کمک به کودکان برای کنترل خشم و عصبانیت

کمک به عصبانیت کودکان

کمک به کودکان برای کنترل خشم و عصبانیت

کمک به کودکان برای کنترل خشم و عصبانیت 700 467

پاسخ به سوالات همیشگی در مورد عصبانیت کودکان
به عنوان مشاور مدرسه، بیشترین سوالی که به دست من می رسد این است که چگونه می توانم عصبانیت فرزندم را کنترل کنم؟ بیشتر اوقات این سوال با شرم و خجالت زدگی پرسیده می شود، به طوری که انگار عصبانیت در کودکی اتفاقی بد و غیرقابل حل است و یا مثلا پدر و مادر خوب فرزند خود را شاد نگه می دارند و اجازه نمی دهند که آن ها عصبانی شوند.
هیچ کدام از این رفتارها از طبیعت انسان دور نیست و هیچ والدینی نباید خودش را به این دلیل که فرزندانشان شبیه انسان رفتار می کنند، سرزنش کند.
در اینجا به برخی از سوالات شما پاسخ داده شده است:

آیا عصبانیت برای فرزند شما آسیب رسان است؟
عصبانیت یک رفتار ساده، پایه ای و ناگهانی و یک احساس عصبی موقتی است. معمولا با ناامیدی و به دنبال یک موقعیت ناخوشایند پدید می آید. اگرچه عصبانیت واقعی و قدرتمند است ولی نیاز نیست تا از آن بترسیم، آن را انکار کنیم و یا آن را یک رفتار غیر طبیعی تلقی کنیم. باید مد نظر داشت که تمام موجودات در طول زندگی شان عصبانیت را تجربه می کنند و این موضوع کاملا طبیعی و نرمال است. موضوع مهم اینجاست که ما باید با عصبانیت چکار کنیم؟ زمانی که با عصبانیت به صورت سالم و سازنده برخورد شود، چیز مخرب و بدی در مورد آن وجود نخواهد داشت ، اگرچه بیشتر مواقع کودکان عصبانیت خود را در روابط دوستانه، معلم – دانش آموزی و روابط والدین-فرزندی به صورت مخرب بروز می دهند و برای سلامت آن ها زیان آور است.

آیا مشکلات ناشی ازعصبانیت که در بزرگسالی بروز می کند، از دوران کودکی نشات می گیرد؟
مشکلات ناشی از نحوه ی بروز عصبانیت معمولا ریشه در کودکی دارد. برخی از کودکان نحوه ی برخورد خود را در هنگام عصبانیت از برخورد بزرگترهای خود تقلید می کنند، همانند: فریاد زدن، خجالت زده کردن دیگران، با اسامی نامناسب دیگران را خطاب کردن و یا حتی خشونت فیزیکی. ممکن است تصور کنند که احساس آن لحظه ی آن ها از حق دیگران مهم تر است و فکر می کنند که حق دارند تا هر کاری را که می خواهند، بدون فکر به عواقب آن، بر روی دیگران پیاده کنند.
در مقابل، روش تربیتی دیگری وجود دارد که استانداردهای عالی ولی غیر ممکنی دارد. در خانه هایی با این روش تربیت، به فرزندان یاد داده می شود که “عصبانیت بد است و یک بچه ی خوب به هیچ کس اجازه نمی دهد تا عصبانیتش را ببیند”. این کودکان که از لحاظ عاطفی در محیطی محدود رشد کرده اند، از کودکی یاد می گیرند که احساسات طبیعی شان را مخفی و یا انکار کنند. درست است که سرکوب کردن عصبانیت بسیار متمدن تر از خشونت به نظر می رسد، اما کودکانی که مجبور می شوند تا عصبانیت خود را پنهان کنند، در بزرگسالی به آسیب های شدید روحی دچار خواهند شد. زیرا آن ها این عصبانیت را به درون خود هدایت کرده اند،آن ها معمولا از افسردگی یا عصبانیت نهان رنج خواهند برد و ممکن است به صورت مخفیانه زمینه ی آزار دیگران را در خود پرورش دهند.

