خیانت جنسی و انگیزه های زن و شوهر برای ارتکاب به خیانت

خیانت جنسی

خیانت جنسی و انگیزه های زن و شوهر برای ارتکاب به خیانت

خیانت جنسی و انگیزه های زن و شوهر برای ارتکاب به خیانت 700 466

تحقیقاتی در مورد جنسیت، درآمد و فاکتورهای دیگری که باعث خیانت جنسی می شوند.

مشکلات اخلاقی کمی وجود دارد که به عنوان خیانت شناخته شده اند: تعداد زیادی از بزرگسالان در شمال آمریکا و اروپا اعتقاد دارند که خیانت کاری اشتباه است. اما برخلاف این انتقاد اجتماعی گسترده، خیانت بسیار رایج است. محققین تخمین زده اند که ۱۰ تا ۲۵ درصد از زوج های متاهل در آمریکا حداقل یکبار در طول زندگی مشترکشان تجربه ی خیانت جنسی را داشته اند.
دلیل این خیانت در بین زوج ها چیست؟

انگیزه هایی برای خیانت
انگیزه برای خیانت بسیار است، چه برای یک رابطه ی نامشروعی که تنها یک شب به طول بیانجامد و چه برای یک رابطه ی طولانی مدت، یک رابطه ی جنسی ساده باشد و یا یک ارتباط عاطفی قوی. بیشتر زوج های خیانتکار، با صرف نظر از جنسیت آن ها گزارش کرده اند که روابط خارج از روابط زناشویی آن ها نیازهای جنسی و عاطفی آن ها را به صورت یکسان برطرف می کنند. البته مردان بیشتر انگیزه ی جنسی را گزارش کرده اند در حالی که خانم ها نارضایتی از اصل رابطه را مد نظر داشته اند.
این در حالی است که اگر رابطه ی اصلی هر دو جنس دچار کمبود این دو مورد شود، هم مسائل جنسی و هم مسائل عاطفی تبدیل به انگیزه می گردند.

تفاهم و رضایت
زوج ها تمایل دارند تا در بسیاری از خصوصیات با یکدیگر تفاهم داشته باشند. خصوصیاتی همانند تحصیلات، درآمد،جذابیت ظاهری، دیدگاه مذهبی، علایق و اخلاقیات. زوج هایی که در یک ویا چند ویژگی مهم با یکدیگر هماهنگی نداشته باشند، احتمال بیشتری برای خیانت در آن ها وجود دارد. شاید به این خاطر که آن ها سطح بالاتری از نارضایتی را در بین خود تجربه می کنند. برای مثال زوجی با مذهب و سطح تحصیلی یکسان با درصد کمتری از خیانت مواجه می شوند .
جالب است بدانید، زنانی که سطح تحصیلی بالاتری دارند، نسبت به زنانی که سطح تحصیلی برابری با همسرشان دارند، بیشتر تمایل به خیانت دارند. همچنین زوج هایی که سطح اجتماعی- اقتصادی بالاتری دارند، از اینکه رابطه شان را با خیانت به خطر بیاندازند،ترس کمتری دارند.
همچنین افراد زمانی که شاغلند ولی همسرشان در خانه است ممکن است دست به خیانت بزنند. تاثیر این مورد بر زنان شاغل بیشتر از مردان شاغل است. وضعیت کاری و شغلی یکسان می تواند نشانه ی تفاهم در بین زوج ها باشد و روابط بین آن ها را استحکام ببخشد. همچنین زوجی که در خانواده تنها او شاغل است، استقلال بیشتری برای پیدا کردن شخص دیگر دارد و شاید پیش بینی می کند که به دلیل شاغل بودنش در صورت پی بردن همسرش به خیانت او، هزینه های کمتری باید بپردازد.

فاصله ی جنسیتی
تعجب آور است که با وجود انگیزه های یکسان در بین خانم ها و آقایان، خیانت از سمت زنان در مقایسه با مردان به ندرت رخ می دهد. نکته ی عجیب دیگر این است که شرایط اجتماعی-اقتصادی در زنان زمینه ی خیانت آن ها را فراهم می کند. زمانی که سطح تحصیلی زنان بیشتر از مردان باشد و یا آن ها شاغل باشند و شوهرشان خیر، تمایل بیشتری برای خیانت در آن ها دیده می شود.
از قدیم تاکنون خیانت در بین مردان بیشتر بوده است، البته این تا زمانی است که خانم ها استقلال اقتصادی-اجتماعی و جنسیتی به دست نیاورده باشند. برای مثال تعدادی مطالعه ی مستقل از هم در پیرامون بحث خیانت یافته اند که در بین افراد مسن فاصله ی جنسیتی زیادی وجود دارد، در صورتی که این فاصله در بین افراد میانسال بسیار کم است و یا اصلا وجود ندارد.
مردان خیانت را بزرگ می کنند و زنان آن را کمتر از چیزی که هست نشان می دهند.

خیانت و وفاداری
واضح است که پی بردن به خیانت همسر بسیار دردناک است و خیانت اغلب به نابودی رابطه ی اصلی و طلاق ختم می شود. اما این عواقب تاثیری بازدارنده ندارند. برای هر دو جنسیت، نارضایتی از رابطه ی کنونی، انگیزه ی اصلی برای خیانت است وناراحت کردن همسر و نابودی ازدواج اهمیتی برای زوج ناراضی ندارند. برای این افراد، خیانت همانند ادامه دادن راه می ماند، حتی اگر برخلاف عرف اجتماعی باشد.
شاید ما باید از اینکه خیانت برخلاف عرف جامعه است ولی هنوز رایج است، کمتر تعجب زده شویم و در عوض خوشحال باشیم که بیشتر همسران ما خیانتکار نیستند.

نویسندگان: الیزابت اورا – مک کلینتاک
Elizabeth Aura – McClintock