصی شغلش را از دست بدهد، تنها به دلیل اینکه مدیر دیدگاه او را درباره ی مشکلات اجتماعی دوست نداشته است، خوشم نمی آمد. پس یک مقاله با موضوع تفاوت شامل تفاوت در فکر نیز می شود، نوشتم.
این مقاله باعث ایجاد یک طوفان شد. اصلا انتظارش را نداشتم. (در واقع باید بگویم که شدیدا شوکه شده بودم.) در سراسر اینترنت پخش شده بود، و بر تمامی موضوعات آن همانند آزادی بیان، سیاست بین المللی، محیط کاری، جنسیت و … بحث می کردند. واقعا یک طوفان بود.
مقاله های من به ندرت به یک طوفان تبدیل می شد و صادقانه بگویم که من به دنبال جنجال نیستم و در این شرایط اصولا سعی می کنم خودم را خارج از موضوع نگه دارم.
ولی با گفته هایی که اخیرا شنیده ام، مجبور شدم تا یک مقاله ی دیگر منتشر کنم.
مشکلی که برای من ایجاد شد، این بود که من را متهم کردند به اینکه به زن به عنوان یک جنس پایین رتبه نگاه کرده ام.
اجازه دهید تا به عنوان یک دانش آموز قدیمی در علوم تکامل رفتاری مطلبی را بگویم:
موضوع جنس برتر و جنس پایین تر بحثی پوچ بیش نیست و حتی هیچ معنای بیولوژیکی هم ندارد. یک کتاب زیست شناسی را باز کنید و بخشی را که در مورد تفاوت در جنسیت است، مطالعه کنید. قطعا مفهوم بیولوژیکی جنس مرد و زن را متوجه خواهید شد. در هیچ جا پیدا نخواهید کرد که جنسی بر جنس دیگر برتری دارد.
مطلبی که من در مقاله ام استفاده کرده ام این است که گاهی می توانیم در برخی زمینه ها جنسی را بر دیگری برتر بدانیم. برای مثال زمانی که حرف از موفقیت در دانشگاه می شود، بیشتر جنس زن موفق دیده می شود تا جنس مرد. من این مطالب را که بر پایه ی تحقیق یکی از دانشکده های دانشگاه نیویورک بود در مقاله ام استفاده کرده بودم:
میزان قبولی خانم ها در دانشگاه بیشتر از آقایان است.
به طور میانگین معدل خانم ها در تمامی مراحل بیشتر از آقایان است.
خانم ها بیشتر دوره ی تحصیل خود را چهار ساله به پایان می رسانند.
آقایان در مقایسه با خانم ها بیشتر در امتحانات رد می شوند.

تمامی اطلاعاتی که از دانشگاه های دیگر در دسترس است نیز این مطالب را تایید می کنند.
در حالی که من بر درستی این مطلب که برتری یک جنس نسبت به دیگری از لحاظ بیولوژیکی معنایی ندارد، اصرار دارم، می توانیم در مورد جنبه هایی که این دوجنس می توانند در ابعاد متفاوت با یکدیگر عمل کنند، صحبت کنیم. زمانی که موضوع تحصیلات عالیه پیش کشیده می شود، میبینیم که آقایان جوان برای گرفتن مدرکشان تلاش بسیار می کنند.
تحصیلات عالیه تنها بحثی است که آقایان در آن دچار درگیری هستند. در تحقیقات اخیری که در آزمایشگاه من انجام شده است، نشان داده شد که آقایان در دوره ی جوانی خود یک جراحت بزرگ داشته اند که به بخیه و یا گچ گرفتن ختم شده است. این جراحت ها در زندگی آینده می تواند پیامد های مخالفی داشته باشد.
در زندان های آمریکا نسبت مردان به زنان ۹ به ۱ است. بیشتر از ۹۰ درصد زندانیان مرد هستند.
تحقیقات دیگری که بر روی نسبت سن مرگ آقایان به خانم ها انجام شده است، نشان می دهد که در فرهنگ های گوناگون و در طول تاریخ خانم ها بیشتر از آقایان عمر می کنند. این احتمال در تمام طول عمر وجو دارد و در بین سنین ۱۵ تا ۲۵ سالگی، یعنی سنینی که افراد تمایلشان برای ایجاد رابطه بیشتر می شود، تشدید می گردد.
پس مردان کمتر از زنان عمر می کنند. و این مرگ در بیشتر مواقع ناشی از خودکشی است. بر طبق گزارشی از مرکز کنترل بیماری ها، درصد خودکشی در بین آقایانی که در دانشگاه هستند، چهار برابر بیشتر از خانم ها است.
من بر روی یک دانشکده تحقیقی انجام می دادم و سعی کردم تا همه ی دانشجویان را بشناسم. بسیار متاسف بودم که در مورد دو دانشجویی بنویسم که اخیرا خودکشی کرده اند. من هر دوی آن ها را خوب می شناختم و از دنیای آن ها باخبر بودم. هردوی آن ها مرد بودند.

حمایت از مردان جوان نباید از لحاظ سیاسی ممنوع باشد.
چه خوشایند باشد و چه ناخوشایند، حقیقت همین هاست. مردان جوان در جامعه ی ما در حال تلاش و تقلا هستند. به عنوان شخصی که از نزدیک با دانشجویان کار می کند، از هیچ تلاشی برای رساندن آن ها به موفقیت در درس و کار و زندگی شان دریغ نمی کنم. من طرفدار برنامه هایی هستم که به همگان سود برساند.
از نظر من بی توجهی به تلاش مردان جوان تنها به دلیل اینکه سیاست تصور می کند که زنان قشر ضعیف جامعه هستند و باید تنها به آن ها بها دهد، صحیح نیست. ما نمی توانیم تنها به دلیل اینکه در تاریخ بر مشکلات جامعه سرپوش گذاشته شده است ، از مشکلات زمان حال چشم پوشی کنیم. ما می توانیم بهتر از گذشته عمل کنیم. می توانیم به زنان و مردان جوان کمک کنیم. ما می توانیم به زنان کمک کنیم تا هرچیزی را که می خواهند به دست آورند. همچنین مردان را در راه رسیدن به موفقیت اجتماعی، آموزشی و احساسی کمک و حمایت کنیم.

نکته ی نهایی:
در طول دهه های گذشته، برنامه های تقویتی زیادی برای حمایت از بانوان در زمینه های آموزشی، ورزشی و اجتماعی انجام گرفته است. از نظر من این یک حرکت عالی است و من از دیدن موفقیت بانوان در تمامی زمینه ها بسیار شاد می شوم.
به نظر من ما در جامعه در تمام طول زندگی به مردان جوان بی توجهی کرده ایم. مردان جوان در جامعه ی ما در زمینه های آموزشی، احساسی و اجتماعی در حال تلاش و تقلا هستند.
جامعه می تواند همزمان با اینکه از زنان حمایت می کند، برای اطمینان از اینکه مردان جوان نیز به موفقیت می رسند، برنامه ای تعبیه کند.
آیا می توانیم به عنوان جامعه هم به حق زنان رسیدگی کنیم و همزمان با آن حمایت لازم را برای مردان جوانی که می خواهند به موفقیت برسند، فراهم کنیم؟
پاسخ صد در صد مثبت است .

نویسنده: گلن گهر
Glenn Geher

دیدگاهی بگذارید