چه تفاوتی بین یک عصبانیت سالم و یک عصبانیت ناسالم وجود دارد؟
درعصبانیت سالم باید رک بود، و باید صادقانه، مستقیم و شفاف، دلیل ناراحتی خود را بیان کرد تا بتوان برای برطرف کردن دلیل عصبانیت از سمت دیگران، از آن ها درخواست کرد. در برخی موقعیت ها این کار ممکن نیست، بنابراین فرد جوان باید سعی کند از منبع عصبانیت دور شود. برای مثال در مدرسه اگر بچه ها احساس کنند که معلمی با آن ها غیر منصفانه برخورد کرده است، نمی توانند ۱۰۰ درصد رک و صادقانه با موضوع برخورد کنند، ولی این انتخاب را دارند که جنگ را خاتمه دهند و از یک رفتار نامنصفانه، با یک رفتار پخته و به کمک احساسات کنترل شده و راه حل محور، چشم پوشی کنند تا شرایط به وجود آمده را قابل تحمل کنند.
عصبانیت ناسالم زمانی اتفاق می افتد که فرد به حق دیگران تجاوز کند، همانند خشونت فیزیکی و یا کلامی. عصبانیت ناسالم تماما در مورد آسیب زدن به افراد دیگر است، در حالی که عصبانیت سالم در مورد حل مشکل پیش آمده است.

چطور می توان به کودکی که دچار مشکل عصبانیت است، کمک کرد؟
هر شخصی در هر سنی می تواند بیاموزد که چگونه عصبانیت خود را بروز دهد. خبر خوب اینجاست که همانطور که خشونت یک رفتار انتخابی است، رک گویی و شفافیت نیز همینطور است. آگاهی از این موضوع بسیار اهمیت دارد. هنگامی که کودکان متوجه می شوند که ممکن است انتخاب آن ها نتیجه ای را برای آن ها رقم بزند که آن را دوست ندارند، (همانند از دست دادن چیزهایی که به آن ها علاقه دارند و یا محدودیت در زمان بازی)، تمایلشان برای یادگیری راه های ابراز عصبانیت به شیوه ی صحیح بیشتر می شود. روش های فیزیکی مانند انواع ورزش ها و یوگا ثابت شده است که به کودکان کمک می کنند تا ذهنشان را آرام کنند و کنترل بیشتری بر روی انتخابشان داشته باشند.
به عنوان یک کارشناس سلامت و مشاور مدرسه، تمام مدرسه ها را تشویق می کنم که یادگیری مهارت های کنترل احساسات را در برنامه ی درسی خود بگنجانند. از آن جایی که می دانیم، شرایط احساسی خوب لازمه ی موفقیت در درس است، پس منطقی است تا از مدارس بخواهیم مهارت هایی همانند حل مشکلات، جلوگیری از درگیری و رک بودن را به فرزندان بیاموزند. پیش گیری می تواند بهترین روش برای حل مشکل عصبانیت فرزندان ما باشد، قبل از اینکه این موضوع برای آن ها به یک الگوی طولانی مدت تبدیل شود.
و در نهایت زمان بندی بسیار در کمک به افرادی با این مشکل اهمیت دارد. اگر درمیان عصبانیت شخص به او بگویید که او دارای مشکلات عصبی است، قطعا مشکل او را تشدید می کنید. بخش عاطفی مغز کودکان بر کارهایی که کودک انجام می دهد، حکم فرماست، و او نمی تواند به صورت موثر با بخش منطقی مغزش ارتباط برقرار کند، بنابراین قادر به تصمیم گیری صحیح نخواهد بود.
برای کودکان درک روشی که باید توسط آن عصبانیتشان را کنترل کنند، بسیار دشوار است. آن ها باید به طور کامل آرام شوند تا متوجه عواقب عصبانیت مخربشان شوند. یکی از با ارزش ترین مهارت هایی که بزرگسالان می توانند به فرزندان خود بیاموزند این است که چگونه یک کودک در حالت عصبانیت خود را آرام نگه دارد. بعد از اینکه کودک خود را آرام کرده است، گوش کردن (صحبت نکردن در بین بیان احساسات کودک) می تواند یک راه حل کاربردی باشد تا به کودکان کمک کند که کنترل عصبانیتشان را در دست بگیرند.

نویسنده: Signe Whitson

دیدگاهی بگذارید