از یک فرد خود انتقادگر به یک فرد خوددوست تبدیل شوید

مرکز مشاوره شمال تهران - زعفرانیه

از یک فرد خود انتقادگر به یک فرد خوددوست تبدیل شوید

از یک فرد خود انتقادگر به یک فرد خوددوست تبدیل شوید 800 424

اگر قرار بود که به طور کامل صادق باشید، اذعان می کردید که به معنای واقعی و حقیقی خودتان را دوست دارید؟ یا همیشه در حال تغییر در ظاهر، شخصیت و توانایی های خود هستید؟ وقتی در آینه نگاه می کنید آیا نواقصی در پوست و موی خود مشاهده می کنید که دوست‌ دارید از شرشان خلاص شوید؟ آیا در مورد شخصیت خود هم همین فکر را می کنید؟ هر زمان که قبل از یک رویداد اجتماعی به جای حفظ آرامش مضطرب می شوید، آیا خودتان را به خاطر این اضطراب سرزنش می کنید؟
به راحتی می توان به یک فرد از لحاظ روانی متعصب و تغییر گرا تبدیل شد، مخصوصاً وقتی برنامه های تلویزیونی این کار را برای مد و خانه انجام می دهند. به جایی می رسید که خود را نه به عنوان کسی که هستید بلکه به عنوان کسی که آرزو داشتید باشید می بینید. همان طور که اوفلیا در هملت گفت «ما می دانیم که چه هستیم، اما نمی دانیم که چه خواهیم شد» « ما می دانیم که چه هستیم و دوست داشتیم که ای‌کاش این‌گونه نبودیم»
پایه و اساس داشتن اعتماد به نفس مثبت این است که خود را همان‌طور که هستید قبول کنید، نه آن طور که باید باشید. این به معنی نیست که خود را نقد نکرده و یا در صدد تغییر نباشید، بلکه قادر باشید تا با نواقص خود کنار آمده و تلاش داشته باشید تا مقدار کمی از این نواقص را در طول زمان برطرف کنید.
امروزه در روانشناسی ایده «خویشتن پذیری» به عنوان یک عنصر مهم در رسیدن به حالت های ذهنی مثبت مانند آرامش ذهنی، شناخت بهتر خود و قابلیت همدردی با دیگران، در حال پر رنگ شدن است. کارل راجرز در دهه ۵۰ و ۶۰ در مورد کیفیت رابطه مثبت بی قید و شرط و اهمیت آن در رشد شخصیت نوشت. بر طبق گفته راجرز وقتی والدین «شرایط ارزش گذاری» را به کودکانشان اعمال می کنند، آن‌ها این‌گونه رشد پیدا می کنند که به خود شک کرده و منتقد خود باشند. اگر شما فکر می کنید که تنها زمانی والدینتان شما را دوست خواهند داشت که مطابق با معیارهای آن‌ها عمل کنید، صدای سرزنشگری در درون شما به وجود خواهد آمد که دائماً شما را با آن چیزی که قرار است باشید مقایسه خواهد کرد.
در واقع یک نوشته روانشناسی از چند منظر مهم به اهمیت دیدن خود به عنوان آن چیزی که هستیم و فارغ شدن از هر گونه اضطراب و تنش نرسیدن به معیار های شخصی درباره خود می پردازد. روانشناسان امروزه در صدد آن هستند که این تئوری های را در قالب واحد های اندازه گیری «خویشتن پذیری» در بیاورند تا بتوانند به واسطه آن میزان سخت گیری که هر فرد به خودش اعمال می کند اندازه گیری کنند.
قبل از اینکه به این واحد ها اندازه گیری و بعضی از تحقیقاتی که بر آن‌ها صحه می گذارند بپردازیم ذکر یک نکته ضروری است: اگر شما خودتان را به خاطر خودسرزشگری سرزش کنید، فقط شرایط را بدتر می کنید. اگاهی به اینکه شما تا چه حد خود را می پذیرید می تواند یک فرآیند رهایی بخش باشید مخصوصاً اگر در طول این مسیر راهنماهایی باشد تا به وسیله آن صدای سرزشگر خود را خاموش کنید.
روانشناسان دانشگاه لوئیزیانا تک گولر بویراز و برندون ویتز این ایده را آزمایش کردند که « افراد با سطح بالایی از پذیرش فردی، کمتر احتمال دارد به تمرکز و نشخوار در جنبه های منفی خود پرداخته و لذا احتمال آن بیشتر است که از فکری خود متمرکز بهره ببرند». به معنایی دیگر اگر شما خود را همان‌طور که هستید بپذیرید، کمتر امکان دارد که بر شکست های خود متمرکز شده و لذا دیدی واقع بینانه پیدا می کنید. شما به طور کامل به کاستی های خود بی اعتنا نخواهید شد بلکه کمتر آن‌ها را به عنوان نقص‌هایی مهلک ارزیابی می کنید.
برای آزمایش این ایده، بویراز و ویتز یک تحقیق دو بخشی ترتیب دادند که در آن در مرحله اول آن‌ها تمایل شرکت کنندگان (در آزمایش) را در مورد فکر کردن (تأمل) و نگرانی در مورد رفتارهایشان اندازه گیری کردند. و سپس این مقادیر را با تغییرات در مرحله دوم آزمایش در مورد پذیرش فردی و همدردی مطابقت دادند. همان‌طور که آن‌ها به نتیجه رسیدند افرادی که به رفتارهایشان فکر کرده ولی آن‌ها را در ذهن خود نشخوار نمی کردند سطح بالاتری از پذیرش فردی داشتند.
