الگوهای تنهایی در بین مهاجران

الگوهای تنهایی در بین مهاجران

الگوهای تنهایی در بین مهاجران 1160 1104 نگار

 

تنهایی احساسی فراگیر است که سطح سلامت و کیفیت زندگی افراد را کاهش میدهد که توجه کارکنان حوزه سلامت روان را هم به عنوان یک شرط، خودی خود و هم به عنوان یک جزئ از سایر مولفه ها به خود جلب میکند. تنهایی عموما به عنوان یک احساس ناخوشایند است و زمانی اتفاق می افتد که شبکه روابط اجتماعی فرد چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی ، به طریقی مهم، دچار نقص شود. از جمله معمول ترین شرایطی که باعث تنهایی میشود، شامل عدم درگیری اجتماعی دانشجویان ، زندگی انفرادی سالمندان و انزوای فرهنگی مهاجران است. دو مفهوم عمده تنهایی مطرح شده است: تنهایی ناشی از انزوای اجتماعی و تنهایی نشانگانی. مورد اول تنهایی را واکنش طبیعی افراد نسبت به شرایط خاص زندگی مانند از دست دادن ، رها شدن و عدم حمایت اجتماعی ناشی ازعدم رضایت از مقررات فعلی روابط اجتماعی توصیف می کند. به گفته ویس ، این روابط نیازهای مختلف فردی را برآورده می کنند. دلبستگی به شما احساس امنیت و حفاظت شدگی می دهد که معمولا همسر این نیاز را برآورده می کند. دوستان نیز یکپارچگی اجتماعی را فراهم می کنند، که در آن افراد دارای علایق و ارزشهای مشترک هستند. اتحاد قابل اطمینان؛ اطمینان از در دسترس بودن کمک های عینی در صورت لزوم ، به طور کلی از طرف خانواده برطرف  می شود. راهنمایی ها ، شامل مشاوره و اطلاعات ، توسط افراد قابل توجهی در جایگاه قدرت و اقتدار ارائه می شود.

تنهایی نشانگانی غالباً به عنوان یک علامت ثانویه یا یکی از مولفه های افسردگی توصیف شده است، نه به صورت یک عامل ، به خودی خود.

از آنجا که همبستگی بالایی بین عملکرد هر دو مفهوم وجود دارد ، جای تعجب نیست که برخی از محققان تنهایی را به عنوان نوع خاصی از افسردگی در حوزه بین فردی یا “افسردگی بین فردی” تعریف می کنند. برخلاف آن مطالعات ، رابطه تنهایی با پریشانی روانشناختی و علائم آن به اندازه کافی بررسی نشده است. مهاجرت فرصتی منحصر به فرد برای بررسی انواع مختلف واکنشهای فرد به تنهایی را ارائه می دهد. افراد تازه مهاجرت کرده خود را در شبکه ای کاملاً متفاوت از روابط اجتماعی می یابند و چندین عامل استرس زا از جمله فقدان ها را تجربه می کنند. در واقع ، مطالعات به طور مداوم در مقایسه با جمعیت بومی ، سطح بالایی از بیماری ناشی از استرس و عوارض گسترده آن را ، همراه با کاهش سطح حمایت اجتماعی در میان گروه های مهاجر پیدا کرده اند. علاوه بر این ، شواهد روشنی وجود دارد که مهاجر بودن یک ریسک فاکتور برای ایجاد فشار روانی است و این مربوط به انزوای اجتماعی است. با این حال دانش مربوط بین جمعیت های مهاجر معمولا ناقص است.

مطالعات پژوهش تازه نشان می دهد که بر خلاف مطالعات قبلی که در آنها احساس تنهایی بیشتری در میان افراد مسن گزارش شده بود ، هنگامی که به طور جداگانه در نظر گرفته شد ، ارتباط معنی داری با سن پیدا نشد. با این حال ، ترکیب سن با جنسیت و ترکیب خانواده تاثیر مهمی بر تغییر در نمرات تنهایی هنگام کنترل پریشانی روانشناختی و حمایت اجتماعی دارد. این یافته حاکی از آن است که تأثیرات پریشانی و حمایت اجتماعی در ایجاد تجارب عمیق تنهایی بیش از تأثیر عوامل جمعیتی برجسته است.