در کمال تعجب افرادی که خود سرزنشگر بودند همدلی بیشتری از آنچه محققان انتظار داشتند از خود نشان دادند. این امکان وجود دارد که هر قدر شما به کاستی های خود توجه کنید بیشتر قادر باشید تا این کاستی ها را در دیگران ببخشید.
سپس بویراز و وویتز اینگونه عنوان کردند که پذیرش خصوصیات منفی و مثبتتان می تواند برای سلامت ذهنی و آرامش ذهنی شما مفید باشد.
حالا این ۱۰ روش را امتحان کنید تا به جای بک فرد خود انتقاد گر به یک فرد خود دوست تبدیل شوید:
۱- از اینکه با شکست هایتان مواجه شوید نترسید. تحقیق بویراز و ویتز نشان داد که توانایی برای فکر کردن به ضعف هایتان به این معنی نیست که زندگی شما به یک زندگی « نفرت بار» تبدیل شده است.
۲- عقب بایستید و از موفقیت هایتان لذت ببرید. وقتی که کاری را به خوبی انجام می دهید. ترسی نداشته باشید که به موفقیتتان اقرار کنید. حتماً نباید زمین و آسمان را به هم بدوزید. همین که یک غذای خوشمزه درست کنید و آن را با مزه بخورید و اجازه دهید تا کسانی که برایشان غذا درست کرده اید از کارتان قدر دانی کنند خوب است.
۳- یاد بگیرید تا زمانی که در آینه به خود می نگرید چیزهایی را ببینید که در مورد خود دوست دارید. بله شاید آرایشتان کامل نباشد و آن جوش روی چانه تان کمی آن را قرمز نشان دهد. اما این که موهایتان را به زیبایی فرم داده اید چه؟ اگر اینگونه به نتیجه ای نرسیدید آینه ای را پیدا کنید که نسبت به آینه های فلورسنتی اداره شما نور را بهتر بازتاب دهد.
۴- با خودتان سر قرار بروید. سر قرار کمی وقت برای فکر کردن به اتفاق هایی که برایتان افتاده اختصاص دهید. از یک فیلم و یا کنسرت لذت ببرید یا خوردن یک وعده غذا در رستوران مورد علاقه تان وقتی که هم‌زمان به چیزهایی که در اطرافتان اتفاق می افتد فکر می کنید. حتی می توانید به جوک های خودتان بخندید.
۵- تلاش کنید که به فرد بهتری تبدیل شوید ولی انتظار نداشته باشید که همه تغییرات یک روزه اتفاق بیافتد. ممکن است که از وزنتان راضی نباشید و اینکه چربی هایتان سریع تر آب نمی شوند برایتان غیر تحمل باشد. برای اهدافتان زمانی واقع گرایانه تر ترسیم کنید و اهداف خود را به اهداف کوچک‌تر قابل دسترسی تر تقسیم کنید.
۶- یک بعد از ظهر جمعه و یا غروب را بدون نگرانی در مورد ظاهر خود بگذرانید. یکشنبه بدون ارایش را امتحان کنید و یا پنج شنبه شب با لباس شلخته. ببینید اینکه خودتان باشید چه حسی دارد مخصوصاً زمانی که نگران تأثیر گذاری بر دیگران نیستید.
۷- به گذشته فکر کنید، اما اجازه ندهید تا در پشیمانی های خود غرق شوید. آرزو دارید که ای کاش همه چیز را می دادید تا زمان به عقب بر می گشت تا شاید آن حرف های ناراحت کننده را به دوست خود نمی زدید. ولی وقتی حرفی زده شده دیگر امکان پس گرفتن آن‌ها وجود ندارد. ولی خب شما از این اتفاق چیز بدردبخوری را یاد گرفته اید و قطعاً می توانید همه تلاشتان را بکنید که از دوستتان عذر خواهی کنید.
۸- این را متوجه شوید که هیچ کس کامل نیست. وقتی که در شرایط عدم خود پذیرشگری قرار دارید طبیعی است که باور کنید همه بهتر از شما هستند. این امکان دارد که بقیه در موارد خاصی از شما بهتر باشند ولی این بدین معنی نیست که شما انسان کمتری هستید. به جای اینکه خود را با دیگران اینگونه مقایسه کنید واقعیات را قبول کنید و سپس ببینید که آیا می توانید از این واقعیات چیزی یاد بگیرید یا خیر.
۹- شخصیتتان و نقاط ضعفتان و همه چیز در مورد خودتان را دوست بدارید. خب شما کمی دقیق هستید و دوس دارید همه چیز عالی باشد. وقتی که اتفاق ها آن‌طور که شما دوس داشتید نمی افتد و شما شروع به سرزش خود می کنید دست نگه دارید و واقعیت را بررسی کنید. خب شما روی لباس جدیدتان قهوه ریختید شاید شما کمی کم احتیاط هستید ولی این به هیچ عنوان به این معنی نیست که بی ارزش هستید.
۱۰- اکثر چیزها در مورد خودتان را دوست بدارید. ممکن است که شما به آن رضایت ۱۰۰ درصدی از خود نرسید، اما شاید بتوانید به رضایت ۷۵ و یا ۸۰ درصدی از خود برسید. در اندازه گیری هایی که گروه لوییزیانا تک از آن‌ها در میزان رسیدن به پذیرش فردی استفاده برد امتیاز بالا به معنی این بود که بگویید «من از اکثر ویژگی های شخصیتی خودم راضی هستم»

دیدگاهی بگذارید