از آنجا که تنهایی و پریشانی دارای برخی ویژگی های مشترک هستند ، سعی شده است الگوهای تنهایی مرتبط یا مرتبط با مولفه های بیماری عمومی روانشناختی از هم جدا نشود. نتایج تحلیل عاملی الگوهای فرضیه تنهایی را تایید می کند. برای تنهایی که با پریشانی همراه نباشد ، زمینه اصلی نارضایتی بر حمایت اجتماعی از دوستان متمرکز است. این نوع تجربه تنهایی را می توان یک پاسخ روانشناختی طبیعی دانست که از فرد در برابر پریشانی دفاع می کند. با از دست دادن حمایت دوست خود ، چنین فردی احتمالاً در حفظ “شاید مهمترین روابط – رابطه با خود” موفق باشد. ارتباط با احساسات درونی فرد باعث ایجاد احساس هویت فردی می شود و دانش فرد در مورد میزان اعتماد شخص به توانایی های خود را به روشی خودکفا و خود مختار افزایش می دهد. عدم توانایی در حفظ چنین ارتباطات درونی باعث کاهش عزت نفس مثبت ، کاهش اعتماد به نفس و کاهش اعتماد به دیگران حتی در حضور سیستم های حمایتی بیرونی می شود. در موارد شدید ، ممکن است پیوندهای یک شخص با واقعیت قطع شود و جای خود را به یک پریشانی عمیق بدهد. این تصویر از فرد ممکن است در تنهایی مربوط به پریشانی دیده شود که به نظر می رسد جزء مولفه های (نشانه ها) مجموعه علائم پریشانی است. به طور کلی ، نتایج این مطالعه در مورد حمایت از تنهایی نشانگانی و مکمل مطالعات قبلی که به توصیفات عاطفی و ارتباط تنهایی اشاره کرده اند است. با این حال ، یافته های ما نشان می دهد که نه تنها علائم خاص افسردگی ، بلکه سایرعلائم پریشانی عمومی روانشناختی نیز به طرز چشمگیری با احساس تنهایی در ارتباط هستند. رابطه تنهایی با حساسیت بین فردی (عزت نفس پایین) از جمله احساس عدم کفایت و حقارت شخصی ، به ویژه در مقایسه با دیگران ، انتظارات منفی در مورد ارتباطات و رفتارهای بین فردی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. با این حال ، نه تنها خود تخریبی ، بلکه انتقاد از دیگران نیز در تنهایی علامتی نقش مهمی دارد. همبستگی شدید تنهایی با ایده های پارانوئید شامل افکار تصویری ، خصومت ، سوءظن و ترس از دست دادن استقلال، این فرض را تایید می کند. این الگوی علائم روانشناختی منعکس کننده روش مهاجران در ارزیابی خود از طریق جدا شدن از روابط یا عضویت در گروه ، و گرایش به انزوا از خود ، اجتناب و طرد دیگران است. به طور کلی ، یافته های مربوط به تنهایی نشانگانی از نتیجه گیری سیلو و همکاران پشتیبانی می کند که به نظر می رسد تنهایی جنبه ای جدایی ناپذیر از پریشانی عمومی روانشناختی است تا تعیین کننده مستقل چنین شرایطی. در این مطالعه نشان داده شد که رضایت از حمایت اجتماعی بزرگترین پیش بینی کننده تنهایی در مهاجران سالخورده کره ای در ایالات متحده است ، اگرچه انواع حمایت اجتماعی در آن مطالعه متفاوت نبود. نتایج این مطالعه همچنین نقش انواع خاصی از حمایت اجتماعی در توسعه تنهایی انزوای اجتماعی را نشان می دهد. با مقایسه دو عامل ، یکی شامل تنهایی و دیگری بدون آن ، متوجه می شویم که تنها عدم رضایت از حمایت دوستان تجربیات تنهایی را تحریک می کند ، در حالی که عدم حمایت اجتماعی از خانواده و سایر افراد قابل توجه  آن را تحریک نمی کند.

نتایج مطالعات نشان می دهد که دوستان (شبکه‌های حمایتی) میتوانند  با تامین علائق و ارزش‌های مشترک و ارضای نیازهای بین‌فردی و ایجاد اتحاد و اطمینان از در دسترس بودن کمک، ادغام و یکپارچگی مهاجر در جامعه را تسهیل کنند. با وجود محدودیت های این پژوهش نشان میدهد که یافته های این مطالعه با ارائه الگوهای افتراقی تنهایی ، پیامدهای مهمی برای ارائه دهندگان خدمات بهداشتی دارد. یکی از آنها به اندازه کافی سازگار و برجسته پریشانی روانشناختی عمومی است که نیاز به مداخله مناسب دارد. یکی دیگر از مواردی که پاسخ طبیعی به عدم رضایت از مقررات اجتماعی فعلی را نشان می دهد ، ممکن است به عنوان مکانیزم دفاعی ناشی از پریشانی روانشناختی عمل کند. حساسیت به این تفاوتها در عمل با مهاجران اخیر لازم است. تحقیقات آینده نگر بیشتر در مورد این مسئله مهم باید بیشتر شامل استرس و اقدامات مقابله ای برای گسترش دیدگاه یافته های فعلی باشد.

 

منبع:

Alexander M. Ponizovsky and Michael S. Ritsner/2004/Patterns of Loneliness in an Immigrant Population/Comprehensive Psychiatry/ DOI: 10.1

مترجم: نگار خلفائیان